زیست شناسی سلولی و ملکولی میکروبیولوژی
 

همه چیز در مورد PCR 2

همه چیز در مورد PCR

پلیمرازهای اولیه PCR:

در سال 1983 Kary Mullis از دو پرایمر برای هیبرید کردن هر زنجیره از DNA هدف و اضافه کردن DNA polymerase برای انجام واکنش استفاده کرد که این منجر به همانندسازی DNA به صورت تصاعدی شد. بعد از هر دوره از همانندسازی مخلوط نیاز به حرارت دادن در دمای بالای 90oC داشت تا DNA تازه تشکیل شده دناتوره گردد. این مرحله حرارت دادن DNA پلیمرازهایی که تا قبل از کشف Taq مورد استفاده قرار می­گرفت یعنی قطعه Klenow از DNA polymerase I از E.coli را غیرفعال می­کرد. علاوه بر آن مقدار جدیدی از آنزیم باید در ابتدای هر چرخه به صورت دستی اضافه شود. با 30-40 چرخه از PCR این کار بسیار پر زحمت و خسته کننده بود. آنچه که نیاز بود یک DNA Polymerase بود که در حین دناتوراسیون DNA که در 90o C یا بالاتر انجام می­شود پایدار باقی بماند.استفاده از Taq DNA Polymerase مقاوم به حرارت نیاز به اضافه کردن آنزیم جدید به واکنش PCR در ابتدای هر دوره را از بین برد و به علت خصوصیت مقاوم به حرارت بودنش جایگزین DNA Polymerase باکتری E.coli شد.

Taq polymerase :یک پلیمرازمقاوم به حرارت است که بر اساس نام باکتری ترموفیل Thermus aquaticus نامگذاری شد که به طور طبیعی از چشمه های آب گرم جداسازی شد. جداسازی DNA Polymerase از این باکتری بازده PCR را بالا برد زیرا این پلیمراز به سرعت در دمای بالا غیرفعال نمی شود.

Taq اولین آنزیمی بود که قادر بود در شرایط دناتوراسیون (بالای 90oC ) که برای چرخه PCR مورد نیاز است مقاومت کند. این آنزیم باعث می شود که 30-40 چرخه PCR بدون نیاز به باز کردن واکنش و اضافه کردن پلیمراز جدید انجام شود. بنابراین آلودگی که ممکن است زمان اضافه کردن دستی پلیمراز در یک PCR ایجاد شود را کاهش می دهد. همچنین به دلیل طبیعت ترموفیل بودن باکتری، فعالیت max آنزیم در دمای 70-75oC است که در آن ساختار دوم DNA الگو به حداقل می­رسد و باعث بازده بالای پلیمریزاسیون می­شود. این آنزیم باندهای یکنواخت­تری نسبت به Klenow می­د هد. همچنین دمای بالا باعث می­شود سکانس­های پیچیده از جمله Hairpin آسان­تر سکانس شوند.

Taq DNA Polymerase محصولات DNAای تولید می­کند که در انتهای ' 3 دارای نوکلئوتید آدنین (اصطلاحا overhang) هستند. این امر برای TA cloning سودمند است که به موجب آن یک cloning vector مانند پلاسمید که در انتهای' 3 دارای نوکلئوتید تیمین است و مکمل overhang A در محصول PCR است قادر است با استفاده از توپوایزومراز یا DNAلیگاز عمل ligation را انجام داده و به انتهای آدنین از محصولات PCR متصل شود.

یکی از مهمترین معایب Taq DNA Polymerase دقت همانند سازی پایین آن است زیرا Taq خاصیت3' → 5' اگزونوکلئازی و مکانیسم proofreading برای جایگزین کردن mismatchهای تصادفی در زنجیره DNA تازه سنتز شده را ندارد و میزان خطای آن 1 در 9000 نوکلئوتید است.. بنابراین Taq اشتباهات بیشتری را نسبت به پلیمرازهای دارای خاصیت proofreading از جمله Pfu ایجاد می کند.

علاوه بر Taq polymerase چندین آنزیم DNA polymerase مقاوم به حرارت نیز جداسازی شده است و از ژن های کلون شده بیان شده است.

 

کاربردهای مهم: PCR

  • تهیه نسخه‌های متعدد از یک ژن مورد نظر: گاهی برای مطالعات بیولوژی مولکولی لازم است که یک ژن با نسخه‌های نسبتا زیاد در دسترس باشد. بدین منظور می‌توان با استفاده از روش PCR ژن مورد نظر را در مقایسه با بقیه ژن‌ها تکثیر نمود.
  • بررسی حضور یا عدم حضور یک ژن: با استفاده از این روش می‌توان تشخیص داد که آیا یک ژن در یک سلول حضور دارد یا نه؟ گاهی نیز از این مطالعات برای بررسی وجود ژنهای مختلف باکتری‌ها یا ویروس‌ها در بدن افراد استفاده می‌کنند.
  • تشخیص بیماری‌های قبل از تولد: با استفاده از PCR و بکار گرفتن پرایمرهای مربوط به یک ژن بیمار و پرایمرهای مربوط به ژن سالم آلل آن می‌توان از تولد کودکان دارای بیماری‌های ژنتیکی جلوگیری کرد. برای این کار بعد از لقاح تخمک در آزمایشگاه ، بعد از رسیدن تخمک به حالت 10 سلولی ، یک سلول را جدا کرده و با استفاده از پرایمرها از ژن مورد نظر PCR صورت می‌گیرد، اگر بعد از PCR منحصرا ژن سالم تکثیر پیدا کرد، این مفهوم هموزیگوت بودن سلول‌های جنینی و سالم بودن آنهاست.
  • تعیین جنسیت جنین: معمولا چند تخمک با چند اسپرم در آزمایشگاه لقاح می‌یابند و سپس اجازه تکثیر به سلول تخم داده و با رسیدن تخم به مرحله ده سلولی ، یکی از سلول‌ها را جدا کرده و بوسیله پرایمرهای ویژه مربوط به کروموزوم y مورد PCR قرار می‌گیرد. کروموزوم y منحصرا در سلول‌های نر دیده می‌شود. اگر قطعه تولید نشده در PCR بوسیله الکتروفورز و بطور دقیق‌تر توسط ساترن بلوتینگ تشخیص داده شد، جنین از نوع پسر و در غیر این صورت دارای کروموزوم‌های xx خواهد بود.

تشخیص بیماریها:

کشت میکروبها که جهت تشخیص بیماریهای عفونی در اکثر آزمایشگاهها بکار می‌رود. زمان‌بر بوده و ثانیا باعث افزایش تعداد میکروب‌های بیماریزا و غیر بیماریزا در شرایط آزمایشگاهی می‌گردد. امروزه در برخی آزمایشگاهها روش PCR جایگزین روش‌های کشت شده است. یعنی قطعه‌ای از ژن مربوط به میکروب بیماریزا مورد شناسایی قرار گرفته و پرایمرهای مربوط تولید می‌شوند، با استفاده از این پرایمرها می‌توان تشخیص داد که آیا ویروس ایدزدر داخل بدن وجود دارد یا نه؟

مشکل PCR و راه حل آن:

اشکال PCR ، آلودگی نمونه‌های مورد بررسی توسط قطعات DNA خارجی است. اگر قبلا در داخل دستگاهی PCR یک نمونه انجام گرفته باشد. و ذره کوچکی از آن در داخل دستگاه باقی بماند. در PCR نمونه بعدی مشکل ایجاد خواهد کرد. برای رفع مشکل امروزه از ظروف یکبار مصرف استفاده می‌شود. کلیه ظروف قبل از استفاده اتوکلاو می‌شوند تا سلول‌ها و مولکولهای موجود در آنها ، حتی‌الامکان غیر فعال می‌شوند.

 

وانواع آن:

روش PCR :

این تکنیک تنها با اتکا به شناخت توالی اسید نوکلئیکی یک ژن و سازمان یابی کنش آن ، امکان می‌دهد که مقادیر چشمگیری به اندازه میکروگرم از توالی ویژه نوکلئوتیدی از هر بخش از ژنوم سنتز و تکثیر شود. PCR مخفف (Polymerase Chain Reaction) به معنی واکنش زنجیره پلیمراز است.

اطلاعات اولیه:

این روش فوق العاده ساده بوده و با استفاده از تغییرات حرارت می‌توان چندین فرآیند را به دنبال همدیگر انجام داد. با این تکنیک می‌توان به عنوان یک روش قدرتمند تشخیص بالینی (Diagnostic) برای وجود موتاسیون‌ها در ژنوم انسانی ، یا برای وارد کردن جهش‌های ویژه به داخل ژن همسانه شده ، استفاده کرد.
PCR بطور دستی و با قرار دادن پر زحمت و انتقال لوله‌های آزمایش بین حمام‌های آب دارای دمای لازم ، بوجود آمد. امروزه دستگاههایی بطور تجارتی تهیه می‌شوند که در آنها جایگاههای لوله‌ای با بلوک فلزی حرارت پذیر تعبیه شده است و قابل برنامه ریزی برای تغییر سریع بین دماهای لازم است. π چرخه PCR ، DNAی مورد نظر را 2π بار تکثیر می‌کند.

تاریخچه:

در گذشته معمولا از روش های شیمیایی برای تولید قطعات نوکلئوتیدی استفاده می‌کردند، اما این روش ها پر زحمت بوده و نیاز به مدت زمان طولانی داشتند از سال 1980 به بعد عمدتا از روش PCR در آزمایشگاههای زیست شناسی مولکولی استفاده می‌شود.

مراحل PCR :

  • مرحله دناتوراسیون DNA: در مرحله اول برای مدت کوتاهی (30S) قطعات DNA را در درجه حرارت 94 درجه سانتیگراد حرارت می‌دهند تا دو زنجیره DNA از هم باز نشود.
  • مرحله پرایمر و مرحله اتصال دو قطعه نوکلئوتیدی: این قطعات معمولا از 25 - 18 باز آلی تشکیل می‌شوند و می‌توانند به قطعات مکمل خود که بر روی ژن مورد نظر قرار می‌گیرند، اتصال یابند. قطعه‌ای که در آن PCR به تعداد زیاد ساخته می‌شود. ما بین دو پرایمر ساخته می‌شود. مرحله اتصال پرایمرها کوتاه بوده و حدودا 30S در دمای 65 - 30 درجه سانتیگراد صورت می‌گیرد.
  • مرحله پلیمریزاسیون یا مرحله سنتز: در این مرحله با دخالت آنزیم DNA پلیمر از بر روی رشته DNA الگو. سنتز DNA با استفاده از نوکلئوتید تری فسفات‌هایی که در محلول وجود دارند، صورت می‌گیرد و برای سنتز DNA همیشه یک رشته DNA به صورت الگو و یک قطعه پلی نوکلئوتیدی به عنوان پرایمر مورد نیاز است.

ادامه PCR بعد از چرخه اول:

بعد از این 3 مرحله ، چرخه اول تمام می‌شود، چرخه‌های بعدی تکرار چرخه اول است. بدین صورت به دنبال چرخه‌های متعدد PCR قطعه DNA مورد نظر بطور تصاعدی افزایش می‌یابد. یعنی از 20 چرخه ، ژن مورد نظر دارای بیش از 250 هزار خواهد بود. بنابراین روش PCR روش کارا در ازدیاد یک قطعه از DNA است

 

مطالبی در مورد آرکیا

آرکی باکتری هاکه به پارسی؛ باکتریهای باستانی ترجمه شده‌اند) دسته‌ای از پروکاریوتها می‌باشند که با باکتریهای عادی که به یوباکتریها معروف می‌باشند، اندکی تفاوت دارند. آرکی باکتری‌ها معمولاً در شرایط سختی مانند دمای بالا، یا غلظت زیاد نمک زندگی می‌کنند. این شاخه کمتر از ۱۰۰ گونه را تشکیل می‌دهد؛ شامل باکتری‌های هوازی و غیر هوازی اند که با محیط‌های افراطی سازگار شده اند؛ پروکاریوت اند؛ از نظر ساختار دیواره و غشای سلول با سلول‌های یوکاریوت متفاوتند.

نقش متانوژن‌ها

متانوژن‌ها آرکه‌هایی هستند که در شرایط بیهوازی متان را بعنوان محصول حتمی متابولیسم تولید میکنند.آنها معمولاً در جاهای مرطوب مسئول تولید گاز متان هستند و در رودهٔ جانورانی مثل نشخوارکنندگان و انسانها مسئول تولید باد شکم هستندرشد و بقای آنها به طور مستقیم به فعالیت آنها با میکرو فلور بستگی دارد. رسوبات دریایی متانی کلا به جاهایی که از سولفات خالی شده‌اند، معمولاً زیر لایه‌های بالایی، محدود شده‌اند. بقیه اکسترمو فیل هستند و در محیطهای داغ مانند چشمه‌های آبگرم و نیز در کیلومترها زیر سطح زمین در سنگهای مذاب پوستهٔ زمین یافت شده‌اند. متانوژنها بیهوازی اند و همینطور نمیتوانند عملکردی در شرایط هوازی داشته باشند ولی میتوانند تنش اکسیژنی را برای مدت طولانی تحمل کنند. موردی استثنا وجود دارد بنام Methanosarcina barkeri که دارای آنزیم سوپراکسید دیس موتاز است و میتواند تنش اکسیژن را برای مدت بیشتری تحمل کند. برخی که هیدروژن تروفیک نامیده میشوند از CO۲ بعنوان منبع کربن و از H۲ بعنوان احیا کننده استفاده میکنند. مقداری از CO۲ با H۲ برای تولید متان وارد واکنش می‌شود که یک گرادیان الکتروشیمیایی در عرض غشا ایجاد می‌شود که ATP را در جهت شیمیو اسمزی مصرف میکند. برخلاف اینها، گیاهان و جلبکها از آب بعنوان احیا کننده استفاده میکنند. متانوژن و اطراف: اکثر متان بیوژنیک دریایی نتیجهٔ احیای CO۲ است و اندکی نیز از استات است.آرکه‌های کاتابولیز کننده از استات، استوتروفیک یا استیک لاستیک نامیده میشوند. آرکه‌های متیلوتروفیک از ترکیبات متیل دار مثل متیل آمین‌ها، متانول و نیز متان تیول استفاده میکنند. متانوژنها نقش اکولوژیکی حیاتی در محیطهای بیهوازی با زدودن هیدروژن اضافی و محصولات تخمیری که توسط فرمهای دیگر تنفس بیهوازی تولید شده‌اند ایفا میکند. متانوژنها بطور مشخص در محیطهایی که در آن بقیهٔ گیرنده‌های الکترون(مثل نیترات، اکسیژن، سولفات و آهن سه ظرفیتی)موجود نباشند، رونق میابند. در سنگهای عمیق هیدروژن مورد نیازشان را از آب تجزیه شدهٔ رادیواکتیو و گرم فراهم میکنند. متانوژنها در محیطهای افراطی بر روی زمین یافت میشوند از محیطهای گرم و خشک در صحرا تا در زیر کیلومترها یخ در گرینلند. اکثر متانوژنها تولید کننده‌های اتوتروف هستند اما آنهایی که از استات استفاده میکنند در جایگاه شیموهترتروف‌ها هستند. میکروبهای زنده‌ای که متان میساختند در هستهٔ نمونه‌های یخی از سه کیلومتری زیر گرینلند بوسیلهٔ تحقیقاتی از University of California, Berkeley یافت شد

همه چیز درمورد در مورد آرکیا

آرکی باکتری هاکه به پارسی؛ باکتریهای باستانی ترجمه شده‌اند) دسته‌ای از پروکاریوتها می‌باشند که با باکتریهای عادی که به یوباکتریها معروف می‌باشند، اندکی تفاوت دارند. آرکی باکتری‌ها معمولاً در شرایط سختی مانند دمای بالا، یا غلظت زیاد نمک زندگی می‌کنند. این شاخه کمتر از ۱۰۰ گونه را تشکیل می‌دهد؛ شامل باکتری‌های هوازی و غیر هوازی اند که با محیط‌های افراطی سازگار شده اند؛ پروکاریوت اند؛ از نظر ساختار دیواره و غشای سلول با سلول‌های یوکاریوت متفاوتند.

نقش متانوژن‌ها

متانوژن‌ها آرکه‌هایی هستند که در شرایط بیهوازی متان را بعنوان محصول حتمی متابولیسم تولید میکنند.آنها معمولاً در جاهای مرطوب مسئول تولید گاز متان هستند و در رودهٔ جانورانی مثل نشخوارکنندگان و انسانها مسئول تولید باد شکم هستندرشد و بقای آنها به طور مستقیم به فعالیت آنها با میکرو فلور بستگی دارد. رسوبات دریایی متانی کلا به جاهایی که از سولفات خالی شده‌اند، معمولاً زیر لایه‌های بالایی، محدود شده‌اند. بقیه اکسترمو فیل هستند و در محیطهای داغ مانند چشمه‌های آبگرم و نیز در کیلومترها زیر سطح زمین در سنگهای مذاب پوستهٔ زمین یافت شده‌اند. متانوژنها بیهوازی اند و همینطور نمیتوانند عملکردی در شرایط هوازی داشته باشند ولی میتوانند تنش اکسیژنی را برای مدت طولانی تحمل کنند. موردی استثنا وجود دارد بنام Methanosarcina barkeri که دارای آنزیم سوپراکسید دیس موتاز است و میتواند تنش اکسیژن را برای مدت بیشتری تحمل کند. برخی که هیدروژن تروفیک نامیده میشوند از CO۲ بعنوان منبع کربن و از H۲ بعنوان احیا کننده استفاده میکنند. مقداری از CO۲ با H۲ برای تولید متان وارد واکنش می‌شود که یک گرادیان الکتروشیمیایی در عرض غشا ایجاد می‌شود که ATP را در جهت شیمیو اسمزی مصرف میکند. برخلاف اینها، گیاهان و جلبکها از آب بعنوان احیا کننده استفاده میکنند. متانوژن و اطراف: اکثر متان بیوژنیک دریایی نتیجهٔ احیای CO۲ است و اندکی نیز از استات است.آرکه‌های کاتابولیز کننده از استات، استوتروفیک یا استیک لاستیک نامیده میشوند. آرکه‌های متیلوتروفیک از ترکیبات متیل دار مثل متیل آمین‌ها، متانول و نیز متان تیول استفاده میکنند. متانوژنها نقش اکولوژیکی حیاتی در محیطهای بیهوازی با زدودن هیدروژن اضافی و محصولات تخمیری که توسط فرمهای دیگر تنفس بیهوازی تولید شده‌اند ایفا میکند. متانوژنها بطور مشخص در محیطهایی که در آن بقیهٔ گیرنده‌های الکترون(مثل نیترات، اکسیژن، سولفات و آهن سه ظرفیتی)موجود نباشند، رونق میابند. در سنگهای عمیق هیدروژن مورد نیازشان را از آب تجزیه شدهٔ رادیواکتیو و گرم فراهم میکنند. متانوژنها در محیطهای افراطی بر روی زمین یافت میشوند از محیطهای گرم و خشک در صحرا تا در زیر کیلومترها یخ در گرینلند. اکثر متانوژنها تولید کننده‌های اتوتروف هستند اما آنهایی که از استات استفاده میکنند در جایگاه شیموهترتروف‌ها هستند. میکروبهای زنده‌ای که متان میساختند در هستهٔ نمونه‌های یخی از سه کیلومتری زیر گرینلند بوسیلهٔ تحقیقاتی از University of California, Berkeley یافت شد

طبقه بندی موجودات زنده بر اساس تقسیم بندی ویتاکر:

1-( باکتریها-اکتینومایست ها و سیانوباکتریها1-monera (

2-(پروتوزوئرها- کپکهای لزج- جلبکها) porotoctist 2-

3-(قارچها) 3-fungi

4-(گیاهان) 4-plantae

5-(حیوانات) 5-animalia

6-(آرکی باکتریها)6- arcaebacteria

استفاده از آرکی باکتری ها در جهت منافع انسانی

دانشمندان به سرعت در حال استفاده از ارکی باکتری ها در جهت منافع انسانی هستند . آنهی معتقدند که هالوفیل ها می توانند در تحقیقات مربوط به سرطان به کار گرفته شوند و کمک کنند . هالوفیل ها به راحتی کشت داده می شوند و دارای دیواره سلولی ساده ای هستند . این کیفیت ، از آنها کاندیداهای خوبی برای تحقیقات میکروبی ساخته است که به کمک انها سرعت جستجو برای یافتن داروهای ضد سرطان بالا می رود .

از هالوفیل ها همچنین برای تهیه پلاستیک های زیستی (بیو پلاستیک) استفاده می کنند .

دانشمندان همچنین بر این عقیده اند که تجزیه و تحلیل ژنوم آرکی باکتری ها به روشن شدن لین موضوع که سلول ها در جهان اولیه چگونه زنده مانده اند و نمو کرده اند ، کمک شایانی خواهد نمود .

همچنین از برخی ازآرکی باکتری ها به عنوان کاتالیزورهای متناوب در تولیدات برخی از صنایع شیمیایی استفاده می شود .

متانوژنها بیش از این استفاده های زیادی داشته اند . از انها برای تصفیه فاضلاب ها استفاده کرده اند و همچنین از گاز متانی که تولید می کنند جهت تولید نیروی برق استفاده می شود . و بدین ترتیب به عنوان منبع سوخت نیز مورد استفاده قرار می گیرند .

یکی از مهمترین کاربردی که برای آرکی باکتری ها می توان برشمرد استفاده از آنها جهت تمیز کردن محیط اطراف است . برای مثال در از بین بردن روغن های صنعتی سوخته.

در جدول زیر به برخی از گونه های آرکی باکتری ها و موارد استفاده آنها اشاره شده است.

ردیف

موارد استفاده

نام جنس/گونه

1

صنایع غذایی – عطرسازی – تولید شوینده های لباس

Psychrophiles

2

بازیافت روغن – صنایع داروسازی

Halophiles

3

خوراک دام و طیور – سنتز ترکیبات اسیدی

Asidophiles

4

شوینده ها – منسوجات

Alkaliphiles

5

تولید روغن از ازت – بازیافت روغن – تولید دارو

Thermophiles

6

واکنش های زنجیره ای پلیمریزاسیون PCR

Thermus aquaticuse

7

بازیافت گاز و روغن – تبدیل گلوکز به فروکتوز - PCR

Prococcus furiosuse

8

درمانهای بیولوژیک

Methanococcus .SP

9

تبدیل نشاسته به شکر

Acidotermus celluloyticcuse

10

عطر سازی – تولید لاکتیک اسید

Thermoanaerobium brockii

11

تبدیل سلولز به اتانول

Thermoanaerobacter ethunolicus




آرکی باکتری ها از جدید ترین ارگانیسم های شناخته شده توسط بشر هستند که به تازگی مطالعات بسیار زیادی پیرامون ، نحوه زندگی ، چگونگی شکل گیری و بقا آنها صورت گرفته است و از کاربردی ترین میکروارگانیسم هایی است که در جهت تامین منافع انسانی به کار گرفته شده اند . دانشمندان بسیاری به سرعت در حال استفاده از آرکی باکتری ها در صنعت ، تحقیقات پزشکی ، کشاورزی ، غنی سازی خوراک دام و طیور ، تصفیه فاضلاب ها ، تولید نیروی برق اند . از آنجا که امکان استفاده گسترده از میکروارگانیزم های هالوفیل در صنعت و بیوتکنولوژی وجود دارد ، متاسفانه با توجه به نو بودن تحقیقات صورت گرفته و دشواری های خاص در مطالعه اینگونه از باکتری ها، محققان کشور ما تا کنون به موفقیت های چشمگیری در استفاده کاربردی از این باکتری ها دست نیافته اند . چه آنکه این باکتری ها از ناشناخته ترین ها در ایران هستند . بدین لحاظ است که ناکنون منابع سرشار و طیعی و بسیار غنی و این منابع و معادن بیولوژیک در بسیاری از نقاط کشور ما دست نخورده باقی مانده اند و چشم انتظار کسانی اند که این نعمت ها را با مطالعات و تحقیقات خود شناسایی و در علوم مختلف به شکل کاربردی مورد استفاده قرار دهند. از این رو مقاله پیش رو به بررسی امکان استخراج ویتامین A از دشت های نمکی کشورمان ایران اشاره می نماید که در بطن وجود گونه ای از آرکی باکتری های نمک دوست (هالوفیل) ، قرار گرفته است .

تاریخچه و مقدمه ای بر آرکی باکتری ها :

آرکی باکتری ها بیش از سه هزار میلیون سال قبل تحت شرایط شناخته شده پیشین آن زمان به صورت مستقل و آزاد تا کنون زندگی کرده اند .

آرکی باکتری ها در سال 1970 کشف شدند و از هر دو گروه یوباکترها و یوکاریوت ها قابل تفکیک اند . این باکتری ها تنها به واسطه کارهای آقای کارل وویس ( CARL WOESE ) شناسایی شدند .

آرکی ها فراوانی زیادی دارند و محدود به نقاط خاصی نیستند ، بلکه در محیط های زیادی دیده می شوند . از خصوصصیات بسیار مهم آنها این است که 56 % آرکی ها ژن هایی دارند که تا پیش از این در ارگانیسم های دیگر شناخته نشده بودند.

به دلیل مشکل بودن مطالعات تظاهرات آرکوباکترها در آزمایشگاه توجه کمتری به این گروه نسبت به سایر گروهها میذول شده است . برای مثال بعضی از آرکی باکتری ها در تماس با اکسیژن از بین می روند و بعضی در دمای بالاتر از دمای جوش آب رشد می کنند . با این حال باکتریهای ترموفیلیک راتحت دمای 350 درجه سیلسیوس و فشار بالا در آزمایشگاه کشت می دهند.

این باکتری ها دارای تنوع بسیاری در اشکال هستند و می توانند به شکل کروی ، مارپیچی ، مسطح و یا باسیلی باشند.. همچنین اشکال تک یا چند سلولی به صورت رشته ای و یا کلونی دیده می شوند. تکثیر این باکتری ها از طریق تقسیم دوتایی ، جوانه زدن ، قطعه قطعه شدن و مکانیسم های ناشناخته دیگر انجام می شود.

همه چیز در مورد کورینه باکتریومها

کورینه باکتریوم پسودوتوبرکلوزیس:

سل ناقص ایجاد کرده – تولید کننده اگزوتوکسین است –بوسیله کورینه فاژ بتا می تواند سم دیفتری تولید کند .

کورینه باکتروم پسودوتوبرکلوزیس و کورینه باکتریوم اولسرانس فقط سم تولید می کنند.

فقط مخصوص اسب و گاو و گوسفند و حیوانات خونگرم است وانسان میزبان تصادفی است.لنفانژیت (تورم غدد لنفاوی بصورت ادم وزخم ایجاد می کند)

K .گرزوزیس :

جز فلو نرمال پوست انسان است بنابراین بیماریزای انسان است . در افراد نقص ایمنی می تواند عفونت جلدی وپوستی ایجاد کند – باعث اندوکاردیت نیز می شود.

K. پسودو دیفتریتیکوم :

فلور نرمال پوست در افرادسالم ودر انسان می تواند اندوکاردیت ایجاد کند.

K.بوویس:

جز باکتری هایی است که بصورت موقتی در این گروه قرار دارند وبیماریزای حیوانات هستند-چربی دوست- در گاو موجب ورم پستان می شود ودر انسان موجب عفونت خون وCNS می شود. در افرادیکه شانت سیستم عصبی مرکزی دارند می تواند منجر به بیماریهای کلیوی گردد.

K . مینوتیسمیوم :

جز باکتری هایی است که جز قارچ های سطحی نیز می باشد و عامل اریتراسماست- در خوابگاهها واستخرهای آب وجود دارد و بصورت لکه در قسمت های چین دار پوست مانند زیر بغل و کشاله ران ایجاد می شود.

K .همولیتیکوم :

امروزه به آن آرکانو باکتریم همولیتیکوم گفته می شود –جز فلور نرمال پوست و نازوفارنس می باشدو موجب فارنژیت می شود که در سنین جوانان یعنی 15-40 سال می باشد – در صورتیکه استرپ A بیشتر زیر 5 سال و سنین بالا را در گیر می کند .

K .اکوئی :

امروزه آن را به اسم ردوکوک اکوئی می شناسیم چون در اسب وجود دارد ومیزبان اصلی آن اسب است. اما در خوک و گاو نیز وجود دارد . انسان میزبان نهایی نیست اما می تواند در انسان اندوکاردیت ایجاد کند.

شدیدا" اسید فست است و به اسید مقاوم است و برای آن از رنگ آمیزی ذیل – نلسون استفاده می شود.

K . گروه جیکیوم یا(j-k):

درنواحی چین دار بدن وجود دارد . اهمیت در افراد بستری در بیمارستان مخصوصا" آنهایی که نوتروپنی دارند و یا آنتی بیوتیک های وسیع الطیف استفاده می کنند برای زمان طولانی رخ می دهد.

اهمیت از این نظر است که به اکثریت آنتی بیوتیک ها مقاوم است (غیر از ونکومایسین)- چربی دوست است و باید در محیط کشت آنها چربی وجود داشته باشد .

K . اوره آ لیتیکوم یا k گروه D2 :

دقیقا" از نظر خصوصیات مشابه K گروهJ-K است ولی تفاوت آنها در این است که این گروه شدیدا" اوره آز + است و عفونتهای ادراری ایجاد می کند.

بیماریزایی و بخش اپیدمیولوژی :

بیماری دیفتری بیشتر مختص انسان است و بیشتر تنفسی است و از طریق استنشاق قطرات تنفسی منتقل می شود. دیفتری پوستی نیز وجود دارد که از طریق تماس پوستی منتقل می شود و سرعت انتشارآن سریع تر است وهمچنین شدیدتر. این نوع تنفسی بیشتر در جوامع غربی شیوع دارد ولی نوع پوستی آن بیشتر در مناطق حاره ای (افریقا) است.بیماری مختص انسان ومخزن ان نیز انسان است .دوره کمون بیماری 1-7 روز است وطی یک هفته باکتری تهاجم می کند تا زمانیکه تولید سم کرده و لوزه ها – نایژه ها – نازوفارنکس – حنجره و... را درگیر می کند ونسبت به زمان قدیم به علت ایمونیزاسیون فعال با واکسن های سه گانه از میزان آن کاسته شده است .

پس از تکثیر باکتری بر سلولهای غشای مخاطی (سلولهای اپی تلیال ) اثر می گذارد و واکنش بدن نسبت به آن ترشح یک لایه شفاف فیبرین است . در مرحله بعد پس از رشد بر روی سلولهای اپی تلیال مرگ را در پی خواهد داشت .لایه فیبرین که در ابتدا قطعه قطعه است به یک لایه فیبروزی که همان غشای کاذب - خاکستری رنگ – چرمی شکل (مهمترین ویژگی دیفتریا)تبدیل می شود .

دراین غشای کاذب چرمی شکل سلولهای اپیتلیال – سلولهای میزبان وگلبول های سفید مانند لنفوسیت ها – نوتروفیل ها – گلبولهای قرمزو... دیده می شوند. باکتری از ناحیه دستگاه تنفسی فوقانی خارج نمی شود اما سم آن می تواند از طریق خون به اندام های مختلف برود.

علایم بالینی

1) اگر باکتری فقط در ناحیه دستگاه تنفس فوقانی باشد تب – بی حالی و سستی ایجاد می کند مانند آنفولانزای خفیف .مهمترین علامت آن (bull neck) یا گردن گاوی یا تورم غدد لنفاوی ناحیه گردن می باشد.

2) اگر به قسمت های پایین تر مانند نایژه ها و حنجره منتقل شود منجر به قطع تنفس شده که در این شرایط نیازمند تراکئوستومی است.بیشترین فرم از دیفتری فرم تنفسی آن است.

دیفتری جلدی: زخم در ناحیه پوست و رشد باکتری در آن ناحیه وایجاد غشای کاذب و ایجاد زخم مزمن منتشر شونده وهمچنین ملتحمه چشم وگوش وواژن زنان را هم می تواند درگیر کند که بسیار نادر است.

شیوع دیفتری جلدی در فصل زمستان بیشتر است زیرا در این فصل به علت تراکم وازدحام امکان انتقال آن بیشتر است .

این باکتری عوارض عصبی هم ایجاد می کند.

دو هفته پس از اولین علائم بالینی دیفتری 20% از کسانی که دیفتری دارند مبتلا به عوارض قلبی (میوکاردیت ) می شوند که در این صورت خون بدرستی پمپاژ نشده و در صورت عدم درمان تا 50% موارد منجر به مرگ می شود و 3-4 هفته پس از علائم عوارض عصبی شروع شده ومنجر به فلج کام نرم می شود . این افراد در بلع مشکل داشته – مایعات ازبینی شان خارج شده ومنجر به فلج شل اندام ها ی تحتانی می شود.

عوارض دیفتری :

در هفته دوم :اختلال در میوکاردیت -50 % مرگ

در هفته های 3-4 : عوارض عصبی – ضعف عضلانی –فلج کام نرم

درمان :

اصل درمان با آنتی توکسین است چون باکتری خود وارد خون نشده وتنها سم آن است که وارد خون می گردد. آنتی توکسین ضد جز B می باشد وبر جز A هیچ اثری ندارد. مصرف زمانی صورت می گیرد که گیرنده وافکتور به هم وصل نشده اند ولی در صورت برقراری اتصال دیگر آنتی توکسین عمل نمی کند.

آنتی توکسین ها از اسب تهیه شده اند پس باید از نظر ایجاد آلرژی در انسان مورد بررسی قرار گیرند.

در درجه دوماهمیت ا زآنتی بیوتیک ها استفاده می شود.آتی بیوتیک استفاده شده پنی سیلین است که در صورت حساس بودن فرد از اریترومایسین استفاده می شود .1-15% افراد ناقل مزمن اند.

تشخیص دیفتری:

1) نمونه برداری ک با استفاده از سواب از غشای کاذب

2) کشت بر روی محیط کشت لوفلر یا رنگ آمیزی گرم یا آلبرت

3) کشت روی محیط تلوریت پتاسیم :کلنی سیاه رنگ ایجاد می کند و فقط گراویس آن روی محیط starch رشد می کند.

4) کشت بر روی محیط بلاد آگار

همواره با دیفتری جلدی استرپA واستاف اورئوس نیز وجود دارند که در عفونت های چرکی نقش دارند.

مکانیسم عمل سم دیفتریه مشابه اگزوتوکسین A از سودوموناس ائروژینوزا می باشد.

کورینه باکتریوم بیش از 16 گونه دارد که بیشتر ساپروفیت اند و بصورت فرصت طلب می تواند موجب بیماری شود.

کورینه باکتریوم پسودوتوبرکلوزیس: سل ناقص ایجاد کرده – تولید کننده اگزوتوکسین است و به وسیله کورینه فاز بتا می تواند سم دیفتری ایحاد کند.

کورینه باکتریوم پسودوتوبرکلوزیس و کورینه باکتریوم اولسرانس فقط سم تولید می کنند.

فقط مخصوص اسب- گاو- گوسفند وحیوانات خونگرم است وانسان بصورت تصادفی درگیر می شود :لنفانژیت (تورم غدد لنفاوی بصورت ادم وزخم )

همه چیز درمورد فصل گرما و عفونت ها و مسموميت هاي غذايي

همه چیز درمورد فصل گرما و عفو نت ها و مسموميت هاي غذايي

 

همه چیز درمورد فصل گرما و عفو نت ها و مسموميت هاي غذايي

عوامل آلودگي مواد غذايي كه براي مصرف كنندگان مخاطره آميز مي باشد عبارتند از برخي از باكتري ها و ويرو س ها و بعضي از انگل ها مثل پروتوزوآ. اين آلودگي ها مي توانند اوليه و يا ثانويه باشند و مي توانند در انسان ايجاد بيماري هاي عفوني و يا توسط سموم ترشح شده ايجاد مسموميت بنمايند. در بعضي مواقع مسموميت ها و عفو نت ها مي توانند توماً ايجاد گردند.
1- سالمونلاها
سالمونلاها باكتري هايي هستند گرم منفي و متحرك كه از نظر خواص بيوشيميائي و سرولوژيك از ساير آنتروباكترياسه متمايز مي گردند. امروزه نزديك به دوهزار سروتيپ مختلف از سالمونلا شناخته شده اند. از هر سروتيپ نيز فاژتيپ هايي جدا مي شوند كه براي آزمايش هاي اپيدميولوژيك مورد استفاده قرار مي گيرند. مكان طبيعي (Biotop) سالمونلا، روده مهره داران و انسان مي باشد. تمامي سروتيپ هاي سالمونلا با شناختي كه امروزه از آن ها به دست آمده است براي انسان بيماري زا مي باشند، البته ميزان بيماريزائي متفاوت است. مثلاً خطرناكترين سروتيپ براي انسان S.typhi و S.paratyphi بوده و بيماري زائي S.pullorum براي انسان بسيار كم مي باشد. همه گيري هاي ناشي از S.enteritidis كه از جمله سروتيپ هاي خطرناك براي انسان محسوب مي گردد در سال 1989 نسبت به سال 1988 در كشور فرانسه به سه برابر افزايش يافت. مواد غذائي آلوده عبارت بودند از شير و فرآورده هاي لبني، تخم مرغ، گوشت و فرآورده هاي آن، ماهي و طيور. مهم ترين منبع آلودگي را غذهاي تهيه شده از تخم مرغ فاقد حرارت كافي تشخيص داده اند.
ميزان عادت كردن سالمونلا به ميزبان خاص متفاوت بوده و در بيماري زايي آن به انسان به سه طريق نقش دارد:
1- سرو تيپ هايي كه به ميزبان انسان عادت كرده اند. مانند سالمونلا تايفي و پارا تايفي، كه معمولا بيماري خطرناكي ايجاد نموده و همراه با سندرم عفونت خوني تب روده مي باشند.
2- سروتيپ هاي همه جايي مانند سالمونلا تايفي موريوم كه هر دو نوع ميزبان انسان و حيوانات را تحت تاثير خود قرار مي دهد و توليد گاستروانتريت با حدت متفاوت مي نمايد. علاوه بر مسموميت كلاسيك، اين سروتيپ در ايجاد اسهال اطفال و اسهال مسافرين دخالت دارد.
3- سروتيپ هايي كه به شدت به ميزبان حيوان عادت كرده اند مانند سالمونلا ابورتوس (گوسفند) و سالمونلا گاليناروم (طيور) كه معمولا بدون بيماري زايي و يا بيماري خيلي خفيفي براي انسان مي باشند.
سالمونلوز يكي از عفونت هاي غذائي كلاسيك مي باشد. مواد غذائي با منشأ دامي مي توانند در اثر بيمار بودن دام به صورت اوليه آلوده باشند و يا اين كه به صورت ثانويه آلوده شوند (Contamination). ميزان انتشار بيماري بين افراد جامعه در مورد آلودگي ثانويه به مراتب بيشتر مي باشد. مواد غذائي آلوده به سالمونلا مي توانند به راحتي محيط آشپزخانه ها و كانتين ها را آلوده سازند. مثلاً آلوده ساختن ظروف، كارد و چنگال و غيره. بعلاوه انسان مي تواند با دست زدن به مواد غذائي آلوده به سالمونلا آن را به ساير افراد و ساير مواد غذائي منتقل نمايد. از آنجا كه علاوه بر موارد فوق، آب و فاضلاب، خوراك دام، جوندگان، حشرات، پرندگان، حيوانات وحشي و همچنين حيوانات اهلي همگي در انتقال و انتشار اين بيماري موثر مي باشند، بيماري سالمونلوز با وجود پيشرفت هاي فراوان در علوم به ويژه اپيدميولوژي هنوز يكي از مسائل مهم بهداشتي در سطح جهاني مي باشد.
سرد كردن ناقص غذا، پخت ناقص غذا، مصرف مواد غذايي خام آلوده و آلودگي تقاطعي Contamination)-Cross) كه در آن مواد غذايي آماده مصرف در اثر تماس با مواد غذايي آلوده به طور مستقيم و يا غير مستقيم آلودگي پيدا مي كنند، از مهمترين عواملي هستند كه در تهيه غذاي عامل مسموميت غذايي سالمونلايي گزارش گرديده است.
دوره كمون سالمونلوز معمولاً بين 12 تا 36 ساعت مي باشد و بعضي اوقات تا 72 ساعت نيز ادامه پيدا مي كند. علائم ابتدائي اين بيماري عبارتند از: سردرد، حالت تهوع، استفراغ، درد در قسمت بالاي شكم، تب حدود 38 درجه و به ندرت بالاتر از آن همراه با مورمور و اسهال. مرحله حاد بيماري مي تواند تا دو روز به طول انجامد و اگر طولاني تر شود موجب ايجاد dehydratation و اثرات سوء توكسين باكتري يعني Enterotoxin مي گردد. كلاً تمام اين عوارض تا يك هفته به طول خواهد انجاميد. بيماري در كودكان و افراد مسن شصت سال به بالا بسيار سخت تر خواهد بود و مرگ و مير در اين گروه ها بيشتر مي باشد.
افراد مبتلا به سالمونلوز اغلب ظاهراً بهبود مي يابند يعني علائم كلينيكي از بين مي روند ولي باكتري سالمونلا در روده، كيسه صفرا، سيستم كبدي و حتي گاهي اوقات در كليه ها موضع گرفته و به طور مداوم از طريق مدفوع و يا ادرار دفع مي گردد. اين گونه افراد كه هفته ها و حتي گاهي اوقات سال ها حامل سالمونلا مي باشند و آن را دفع مي نمايند، خطري بسيار جدي براي انسان ها و دام هاي سالم به شمار مي روند. از استخدام اين گونه افراد در صنايع غذايي و يا كانتين ها و آشپزخانه ها مي بايد به شدت جلوگيري نمود.
مي توان تدابيري اتخاذ نمود تا از انتشار بيماري جلوگيري شده و بدين ترتيب سلامت جامعه را حفظ نمود. تدابير فوق عبارتند از:
الف) در ارتباط با پرورش و نگهداري دام و طيور مهترين موارد، تهيه خوراك سالم مي باشد. البته مواد اوليه وارداتي را نمي توان استريل نمود ولي بهترين روش تهيه Pellet مي باشد زيرا به اين صورت خطر آلودگي سالمونلائي به مراتب كمتر از شكل هاي ديگر خوراك دام مي باشد. البته در بسته بندي آنها نيز مي بايست موازين بهداشتي رعايت شود. مورد پراهميت ديگر، مسئله فاضلاب در دامداري ها و مرغداري ها و كشتارگاه ها مي باشد كه حتماً مي بايد به طريق بهداشتي تصفيه شوند. سرانجام جلوگيري از ورود پرندگان و حيوانات اهلي و وحشي (مانند كبوتر و گنجشك و سگ و گربه) در اصطبل ها، سالن هاي مرغداري و كشتارگاه ها كه در مبارزه با اين بيماري بسيار مؤثر مي باشد.
ب) در ارتباط با تهيه و توليد مواد غذائي كليه تدابير متخذه بر مبناي پيشگيري از آلودگي هاي ثانويه مي باشند كه از شست و شوي مرتب دست ها و شست و شو و ضدعفوني تجهيزات و وسايل در كارخانه هاي مواد غذائي شروع شده و به بسته بندي تحت شرايط بهداشتي ختم مي شوند.
از آن گذشته مهمترين موارد در اين رابطه عبارتند از: سالم و بهداشتي بودن آب مصرفي، جدا نمودن بخش هاي آلوده و غيرآلوده در كارخانه هاي مواد غذائي و دقت كافي در يكنواخت نگاه داشتن زنجير سرما. سالمونلاها در حرارت cْ6+ تكثير پيدا نمي كنند و در حرارت cْ70+ به مدت 10 دقيقه كاملاً از بين مي روند. مقاوم ترين سالمونلاها نسبت به حرارت S.Senftenberg مي باشد، بنابراين دقت در ميزان برودت يخچال ها و سردخانه ها يكي از مهمترين وظايف مسئولين فني و بهداشتي مي باشد. رعايت بهداشت آشپزخانه اعم از منازل و يا كانتين ها و رستوران ها يكي ديگر از موارد بسيار پراهميت در رابطه با پيشگيري از انتشار و شيوع سالمونلوز مي باشد و در اين رابطه رساندن اطلاعات و آگاهي لازم به افراد جامعه از طرق مختلف، به ويژه رسانه ها گروهي كاملاً ضروري مي باشد.
2- اشريشياكولاي انتروپاتوژن (بيماري زاي روده اي)
اشريشياكولاي نيز از باكتري هاي روده اي است كه آلودگي هاي ناشي از آن در بين انسان و حيوانات در همه جا پراكنده و شناخته شده است. از مدت ها پيش مشخص است كه برخي از سروتيپ هاي اين باكتري در كودكان ايجاد آنتريت مي نمايد. البته بزرگسالان نيز در اثر آلودگي به عوامل فوق كه حدود 15 سروتيپ آن تاكنون شناخته شده است مي توانند به بيماري و اسهال دچار گردند. آزمايش ها و تحقيقات جديد ثابت كرده اند كه اشريشياي آنتروپاتوژنيك (EEC) يكي از عوامل مؤثر در ايجاد اسهال در مسافرين «Travellers diarrhea» مي باشد كه در ايام تعطيلات و فصل گرما اغلب گريبانگير توريست ها مي گردد. انتقال بيماري معمولاً از طريق انسان- مواد غذائي- انسان صورت مي پذيرد. مهمترين ماده غذايي به عنوان منبع آلودگي عبارتند از سبزي هاي خام كه بيشتر به صورت سالاد تهيه و مصرف مي گردد. علاوه بر آن غذاهاي آماده همراه با گوشت، شير، لبنيات، نان و شيريني نيز مي توانند در انتقال بيماري مؤثر باشند. افراد آلوده، مقدار زياد باكتري را دفع مي نمايند و در اثر عدم رعايت موازين بهداشتي اغلب دست ها و البسه آنان آلوده مي باشد و بدين ترتيب هنگام تهيه مواد غذائي فوق و يا تماس با آنها آلودگي را منتقل نموده و مصرف كنندگان را در معرض خطر قرار مي دهند.
با وجود اين كه بسياري از دام هاي جوان مثل بره و گوساله ها و نيز طيور داراي اين بيماري هستند ولي انتقال از طريق حيوانات به انسان مشاهده نشده است. اين بيماري بيشتر در نقاطي شايع مي باشد كه از نظر بهداشتي رعايت هاي ضروري انجام نمي پذيرد و در بين كشورهاي مختلف، در ممالك فقير و غيرپيشرفته فراوان تر است. استقرار EEC در روده بيشتر به علت وجود (Adhesin) است كه در سطح خارجي باكتري قرار داشته و ايجاد چسبندگي ميكروب به سلول هاي ايپتل و پرزهاي روده را مي نمايد.
سير بيماري بستگي به نوع باكتري دارد. پنج تحت گروه اشريشيا كولاي عامل اسهال در انسان شناخته شده است:
1- تحت گروه اشريشيا كولاي بيماري زاي روده اي EPEC (Enteropathogenic E.coli)
2- تحت گروه اشريشيا كولاي توكسين زاي روده اي ETEC (Enterotoxigenic E.coli)
3- تحت گروه اشريشيا كولاي مهاجم روده اي EIEC (Enteroinvasive E.coli)
4- تحت گروه اشريشيا كولاي خون ريزي دهنده روده ايEHEC (E.haemorrhagic E.coli.)
5- تحت گروه اشريشيا كولاي توده اي روده اي EAggEC (Enteroaggresive E.coli)
سروتيپ هاي بيماري زاي روده اي وارد سلول هاي Epithel روده بزرگ شده در آنجا تكثير پيدا نموده و ايجاد اسهال مي كنند. سروتيپ هاي توكسين زاي روده اي Enterotoxin ترشح نموده و ايجاد اسهال هاي شديد آبكي شبيه وبا مي نمايند. آنتروتوكسين مترشحه دو نوع مي باشد، يكي از پروتئين با وزن مولكولي بالا تشكيل گرديده و در حرارت c ْ60+ درجه از بين مي رود و ديگري از پروتئين با وزن مولكولي پائين تشكيل شده و در مقابل حرارت مقاوم است و در پختن غذا از بين نمي رود. هر دو نوع بيماري كه در اثر دو گروه فوق ايجاد مي شوند، مي توانند توأماً و يا به تنهايي ايجاد شوند. دوره كمون بين 6 الي 36 ساعت مي باشد و دوران بيماري معمولاً بين 24 ساعت تا دو سه روز به طول مي انجامد. ميزان مرگ و مير در نوزادان بسيار بالاست.
منبع اصلي اشريشيا كولاي در محيط احتمالا مدفوع انسان هاي آلوده به عفونت مي باشد، ولي ممكن است حيوانات به عنوان مخزن (Reservoir) عمل نمايند. مدفوع و آب هاي تصفيه نشده بيشترين منابع آلودگي مواد غذايي به اين ميكروب است. در يك مورد همه گيري مسموميت با اشريشيا كولاي در آمريكا علت بيماري مصرف پنير وارداتي از فرانسه بود كه كارخانه ي توليد كننده آن در سيستم تصفيه آب مشكل داشت.
كنترل اشريشيا كولاي بيماري زاي روده اي در مواد غذايي مي تواند از طريق كنترل كليفورم ها عملي شود. اين كنترل خصوصا معطوف كنترل در پنير مي باشد. زيرا وضعيت تهيه و رسانيدن پنير مي تواند منبع آلودگي پس از پاستوريزاسيون و رشد كليفورم گردد. در طول ساخت پنيرهاي نرم و نيمه نرم، توليد سريع اسيد باعث كنترل اشريشيا كولاي مي شود. در پنيرهاي نرم رسيده در طول نمك زدن، مقدار pH افزايش يافته و باعث رشد اشريشيا كولاي مي گردد. بنابراين از دوباره آلوده شدن پنير در اين مرحله بايد اجتناب نمود.
كنترل اشريشيا كولاي بيماري زاي روده اي در گوشت با پخت كامل و جلوگيري از دوباره آلوده شدن گوشت پخته با وسايل آلوده، آب و يا كارگران مواد غذايي مبتلا به عفونت عملي نمود. در اماكن تهيه و سرويس مواد غذايي، دقت در پخت و مدت نگهداري، وضعيت حرارت و توجه به بهداشت شخصي كارگران در كنترل اشريشيا كولاي بيماري زاي روده اي مؤثر است. كنترل آب مصرفي در اماكن فوق و توصيه عدم مصرف سالاد و سبزي هاي خام در رستوران ها و اماكن عمومي، به ويژه در غذاخوري هاي بين راه نيز به ما كمك مي كند.
3- شيگلا (Shigella)
اگرچه اين بيماري از انسان به انسان سرايت مي نمايد و شيگلوز يك عفونت غذايي به معناي واقعي به شمار نمي آيد، ولي در بعضي از موارد عامل اصلي بيماري، مواد غذايي آلوده از قبيل آب، شير، سبزي ها، ميوه ها، سالاد و بستني شناخته شده اند. اين باكتري ها حدود 170 روز در شير و يك هفته در كمپوت سيب (در حرارت c ْ20+) به صورت زنده باقي مي مانند و به طور كلي در حرارت هاي پائين بيشتر دوام مي آورند. عفونت شيگلائي برعكس سلمونلوز با تعداد كمي از ميكروارگانيسم به وقوع مي پيوندد و به همين علت به سختي مي توان از غذاهاي آلوده شيگلا را جدا ساخت.
منبع اصلي شيگلا در وقوع بيماري شيگلوزيس، اشخاصي است كه از اين بيماري بهبود يافته اند و يا اشخاص مبتلا كه نشاني هاي واضحي نشان نمي دهند.
شيگلاها وارد سلول هاي مخاط روده بزرگ شده و در اثر تكثير آنها قسمتي از بافت مخاطي روده نكروزه مي گردد و ايجاد خون ريزي مي نمايد. دوره ي كمون اين بيماري بين يك تا 7 روز متغير مي باشد و پس از آن تب، شكم درد شديد، اسهال، استفراغ و ضعف و بي حسي ايجاد مي گردد. از ديگر علائم اين بيماري وجود خون در مدفوع مي باشد. در بين شيگلاها Sh. dysenteriae خطرناك تر بوده و شديدترين عفونت هاي شيگلائي را ايجاد مي نمايد. بسياري از شيگلاها مي توانند در مقابل آنتي بيوتيك مقاوم باشند، چنانچه در يك اپيدمي شيگلائي كه در سال 1968 در آمريكاي مركزي به وقوع پيوست با وجود معالجه با آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف 12000 بيمار فوت كردند.
در مواردي كه شيگلوز در اثر مصرف غذاهاي آلوده ايجاد شده است، هميشه عامل اصلي آلودگي انسان هاي مبتلا به بيماري بوده اند كه به نحوي غذاها را آلوده كرده اند. بنابراين رعايت بهداشت كاركنان كانتين ها و غذاخوري ها، بهداشت آب و فاضلاب و رعايت موازين بهداشتي در توالت ها و نيز دور ساختن مگس و ساير حشرات از مراكز تهيه و توزيع مواد غذائي از مهمترين مواردي هستند كه مي بايد براي پيش گيري از شيوع اين بيماري مدنظر گرفته شوند.

4- يرسينيا (Yersinia)
يرسينيا باسيلي است كوتاه و گرم منفي كه قبلاً جزء پاستورلا محسوب شده ولي امروزه جزء فاميل آنتروباكترياسه به شمار مي آيد. ميزان عفونت هاي ناشي از انواع يرسينيا در سال هاي اخير رو به افزايش نهاده است. ضمن اين كه عفونت هاي ناشي از يرسينيا پزدوتوبركولوزيس (Yersinia pseudotuberculosis) بيشتر در اروپا و بين حيوانات وحشي متداول مي باشد، انسان ها اغلب دچار عفونت هايي توسط يرسينيا آنتروكوليتيكا (Yersinia enterocolitica) مي گردند. دوران كمون اين بيماري در انسان حدود يك تا دو روز بوده و علائم آن عبارتند از تب، شكم درد، سردرد، بي اشتهايي و اسهال بعضاً همراه با استفراغ. ضايعات بيماري يرسينيوز عبارتند از لنفادنيت در غدد لنفاوي مزانتريك و آنتروكوليت (Enterocolitis) و در بعضي از موارد آرتريت (Arthritis)، اريتما ندوزوم (Erythema nodosum) و سرانجام سپتي سمي نيز مشاهده گرديد است.
جدا شدن اين ميكروارگانيسم از لاشه دام هاي كشتاري و نيز لاشه طيور و حتي گوشت هاي تازه بسته بندي شده در خلأ و وجود اين باكتري در شير، بستني و برخي از اغذيه دريايي و نيز آب آشاميدني ثابت كردند، خطر آلودگي و انتشار اين عفونت غذايي تنها از جانب گوشت خوك نمي باشد.
در رابطه با بيماري زايي، برخي از دانشمندان قدرت هجوم يرسينيا به سلول ها و بعضي ديگر توانايي توليد يك آنتروتوكسين مقاوم در مقابل حرارت را عامل تعيين كننده بيماري زايي مي دانند، ولي مكانيسم بيماري زايي يرسينيا آنتروكوليتيكا هنوز به طور كامل مشخص نشده است. اين ميكروارگانيسم در مقابل حرارت مقاوم چنداني ندارد ولي در c ْ4+ درجه سلسيوس هنوز قادر به تكثير مي باشد و به همين جهت خطر تكثير در مواد غذايي كه در يخچال نگهداري مي شوند، به ويژه مواد غذايي با منشأ دامي مانند گوشت تازه، مرغ، شير و لبنيات بسيار بالا مي باشد. علاوه بر آن در آزمايش هاي انجام يافته ثابت شده است كه يرسينيا آنتروكوليتيكا در برودت c 4+ درجه سلسيوس قادر به ترشح «آنتروتوكسين» مقاوم نسبت به حرارت نيز مي باشد.
يرسينيا آنتروكوليتيكا به حرارت 50 درجه سانتي گراد، نمك طعام 5% و اسيديته (pH=4.6) حساس بوده و معمولا با شرايط محيطي كه سالمونلا را مي كشد، غير فعال مي گردد. نزول pH در مواد غذايي سبب كاهش تعداد اين باكتري مي گردد، به طوري كه در ماست هايي كه pH آنها به 3/4 كاهش يافتند در ظرف يكي دو روز تعداد يرسينيا كه ابتدا 105 در هر ميلي ليتر بود به كمتر از 50 باكتري در هر ميلي ليتر رسيد. شايان ذكر است كه مطلب فوق نمي تواند به طور كلي مانع از خطر آلودگي در فرآورده هاي شير از جمله ماست باشد و رعايت موازين بهداشتي در تهيه آنها ضروري مي باشد. پاستوريزاسيون و پخت كامل مواد غذايي و جلوگيري از آلودگي تقاطعي بين غذاي پروسس شده و آماده مصرف با مواد خام دامي در كنترل يرسينيا مؤثر است.

5- كمپيلوباكترججوناي (Campylobacter Jejuni)
اين باكتري در انسان پس از ورود به بدن از راه لوله گوارش و پس از دوره كمون 2 الي 11 روز ايجاد بيماري مي نمايد كه ابتدا با تب، سردرد و دردهاي ماهيچه اي آغاز شده سپس مرحله گاستروآنتريت و يا آنتروكوليت Enterocolitis همراه با اسهال و استفراغ و دل دردهاي شديد شروع مي شود. اين عفونت مي تواند ايجاد باكتريمي نمايد و عواقب وخيمي را براي شخص بيمار بوجود آورد. نتيجه آن پديد آمدن آرتريت و به ويژه در كودكان و افراد مسن و ضعيف، مننژيت و سپتي سمي مي باشد.
مهمترين منابع آلودگي عبارتند از شير خام و گوشت و كبد مرغ و نيز گوشت چرخ شده كه حرارت كافي نديده باشند. آب هاي سطحي تصفيه نشده كه به مصرف آشاميدن رسيده نيز از عوامل ابتلا به اين مسموميت است.
500 عدد باكتري C. Jejuni كافي است تا انسان را مبتلا نمايد. مكانيسم بيماري زايي كمپيلوباكتر ججوناي عبارت است از ايجاد آنتروتوكسين روي جدار موكوسي روده كه موجب دفع سديم و ايجاد اسهال مي نمايد و سپس خاصيت تهاجمي روي جدار روده و ايجاد كرامپ عضلاني و سرانجام اسهال خوني اين بيماري پس از يك هفته معمولاً به خودي خود بهبود مي يابد (در كشورهاي جهان سوم تا 18 روزبه طول مي انجامد) و در صورتي كه درمان انجام نپذيرد بيماران تا 6 هفته و گاهي اوقات حتي يك سال نيز به صورت ناقل باقي مي مانند.
كمپيلوباكتر ججوناي به علل زير كمتر در مواد غذايي كه قابل خوردن مانده اند رشد مي كند:
1- باكتري قادر به رشد در زير 25-30 درجه نمي باشد.
2- جزء ميكروب هاي ميكرواروفيليك بوده و به اتمسفر معمولي حساس است و رشد مطلوب آن در اتمسفر حاوي 5 تا 10 درصد اكسيژن انجام مي شود.
3- حتي در شرايط مطلوب هم رشد باكتري آهسته است.
4- رقيب خوبي براي ساير ميكروب ها نمي باشد.
بعلاوه كمپيلوباكتر ججوناي يك باكتري خيلي شكننده بوده و به خشك شدن، اكسيژن، اتمسفر طبيعي، نگهداري در حرارت اتاق شرايط اسيدي مواد ضد عفوني كننده و حرارت حساس مي باشد. بنابراين غذاهاي فرايند شده و پاستوريزه يا خشك خطر كمتري دارند و باكتري اغلب همراه مواد غذايي خام با منشا دامي نگهداري شده در يخچال باعث انتقال بيماري بوده است.
كمپيلوباكتر ججوناي در حرارت c ْ60 در عرض 5 دقيقه از بين مي رود. سرد كردن و انجماد تا حدودي موجب كاهش ميزان آلودگي مي گردد، ولي پس از باز شدن از انجماد، ميكروب هاي باقيمانده تكثير حاصل مي نمايند. درجه حرارت اپتيمم براي رشد اين باكتري c ْ42+ درجه بوده و كلاً در حرارت هاي بين c ْ35+ تا c ْ42+ درجه رشد كرده، ولي در حرارت هاي معمولي محيط مثل c ْ25+ درجه قادر به رشد نيست. باكتري در آب c ْ4+ درجه به مدت چهار هفته زنده مي ماند، ولي در آب c ْ25+ درجه چند روز بيشتر بقا ندارد.
از جمله راه هاي جلوگيري از شيوع بيماري عبارتند از: كنترل دقيق بهداشتي آب آشاميدني، جلوگيري از تماس افراد با دام هاي آلوده و بر حذر بودن از مصرف مواد غذايي با منشأ دامي به صورت خام و نپخته.

6- ويبريوپاراهموليتيكوس (Vibrio parahaemolyticus)
اين ميكروارگانيسم كه گرم منفي و نمك دوست مي باشد يكي از عوامل عفونت غذايي، به ويژه در خاور دور و به خصوص در ژاپن مي باشد و داراي تعدادي سروتيپ مختلف مي باشد كه همگي بيماري زا نيستند و فقط سروتيپ هايي كه داراي Kanagawa phaenomen بوده، يعني آگار خون انسان باضافه 7% نمك طعام را هموليزه مي نمايند، براي انسان پاتوژن و خطرناك مي باشد. انتقال بيماري به انسان در اثر خوردن گوشت ماهي و ميگوي خام صورت مي گيرد، ولي مصرف ماهي خشك و نيز سبزي هاي نمك زده آلوده نيز گاهي اين نوع ويبريوز را ايجاد مي نمايند.
دوره كمون اين بيماري به طور متوسط 12 ساعت (بين 2 الي 48 ساعت) مي باشد، سپس دل درد شديد در ناحيه معده شروع مي شود و متعاقب آن اسهال و استفراغ همراه با تب ايجاد شده كه معمولاً پس از 2 تا 5 روز بهبودي حاصل مي گردد. ميزان مرگ و مير در اين بيماري بسيار كم بوده و اغلب در افراد پير و ضعيف اتفاق مي افتد. به طور كلي علائم بيماري شباهت زيادي به سالمونلوز دارد. در يكي از آزمايش هاي انجام يافته 5 ساعت پس از خوردن 10 ميكروارگانيسم زنده بيماري ايجاد گرديده است.
عفونت غذايي فوق صرفاً در فصل تابستان ايجاد مي گردد و در فصول گرم آب اكثر سواحل خاور دور آلوده به ويبريوپاراهموليتيكوس مي باشد. تعداد ويبريو ها در آب هاي ساحلي با افزايش درجه حرارت آب افزايش مي يابد و در نتيجه تعداد آنها در صدف ها و ساير آبزيان افزايش پيدا مي كند. بنابراين از مصرف مواد غذايي دريايي خام در اين فصول بايد اجتناب نمود. براي نگه داشتن آلودگي ويبريو در حد پايين، مواد غذايي دريايي بلافاصله پس از صيد بايستي در يخچال و يا داخل يخ نگه داري شود. تمام گونه هاي جنس ويبريو در اثر حرارت سريع كشته مي شوند، بنابراين پخت كامل و اجتناب از آلودگي مجدد روش مطمئني براي سالم سازي چنين فراورده هايي مي باشد.

7- ليستريا منوسايتوجنز (Listeria monocytogenes)
بيماري ليستريوز سال هاست كه به عنوان يكي از بيماري هاي مشترك بين انسان و بسياري از حيوانات اهلي و وحشي و برخي از پرندگان شناخته شده است. عفونت هاي ليستريايي كه بيش از همه كودكان و افراد مسن و ضعيف را مورد مخاطره قرار مي دهند به اشكال مختلف تظاهر مي نمايند. ليستريوز در انسان با خوردن باكتري از طريق مصرف مواد غذايي آلوده پس از يك دوره كمون 4 تا 21 روزه ممكن است ابتدا باعث يك بيماري آنفلونزا مانند با نشاني هاي بي قراري،اسهال و تب ملايم ظاهر شود. به دنبال هجوم باكتري به ماكروفاژها سويه هاي حدت دار ليستريا منوسايتوجنز مي توانند تكثير پيدا كنند و با انهدام اين سلول ها، ايجاد سپتي سمي نمايند. در اين مرحله باكتري به تمام اندام ها دسترسي پيدا مي كند و ممكن است سيستم اعصاب مركزي، قلب، چشم ها و يا ساير اندام ها از جمله جنين خانم هاي حامله را مبتلا كند. ليستريوز در زنان حامله موجب سقط جنين يا نوزاد مرده با علايم سپتي سمي مي گردد.
شكل ليستريوز سيستم اعصاب مركزي شامل مننژيت، انسفاليت و آبسه هاي مغزي است. بارزترين فرم بيماري ليستريوز بروز مننژيت است. فرم كلينيكي به طور ناگهاني بروز كرده و ميزان مرگ و مير در نوزادان مي تواند به 70% برسد.
راه هاي سرايت اين بيماري ازجمله از طريق مواد غذايي با منشأ دامي مدت هاست مورد بررسي قرار گرفته و از بعضي از مواد غذايي از قبيل شير و گوشت ليستريامنوسيتوجنز جدا شده است. قدرت مقاومت ليستريا تحت شرايط سخت محيطي از قبيل مقادير بالا و پايين pH، حرارت و انجماد، ضرورت توجه در زمان نگه داري و توزيع را نشان مي دهد. باكتري هاي زنده مانده مي توانند در شرايطي كه ساير ميكروب ها غير فعال مي شوند رشد نمايند. بعلاوه ليستريا منوسايتوجنز داراي قدرت دو برابر شدن (generation time) به ازاي هر 5/1 روز نگهداري در يخچال مي باشد.

8- استافيلوكوكوس اورئوس (Staphylococcus aureus)
استافيلوكوكوس اورئوس آنزيم ها و توكسين هاي متعددي توليد مي كند كه باعث بقاي باكتري، تجزيه پروتئين ها، كربوهيدرات ها و چربي ها جهت تأمين مواد مورد نياز، مقاومت در برابر داروها و قدرت بيماري زايي باكتري مي گردند. كواگولاز، هموليزين، لكوسيدين، پني سيليناز، ليپاز، هيالورونيداز، كاتالاز و پروتئاز از جمله اين آنزيم ها مي باشند. آنتروتوكسين هاي اين ميكروب توسط سلول هاي باكتري به غذا يا محيط كشت انتشار پيدا مي كنند. استافيلوكوك هاي آنتروتوكسين زا هميشه قادر به توليد كواگولاز مي باشند، ولي همه استافيلوكوك هاي كواگولاز مثبت هميشه آنتروتوكسين زا نمي باشند.
دوره كمون اين بيماري بسيار كوتاه بوده و بين نيم ساعت و حداكثر 7 ساعت به طول مي انجامد. در بعضي موارد اسهال هاي شديد و پي در پي موجب از دست رفتن آب بدن (dehydratation) مي گردد. مدفوع مسموين حاوي خون و موكوس مي باشد. تب وجود ندارد و برعكس حرارت بدن كمي پايين مي آيد.
اين بيماري معمولاً 24 ساعت به طور مي انجامد و موارد مرگ و مير بسيار نادر مي باشد. در مورد چگونگي اثر آنتروتوكسين ها هنوز اطلاعات كافي در دست نمي باشد ولي تصور مي رود به علت اثر سم روي پرزهاي موكوسي Jejunum اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك تحريك شده و از اين طريق مركز عصبي تهوع تحريك مي گردد.
براي آلودگي مواد غذايي ابتدا مي بايست مواد غذايي به استافيلوكوك هاي بيماريزا آلوده گردند كه اين خود به دو طريق انجام مي يابد. در اثر بيمار بودن دامي كه از آن فرآورده دامي تهيه مي شود مثلاً گاو شيري مبتلا به ماميت استافيلوكوكسي كه شير آن آلوده مي باشد و يا توسط انسان ها و كارگراني كه در حين تهيه و آماده سازي ماده غذايي آن را به صورت ثانوي آلوده مي سازند. لازم به تذكر است كه استافيلوكوك ها در بيني، دهان، زخم ها و جوش هاي چركين صورت و گردن و لاي ناخن ها به وفور يافت مي گردند و در صورت عدم رعايت موازين بهداشتي مي توانند به راحتي به مواد غذايي منتقل گردند. مرحله دوم تكثير اين ميكروارگانيسم در مواد غذايي است كه به سرعت انجام مي پذيرد و پس از آن ايجاد توكسين در مواد غذايي است كه غلظت آن زماني كه تعداد استافيلوكوك ها در هر گرم ماده غذايي به يك ميليون برسد، براي مصرف كننده خطرناك خواهد بود. توكسين در حرارت هاي بين c ْ7/6+ و c ْ5/45+ درجه سلسيوس و در غذاهايي كه pH آنها بين 3/7 – 5/6 مي باشد ايجاد و ترشح مي گردد. البته توكسين C در pH4 نيز تا حدودي ترشح مي گردد. آنتروتوكسين هاي مترشحه از استافيلوكوك ها در مقابل حرارت بسيار مقاوم مي باشند، به طوري كه پاستوريزاسيون و حتي حرارت پخت قادر به بي اثر كردن توكسين نمي باشد. صرفاً استريليزاسيون (يعني حرارت هاي بيش از c ْ117+) اثر توكسين ترشح شده را خنثي مي نمايد. مهمترين مواد غذايي حساس عبارتند از غذاهاي گوشتي (به ويژه كباب كوبيده)، شير و فرآورده هاي آن (به ويژه خامه و بستني)، شيريني هاي تر (به خصوص نان هاي خامه اي)، تخم مرغ و فرآورده هاي حاوي تخم مرغ مثل انواع كيك ها. به علت مقاومت زيادي كه آنتروتوكسين ها در مقابل ميزان aw دارند مي توانند در مواد غذايي خشك از قبيل پودر تخم مرغ و شيرخشك نيز وجود داشته و آنها و ساير مواد غذايي تهيه شده از آنها را آلوده سازند. تشخيص توكسين در مواد غذايي بسيار مشكل است و در آزمايش هاي معمول كنترل كيفي معمولاً انجام نمي گيرد و صرفاً به كشت ميكروبي و شمارش S.aureus اكتفا مي گردد. استانداردهاي ملي و بين المللي مختلفي براي اين منظور وجود دارد. به طوري كه قبلاً نيز اشاره شد، تعداد استافيلوكوك هاي بيماري زا در هر گرم ماده غذايي به هر حال نبايد از يك ميليون تجاوز نمايد. از طرفي در بسياري از موارد با وجود تعيين ميزان كمتري از ميكروارگانيسم (كه به علل مختلف از بين رفته اند) وجود آنتروتوكسين امكان پذير مي باشد.
شستشو و ضدعفوني تجهيزات و وسايل آشپزخانه پس از خاتمه كار، حرارت دادن كافي به غذاها و عدم نگهداري آنها در حرارت هاي پائين تر از c ْ65 درجه سلسيوس، جلوگيري از تماس افراد مبتلا به گلودرد و بيماري هاي ريوي با مواد غذايي، شست و شوي مرتب دست ها و در كانتين ها، كشيدن و سرو غذا با دستكش از جمله موازيني هستند كه رعايت آنها در پيش گيري از اين مسموميت غذايي بسيار مؤثر مي باشد
 
میکروبیولوژی مسجدسلیمان    microbiology1.blogfa.com
 
 
 
استافیلوکوکوس اورئوس (به انگلیسی: Staphylococcus aureus) یک کوکسی گرم مثبت است. این باکتری در پوست بدن نیز دیده می‌شود. یکی از مهم‌ترین باکتری‌های آلوده کننده مواد غذایی می‌باشد. توکسین این باکتری باعث سرگیجه، اسهال و استفراغ می‌شود.این باکتری از مهمترین استافیلوکوک‌ها می‌باشد.

باکتري استافيلوکوکوس اورئوسيکي از عوامل فرصت طلب بيماري زا مي باشد که در شرايط مساعد قادر است ايجاد عفونت در انسان و حيوان نمايد. اين باكتري علاوه بر آن مي‌تواند موجب مسموميت غذايي در افراد نيز گردد. تحقيقات فراواني در موردانتروتوکسين‌هاي توليد شده توسط استافيلوکوکوس اورئوسانجام شده است و تا کنون بيش از 14نوع انتروتوکسين مختلف که ساختمان و توالي نسبتاًيکساني دارند گزارش شده است .

انتروتوكسين‌هاي استافيلوكوكي پروتئين‌هايي با وزن مولكولي 29-26 کيلودالتون هستند كه به وسيله استافيلوكوك كواگولاز مثبت توليد مي‌شوند.
مهم ترين خصوصيات انتروتوکيسن‌ استافيلوکوکي:
توانايي ايجاد استفراغ در پريمات‌ها، مقاومت به حرارت و هضم پپسين و خاصيت سوپرآنتي‌ژنيسيته است. علائم مسموميت با انتروتوكسين‌هاياستافيلوكوكي در انسان شامل افزايش بزاق دهان، تهوع، استفراغ و سپس دل‌پيچه و اسهال كه در برخي موارد همراه باخون نيز ديده مي‌شود، مي باشد.
تقريبا 5 درصد مسموميت هاي غدايي، ناشي ازانتروتوکسين هاي توليد شده توسط اين باکتري مي باشد. اين در حالي است که گزارش مسموميت هاي ناشي از اين انتروتوکسين به دليل شناسايي تايپ هاي جديد رو به افزايش است هر چند در ايران اطلاعات دقيقي در اين خصوص تا کنون گزارش نشده است. Bergdoll گزارش نمود که 95 درصد مسموميت هاي ناشي از انتروتوکسين استافيلوكوكوس اورئوس به علت تايپ هاي A، B، C، D و E بوده و 5 در صد باقي مانده به علت ديگر تايپ هاي اين باکتري مي باشد. انتروتوکسين تايپ A استافيلوکوکي مهمترين انتروتوکسين توليد شده توسط استافيلوکوک کواگولاز مثبت است اين سم عامل اصلي مسموميت‌هاي غذايي استافيلوکوکي در دنيا بوده وبيشترين مطالعات نيز در مورد آن انجام شده است هر چند انتروتوکسين تايپ B به علت قابليت جذب از طريق استنشاق و کاربردهاي بيوتروريستي نيز مورد توجه محققين بوده است.اين درحالي است که کمترين اطلاعات در خصوص انتروتوکسين هاي توليد شده توسط ديگر روش ها وجود دارد.
روش‌هاي مختلفي براي شناسايي سم اين باكتري از جمله لاتکس آگلاتيناسيون، الايزا، ايمونوديفوژن و راديو ايمنواسي وجود دارد كه در همه اين روش‌ها نياز به فراهم شدن شرايطي براي بيان شدن ژن انتروتوکسين استافيلوکوکي مي‌‌باشد. اين در حالي است که ممکن است باکتري در شرايط خاص عليرغم داشتن ژن توليدکننده سم قادر به توليد آن نبوده و نتايح بدست آمده در روش هاي فوق الذکر را منفي گرداند. لذا تلاش محققين بر آن شد تا روش‌هاي تشخيص مولکولي را جانشين روش هايبيوشيميايي و سرولوژيکي نمايند. در روش مولکولي که با شناسايي ژن کد کننده سم انجام مي شود مي توان نسبت به شناسايي استافيلوکوک‌هايي که ژن کدکننده اين سم را دارند شناسايي نمود .هر چند اين روش مي تواند روش هايي که به ميزان کم سم را ترشح نموده و در روش‌هاي ايمنولوژيکي نمي‌توان اين سموم را شناسايي نمود اقدام به شناسايي آنها نمود. هدف از اين تحقيق جداسازي باکتري استافيلوكوكوس اورئوس‌ وشناسايي سويه‌هاي واجد ژن كدكننده انتروتوكسين تايپ C به وسيله PCR بود. اين اولين بار است كه در ايران اين تايپ شناسايي و گزارش مي شود.

همه چیز در مورد هپاتیت B   ب ی hepatities B virus

هپاتيت B در ايران :

در ايران مبتلايان حدود 3% كل جمعيت را شامل مي شود كه با در نظر گرفتن جمعيت ايران حدود 2 ميليون نفر به اين ويروس آلوده هستند . از اين تعداد حدود 200 تا300 هزار از اين افراد دچار هپاتيت مزمن B مي باشند كه نيازمند تشخيص شدت التهاب كبد و در صورت نياز درمان مي باشند .

تعريف بيماري :

هپاتيت B نوعي بيماري عفوني است كه در اثر ورود ويروس HBV به بدن و حمله آن به بافت كبد ايجاد مي شود .

مخزن عفونت :

انسان تنها مخزن و نگهدارنده ويروس در طبيعت است .

مواد آلوده كننده :

خون آلوده منبع اصلي ويروس هپاتيت B است .ساير مايعات بدن كه ويروس در آن ها وجوددارد عبارتند از مايع مني ، ترشحات مهبل و بزاق . البته ويروس در ترشحات ديگري از بدن افراد آلوده نيز شناسايي شده است ولي اين ترشحات اهميتي در انتقال عفونت ندارند .

علائم و نشانه هاي بيماري :

بايد دانست كه علائم انواع هپاتيت هاي ويروسي تقريبا مشابه است و براساس علائم باليني نمي توان نوع هپاتيت را تشخيص داد .

از زمان ويروس هپاتيت B به بدن فرد غير ايمن تا بروز اولين علائم بيماري از 4 هفته تا 6 ماه زمان لازم است .

سپس فرد علائمي غير اختصاصي مانند تب ،‌درد مفاصل و بثورات پوستي ، بي حالي ، خستگي ، بي اشتهايي ، درد عضلاني ، تهوع و استفراغ را نشان مي دهد و در معاينه ممكن است بزرگي كبد و عقده هاي لنفاوي وجود داشته باشد .

پس از اين علائم زردي آغاز مي گردد كه در سفيدي چشم واضح تر و بهتر ديده مي شود و به تدريج تمامي پوست بدن را در بر مي گيرد . در مرحله زردي معمولا تب كاهش مي يابد . ممكن است ادرار پررنگ و مدفوع كم رنگ شود .

كاهش زردي معمولا پس از چند روز تا يك هفته شروع مي شود ولي ممكن است 4 تا 6 هفته طول بكشد . اصولا هر چه علائم بيماري شديد تر باشد بدان معني است كه پاسخ هاي دفاعي بدن به عفونت شديدتر بوده و در صورت رفع علائم ، احتمال مزمن شدن بيماري كمتر است .

پس از اين علائم ، مرحله نقاهت و بهبودي فرا مي رسد . بسته به شرايط مختلف ، عده اي از بيماران بهبودي كامل خود را به دست مي آورند و در برخي ديگر عفونت به حالت مزمن در مي آيد .

هپاتيت مزمن :

چنانچه ويروس هپاتيت B طي 6 ماه از بدن بيمار پاك نشود ، بيماري مزمن شده است .احتمال مزمن شدن به چند عامل بستگي دارد :

1 ـ سن : مهمترين عامل تعيين كننده مزمن شدن بيماري است . در صورت ابتلاي به هپاتيت B%95 نوزادان ،20% كودكان و 1 تا 10 % بالغين به فرم مزمن بيماري تبديل مي شوند.

2 ـ زمينه ژنتيكي

3 ـ ابتلا به عفونت خفيف و بدون علامت

4 ـ ضعيف بودن دستگاه ايمني و دفاعي بدن

5 ـ عفونت با حجم زياد ويروس

6 ـ عفونت در معتادان و افراد مبتلا به هموفيلي

علائم هپاتيت B مزمن :

در اغلب افراد مبتلا به هپاتيت B مزمن ، عفونت به صورت خاموش است و فرد علامتي ندارد . به اين گروه ، ناقل سالم مي گويند .

در درصد كمي از افراد مبتلا به فرم مزمن( 1 تا 5% ) ، عفونت نهفته فعال مي شود و آسيب كبد ادامه مي يابد . در اين موارد اصطلاحا هپاتيت مزمن فعال روي داده است كه در صورت عدم پاسخ به درمان ، زردي ، بي حالي ، بي اشتهايي ، تهوع و كسالت ادامه مي يابد و در نهايت ، بافتي جايگزين بافت طبيعي كبد مي شود كه توانايي انجام وظايف كبد در بدن را ندارد . به اين مرحله سيروز كبدي گفته مي شود كه علائم آن به صورت جمع شدن مايع و تورم شكم ،تورم پاها ، تمايل به خونريزي هاي زير پوستي و گوارشي ، بزرگ شدن سينه ها در مردان ، كوچكي بيضه ها و علائم مغزي است . درصد كمي از موارد هپاتيت مزمن به سرطان كبد مبتلا مي شوند .

راه هاي انتقال :

1 ـ انتقال از مادر آلوده به نوزاد ( شايع ترين راه ابتلا در كشور )

2 ـ استفاده از سرنگ مشترک در معتادان تزریقی

3 _ فرورفتن سوزن آلوده در دست ( در کارکنان بهداشتی درمانی )

4 _ تماس جنسی محافظت نشده با فرد آلوده

5 _ تماس نزدیک با افراد مبتلا

درمان بيماري :

هپاتيت B حاد احتياج به درمان با داروهاي ضدويروس ندارد و درمان هاي حمايتي جهت طي دوره حاد كافي است و اكثر موارد مبتلا ( به خصوص کسانی که بعد از بلوغ مبتلا شده باشند ) بهبودی کامل خود را به دست می آورند . در حال حاضر درمان هپاتیت B مزمن در بیمارانی انجام می شود که دچار بیماری فعال و تخریب پیشرونده کبد هستند و بهتر است که درمان قبل از شروع علائم سیروز یا آسیب واضح کبدی شروع شود . هدف از درمان هپاتیت مزمن جلوگیری از فعالیت و تکثیر ویروس و متوقف کردن روند تخریب کبد توسط ویروس است . بنابراین ناقلین سالم هپاتیت B باید حتی در صورت نداشتن علائم هر شش ماه یک بار با مراجعه به پزشک و انجام یک آزمایش خون وضعیت سلامت کبد خود را مشخص نمایند . چنانچه آسیب پیشرونده کبد در آزمایش ها مشخص شود و نمونه برداری از کبد نیز آن را تائید کند ، داروهای اختصاصی ضدویروس برای فرد تجویز می گردد که تاثیر نسبتا مناسبی در کنترل بیماری دارند .

پیشگیری از گسترش هپاتیت B نیازمند توجه به عوامل موثر در انتقال بیماری است :

الف ) مردم عادی :

1 _ رعایت دستورات بهداشت فردی : عدم استفاده از وسایل شخصی دیگران مانند تیغ ، مسواک ، شانه و . . .

2 _ ترک اعتیاد تزریقی و عدم استفاده از سرنگ مشترک با دیگران

3 _ انجام اعمال دندانپزشکی ، و تاتو( خالکوبی ) فقط در شرایط استریل

ب ) منابع ویروس هپاتیت B ( بیماران در دوره حاد ، ناقلین سالم و علامت دار ) :

1 _ رعایت دستورات بند الف

2 _ استفاده از کاندوم در تماس های جنسی

3 _ عدم تبادل بزاق ( بوسه مرطوب )

4 _ پیگیری هر 6 ماه یک بار عملکرد کبد ( در ناقلین سالم )

واکسیناسیون :

واکسن هپاتیت B : واکسنی که برای پیشگیری از هپاتیت B در دسترس است در 80 تا 90% موارد موثر است ، یعنی علیرغم قدرت بالای آن ، حتی کسانی که دوره کامل واکسن هپاتیت B را دریافت کرده اند باید همچنان اصول پیشگیری از ابتلا را رعایت کنند . به خاطر داشته باشیم که رعایت اصول پیشگیری ما را از ابتلا به ایدز ، هپاتیت C ، سایر عفونت های منتقل شونده از راه خون و بیماریهای آمیزشی محافظت خواهد کرد .

باید دانست که با توجه به در نظر داشتن راه های انتقال ویروس ، در حال حاضر واکسیناسیون هپاتیت B برای همه افراد جامعه ضروری نیست و استفاده از این واکسن علاوه بر نوزادان ، در گروه های زیر توصیه می شود :

1 _ پرسنل بهداشتی و درمانی ( پزشکان ، پرستاران ، کارکنان آزمایشگاه ها )

2 _ بیماران دیالیزی و تالاسمی

3 _ اعضای خانواده بیمار هپاتیت B ساکن در یک واحد مسکونی

4 _ آتش نشان ها ، زندانبانان و رفتگران

5 _ معتادان تزریقی

برنامه واکسیناسیون کشوری هپاتیت B :

کلا دوره کامل واکسن هپاتیت B شامل سه نوبت است :

الف ) کودکان : بدو تولد ، 2 ماهگی و 6 ماهگی .

ب ) گروه های پرخطر : بدو مراجعه ، یک ماه بعد از نوبت اول و شش ماه بعد از نوبت اول .

سایر نکات خواندنی در مورد هپاتیت B :

_ تماس های معمول اجتماعی ( دست دادن ، روبوسی ، نشستن در کنار هم ، استفاده از توالت و حمام و استخرو سونای مشترک و . . . ) با ناقلین هپاتیت B موجب انتقال بیماری نمی شود .

_ نیازی به جداسازی ظروف غذاخوری فرد آلوده نیست ، البته باید شستشوی کامکل ظروف انجام شود .

_ افراد ناقل ویروس در صورت اطلاع به همسر و واکسیناسیون کامل همسر می توانند زندگی زناشویی عادی داشته باشند . ابتلا به هپاتیت B منعی برای ازدواج نیست و از این نظر تفاوتی بین مرد و زن وجود ندارد .

_ باردارشدن زن ناقل سالم هم برای جنین خطرناک نیست و با استفاده به موقع از واکسن و ایمونوگلوبولین ، خطر ابتلای نوزاد تقریبا منتفی است.بنابراین زنان باردار باید از وضعیت هپاتیت Bخود مطلع باشندودر صورت وجود عفونت ، پزشک معالج را از اوایل بارداری در جریان قرار دهند .

_شیر مادر مبتلا به هپاتیت B خطری برای نوزاد ندارد .

_ فرد آلوده به ویروس هپاتیت B می تواند برای سایرین آشپزی کند .

_ خون فرد آلوده حتی پس از خشک شدن می تواند آلوده کننده باشد ، بنابراین پس از شستشوی کامل خون باید از مواد ضدعفونی کننده نظیر وایتکس ( به مدت 20 دقیقه ) و یا جوشاندن ( به مدت 20 تا30 دقیقه ) و یا هر دو روش استفاده نمود.

 

هـپاتـيت چـاره دارد؟

ويروس بيماري‌هاي هپاتيت b و c از طريق خون انتقال مي‌يابد. ويروس هپاتيت b از مادر به جنين و در حين زايمان منتقل مي‌شود (انتقال عمودي). البته در حال حاضر ابتلا به هپاتيت از اين طريق کاهش يافته‌است زيرا امروزه تمام مادران باردار، غربالگري و در صورت ابتلا به هپاتيتb بيماري‌شان تشخيص داده‌مي‌شود و تحت درمان قرارمي‌گيرند. در اين حالت نوزاد بلافاصله پس از تولد ايمونوگلوبولين و واکسن هپاتيت b دريافت مي‏کند...

راه ديگر سرايت ويروس، تماس‌هاي جنسي يا تماس با خون ‌آلوده به ويروس است (انتقال افقي) كه بيشتر در بزرگسالان رخ مي‌دهد. خوشبختانه هپاتيت b واکسن بسيار موثري دارد به همين دليل ابتلا به اين بيماري، از راه انتقال افقي به‌خصوص در نوجوانان زير 19 سال بسيار کم گزارش مي‌شود. البته ويروس ممکن است در افرادي که واکسينه نشده‌اند، از طريق رفتارهاي پرخطر مانند تماس‌هاي جنسي، ‌تزريق موادمخدر، استفاده از سوزن‌هاي مشترک و تماس با خون يا سوزن آلوده به راحتي منتقل شود.

مهم‌ترين راه انتقال هپاتيت c خون است و از راه تماس جنسي و مادر به جنين، بسيار نادر گزارش شده‌است. بيشترين افرادي که به هپاتيت c مبتلا مي‌شوند، معتادان تزريقي هستند. استفاده از سوزن‌هاي مشترك و رعايت نكردن بهداشت فردي از عوامل موثر در ابتلا به اين بيماري است. مطالعه‌هاي زيادي نشان مي‏دهد اگر کسي موادمخدر را از روش‌هاي ديگري مانند خوردن يا استنشاق هم مصرف کند، همچنان در معرض خطر ابتلا به هپاتيت c خواهد بود زيرا توليدکنندگان موادمخدر عمدتا خودشان به اين ويروس آلوده‌اند و از آنجا که ويروس هپاتيت مدت زيادي در سطح خشک باقي مي‌ماند، مي‌تواند مصرف‌کنندگان را آلوده کند.

اصطلاحا به ويروس هپاتيت b و c، ويروس‌هاي «کبددوست» مي‌گويند. معمولا هر ويروس يا ميکروبي که وارد بدن مي‌شود، خاستگاه خاصي دارد مثلا ويروس فلج‌اطفال، سيستم عصبي، ويروس سرماخوردگي و آنفلوانزا، سيستم تنفسي فوقاني و ويروس هپاتيت b و c کبد را درگير مي‌کنند. ويروس هپاتيت b حتي با dna سلول‌هاي کبدي ترکيب و تکثير مي‏شود. ويروس‏هاي تکثيرشده در نهايت وارد سيستم گردش خون بدن مي‏شوند و خون فرد مبتلا را آلوده مي‏کنند. البته تا زماني که پوست زخمي نشود و خونريزي نکند، ويروس از بدن خارج نخواهد شد.

• اگر ويروس‌هاي هپاتيتb بيش از 6 ماه در بدن باقي بمانند و طي اين مدت سيستم ايمني بدن نتواند آنها را از بين ببرد، بيماري وارد فاز مزمن مي‌شود اما اگر قبل از 6 ماه، سيستم ايمني بدن موفق به از بين بردن ويروس‏ها شود، مزمن نخواهد شد.

• مزمن شدن ويروس هپاتيت b، به پاسخ سيستم ايمني بدن و سن بيمار بستگي دارد. در صورتي كه ويروس هپاتيت b حول?وحوش تولد و حين زايمان از مادر به جنين منتقل شود، در 90 تا 95 درصد موارد مزمن خواهدشد زيرا در دوره نوزادي سيستم ايمني بدن به اندازه کافي قوي نيست و ويروس هپاتيت از بدن نوزاد پاک نخواهد شد. با افزايش سن، سيستم ايمني کامل‌تر مي‌شود و بدن پاسخ بهتري به دفع ويروس‌هاي هپاتيت b مي‌دهد؛ احتمال مزمن شدن بيماري، در سن 15 سالگي، 50 درصد و در افراد بالغ، 20 تا 30 درصد است اما در مورد هپاتيت‌ c اينطور نيست و سيستم ايمني بدن در هر سني که باشد، قادر نيست ويروس‌هاي هپاتيت‌ c را از بين ببرد، بنابراين در
75 درصد موارد بيماري به سمت مزمن شدن پيش مي‌رود و به درمان نياز دارد.

علايم بيماري هپاتيت با توجه به نوع آن متفاوت است. بيماري هپاتيت دوره کموني بين 45 تا 90 روز دارد؛ يعني 45 تا 90 روز پس از آنکه فرد به ويروس هپاتيت b آلوده شد، ممکن است دچار هپاتيت حاد شود و علايمي همچون زردي در بدن و چشم‌ها و حالتي شبيه سرماخوردگي و کوفتگي بدن داشته باشد. اين علايم گاهي در مبتلايان ظاهر مي‌شود و گاهي نه بنابراين اگر فردي شک کند که به هپاتيت مبتلا شده است يا نه، بايد آزمايش بدهد.

• تقريبا در يک درصد افراد مبتلا به هپاتيت b مزمن، بيماري طي يک سال خودبه‌‌خود بهبود مي‌يابد. اين اتفاق در مورد هپاتيت c نيز مي‌افتد اما نکته جالب اين است که ويروس هپاتيت c، 6 نوع ژنوتيپ مختلف دارد که از شماره 1 تا 6 نامگذاري شده‌اند. اگر فردي به ويروس شماره 1 آلوده شده باشد و پس از درمان، دوباره از موادمخدر تزريقي استفاده کند يا با ويروس تماس داشته باشد، ممکن است اين بار به ويروس شماره 2 يا 3 آلوده شود، اما در مورد هپاتيت b فرد آلوده پس از درمان ايمن مي‌شود و احتمال ابتلاي دوباره‌اش به اين بيماري وجود نخواهدداشت.

• بحث‌هاي زيادي در مورد بيمار مبتلا به بيماري هپاتيت b حاد وجود دارد. بيشتر پزشکان موافق درمان بيماران در اين مرحله نيستند زيرا در بيشتر موارد بيماري افراد بالغ خود‌به‌خود بهبود پيدا مي‌کند اما در مواردي که بيماري برق‌آسا بروز مي‌کند، به درمان‌هاي نگهدارنده نياز است. متاسفانه در حال حاضر راهي براي ريشه‌کني هپاتيت b وجود ندارد، اما با تجويز داروهاي بسيار خوبي مي‌توان بيماري را تحت‌کنترل درآورد. بيماري هپاتيت c نيز بسيار خوب به درمان پاسخ مي‌دهد و با توجه به نوع ژنوتيپ ويروس بيماري درمان مي‌شود.
متاسفانه بسياري از افراد به دليل ناآگاهي، زماني كه متوجه ابتلا به اين بيماري مي‌شوند، به شدت مي‌ترسند. در حالي که سير بيماري، شديد و پرسرعت نيست و اتفاقا بسيار خوش‌خيم و طولاني‌مدت است. از هر 100 نفري که به ويروس هپاتيت b آلوده مي‌شوند، فقط 15 تا 20 نفر پس از 30 سال به سيروز کبدي مبتلا مي‌شوند. 75 تا 80 درصد بيماران تا آخر عمر بدون مشکل هستند و گاهي اصلا متوجه بيماري‌شان نمي‏شوند. از 15 تا 20 نفري که به سيروزکبدي مبتلا شده‌اند، فقط 10 درصد آنها به سرطان کبد مبتلا خواهند شد. درنتيجه به همه بيماران مبتلا به هپاتيت توصيه مي‌کنم با اطلاع از بيماري‌شان، آرامش خود را حفظ کنند، نترسند و همواره تحت‌نظر فوق‌تخصصان گوارش يا متخصصان عفوني باشند. از آنجا كه نشناختن ويروس،‌ راه‌هاي انتقال، راه‌هاي پيشگيري و سير بيماري باعث ايجاد مشکلاتي در خانواده‌ها مي‌شود، بهتر است با پزشک مشاوره کرد

تهیه و تدوین : فروغ عراقی کارشناس آموزش سلامت مرکز بهداشت استان

مهرنوش جاسم زاده کارشناس آموزش سلامت مرکز بهداشت استان

دکتر شهرام ترحمی کارشناس مبارزه با بیماریهای مرکز بهداشت استان

منابع و مآخذ :

1 _ هپاتیت ویروسی ، دکتر ناصر ابراهیمی دریانی و همکاران ، انتشارات شایان نمودار ، 1381

2 _ راهنمای پیشگیری از هپاتیت و ایدز ، دکتر کامران حکیم زاده ، مرکز نشر صدا ، 1380

3 _ هپاتیت ویروسی و اتوایمیون ، دکتر ناصر ابراهیمی دریانی و همکاران ، نشر طبیب ، 1378

microbiology1.blogfa.com

میکروبیولوژی مسجد سلیمان

 
  BLOGFA.COM