آشنایی با چند تکنیک آزمایشگاهی
بررسی شیمیایی ادرار
PH:در ادرار طبيعي خيلي متغير است مثلا اگر جيره غذايي بيشتر گياهي باشد PH قليايي و اگر گوشت مصرف کند PH اسيدي مي شود. بعضي داروها PH را زياد مي کنند.ن.ارهاي ادراري در مورد PH زياد دقيق نيستند ولي در چند مورد اهميت دارند: براي تشخيص کريستال ها اهميت دارند.مثلا کريستالي مثل اسيداوريک در PH اسيدي توليد مي شود و اگر PHقليايي باشد حل مي شود.کريستال آمونيم در PH قليايي ايجاد مي شود.در افرادي که سنگ ساز هستند معمولا زشک PH را برخلاف طبيعت سنگ تنظيم مي کند مثلا اگر سنگها اسيدي باشند با تغيير PH و تبديل آن به PH قليايي (با دادن دارو) باعث مي شود که سنگها يا تشکيل نشوند يا حل شوند. همچنين در مورد سنگهاي قليايي .
بررسي اسيد اسكوربيك – زماني كه مقدار زيادي ويتامين C و يا موادي كه حاوي اسيد اسكوربيك هستند مصرف شود، اسيد اسكوربیك به مقدار زياد در ادرار ظاهر ميگردد. مقادير زياد اسيد اسكورسيك به خاطر احياء كنندگي آن، ممكن است در ساير تستهاي بيوشيميايي ادرار از جمله قند، خون، بيليروبين، نيتريت و لكوسيت استراز دخالت نموده و آنها را مهار نمايد بعنوان مثال زماني كه در بررسی ميكروسكوپي رسوب ادرار، بيش از دو تا سه عدد گلبول قرمز در هر ميدان با بزرگنمايي زياد، ديده شود اما در بررسي نوار ادرار هموگلوبين منفي باشد، بررسي وجود اسيد اسكوربيك در اين رابطه مفيد خواهد بود.
در صورتيكه بيلیروبين زياد در ادرار داشته باشيم و يا PH ادرار بيشتر از ۵/۷ باشد، با رنگ نوار تداخل ميكند و اوراتها، ساليسيلاتها، اسيد هموژنتيزيك يا كراتينين با اسيد اسكوربيك نتايج مثبت كاذب ميدهد.
اگزالات و سولفات، متابوليتهاي اسيد اسكوربيك هستند كه مصرف زياد اين ماده در اشخاص حساس، ممكن است سبب تشکیل سنگهاي اگزالاتي شوند.
ملانوري – در متاستازملانوم بدخيم يافت ميشود و ادرار تيره رنگ ظاهر ميشود كه طبعتاً افزايش دفع ادراری متابوليتهاي ملانين، رخ ميدهد. اين ملانوژنهاي ادرار شامل ايندولها، كاتكولها و كاته- كولامينهاست. در ادرار بيماران مبتلا به ملانوم آنزيم دوپا اكسيداز افزايش مييابد همچنين در متاستازهاي كبدي، اين آنزيم افزايش بيشتري مييابد. اندازهگيري آنزيم دوپا – اكسيداز يكي از روشهاي شناسايي متابوليتهاي ملانين در ادرار است.
هنگامي كه بيمار به ملانوم متاستاتيك به مثابه مبتلا شده است، سلولهاي حاوي رنگ دانة ملانين در رسوب ادار ظاهر ميگردد.
اوروبيلينوژن يا پورفوبيلينوژن ادراري – در اثر نقايص ساخت هِم، پورفيرينها ظاهر ميشوند، اين بيماريها در بيماران كه حمله پورفيريحاد در آنها مطرح است بايد در نمونة ادرار، پورفوبیلینوژن را جستجو كرد.اکثر كمبودهاي ارثي آنزيمي رخ ميدهند كه در آنها سوبستراي آنزيم، در مقادير زياد از طريق ادرار و مدفوع دفع ميشود. در طي حمله حاد پورفيريك، ميزان زيادي از پورفوبيلينوژن دفع ميشود. پورفيرينها در مسموميت با سرب دفع ميشوند، متابوليسم پورفرين ممكن است در مبتلايان به عفونت HIV همراه با هپاتيت C، غير طبيعي باشد.
حساسيت پوستي به نور و ضايعات جلدي با ميزان بالاي پورفيرينها همراه هستند.
افزايش توليد و دفع دلتا – آمينولوولينيك اسيد و پورفوبيلينوژن در بيماران عصبي و درد شكمي حاد (گروه كبدي) مشاهده ميشود. نمونههاي اداري كه از نظر اوروبيلينوژن يا پور فوبيلينوژن مورد بررسي قرار ميگيرند بايد تازه باشند.
سنگهاي اداري – سنگ در اثر انواع بسياري از اختلالات متابوليك يا محيطي ايجاد ميشود، جنس سنگها در حدود ۸۰ در صد موارد از اگزالات كليسم يا مخلوطي از اگزالات و فسفات كلسيم، ميباشد. و تركيبهاي شايعتر بعدي، مخلوط فسفات كليسم، منيزيم، آمونيوم فسفات و اسيد اوريك هستند، پس از اين انواع، سنگهای سيستيني قرار ميگيرند.
در PH اسيدي يا خنثي،اگزالات كلسيم رسوب ميكند و فسفات كلسيم در PH طبيعي ادرار يعني ۶ تا ۵/۶ تشكيل سنگ ميدهد.
اسيد اوريك كه حلاليت بالايي ندارد در PH كم (۳/۵) حالت كريستالي پيدا ميكند و تشكيل سنگ ميدهد. منيزيم آمونيوم فسفات، در PH قليايي، تشكيل سنگ ميدهد.
هنگام وجود سنگ، حتي اگر سنگ بدون علامت باشند، هماتوري يافتهاي ثابت است. پروتئینوري، معمولاً از ويژگيهاي بيماري سنگ نيست، اما با آسيب لولهاي ، امكان افزايش دفع پروتئينهاي پلاسمايي با وزن مولكولي كم، از جمله بتا دو – ميكروگلوبولين و مقداري آلبومين، وجود دارد.
در صورت وجود عفونت لكوسيتها افزايش مييابند، در ادرار بيماران مبتلا به سنگ، خوشههاي متعددي از سلولهاي ترانزيشنال غير بدخيم ديده ميشوند. اين خوشهها ميتوانند در تشخيص سنگهايي كه احتمال آنها، مطرح نشده است مفيد باشند.
بررسي سديم و كلسيم و فسفر و اسيداوريك و اگزالات و كليرانس كراتينين نمونهها ادرار ۲۴ ساعته(ميزان فوق اشباع مواد مذكور در ادرار ۲۴ ساعته) ميتواند بازتاب دقيقي از تركيبات سنگ باشد.
بررسي PH ادرار در يك نمونة تازه، براي تعيين انواع كريستالهاي احتمالي كه رسوب كردهاند، حائز اهميت است.
مثلاً اسيد اوریک در PH كم(۵ تا ۵/۵) و فسفات سه گانه در ادرار قليايي يافت ميشود.
خصوصيات فيزيكي سنگها – اگر چه خصوصيات فيزيكي سنگهاي مختلف، كافي براي شناسايي آنها نيست اما شناخت اين خصوصيات ميتواند حايز اهميت باشد، مثلاً سنگهاي اسيداوريكي و اوراتي به طور تيپيك زرد تا قرمز مايل به قهوهاي هستند و سختي متوسطي دارند. سنگهاي فسفاتي معمولاً رنگ پريده و شكننده هستند. سنگهاي اگزالات كلسيم بسيار سخت هستند و اغلب رنگ تيره و به طور بارز سطحي خشن دارند. سنگهاي سيستئني، زرد – قهوهاي هستند و تا حدودي چرب به نظر ميرسند.
سنگهاي كلسيمي – حدود ۴۰ در صد از بيماران مبتلا به سنگهاي كلسيمي، دچار كلسيوري هستند، افزايش كلسيم در ادرار، ممكن است حاصل افزايش جذب رودهاي كلسيم، باز جذب نامناسب كلسيم از لولههاي كليه، باز جذب يا اتلاف كلسيم از استخوان يا تركيبي از اين عوامل باشد، در موارد معدودي از هيپركلسيوري، وجود بيماري زمينهاي مطرح است، با اين همه در اكثر موارد هيپركلسيوري حالت اوليه يا ايديوپاتيك دارد.
هيپر كلسيوري ممكن است همراه با افزايش جذب كلسيم از روده باشد.
ساركوئيدوز، افزايش ويتامين D و فوروسمايد ممكن است سبب هيپركلسيوري كليوي شوند.
مصرف زياد كلسيم به ميزان ۳ تا ۴ گرم در روز همراه با دريافت پروتئين زياد ميتواند از علل ناشايع سنگهاي كلسيمي باشد.
اكثر سنگهاي كلسيمي حاوي اگزالات هستند، منشأئ مقدار از اگزالات موجود در ادرار ، آشاميدنيهايي مثل چاي، كاكائو، قهوه و كولا است، گياهان مثل لوبيا، ريواس، اسفناج و خشكبار، انگور و مركبات هستند. اگزالات از اسيد اسكوربيك نيز حاصل ميشود، در بيماراني كه در معرض تماس با گرما و دهيدراتاسيون هستند، ممكن است ميزان موارد حل شده در ادرار افزايش يابد، پس از اين حالت، تشكيل كريستال و تشكيل سنگ رخ ميدهد.
سنگهاي اسيداوريكي – دريافت بيش از حد پورينها در رژيم غذايي مانند جگر، لوبياي خشك، برخي از انواع ماهي و گوشت و يا بيماريهاي مختلف باعث دفع بيش از حد اسيداوريك می شود كه توليد اسيد اوريك درونزا ، در موارد زير افزايش پيدا ميكند. نقرس، بيماريهاي ذخيرهاي گليكوژن، سندرملش نیهان بسياري از لوسميها و تومورهاي درمان شدهاي كه با نكروز سلولي همراه هستند، باعث افزایش اسید اوریک می شود.
شيمي درماني و تابش اشعه، ممكن است منجر به افزايش تخريب سلولهاي توموري شوند كه ممكن است سبب بروز نارسائي كليه حاد در اثر انسداد لولهاي و حالبي توسط تودههاي كريستالي اسيد اوريك شود، حدود ۲۰ درصد بيماران مبتلا به نقرس سنگ سازي ميكنند، اكثر اين سنگها از جنس اسيد اوريك خالص يا مخلوط اسيد اوريك و كلسيم ميباشد.
تغليظ ادرار و نيز PH، در حلاليت اسيد اوريك و اورات مهم هستند، اگر حجم ادرار كم باشد ميزان حلاليت اسيد اوريك در PH اسيدي افزايش پيدا ميكند.
اكثر اشخاص طبيعي با ۶ PH داراي ادرار اشباع شده از اسيد اوريك هستند، اما سنگسازي نميكنند، براي سنگسازي ظاهراً اسيديته بيشتر يا دهيدراتاسيون، ضروري است.
سنگهاي سيستيني - در بيماران مبتلا به اختلال ارثي در انتقال آمينو اسيد تشكيل ميشوند، در اين اختلال سيستين، اورنيتين، لیزين و آرژينين با مقادير زياد در ادرار دفع ميشوند، از بين اين مواد فقط سيستين تشكيل كريستال و سنگميدهد. تا زماني كه PH ادرار به ۴/۷ نرسد، سيستين قابل حل نميشود و سنگهاي سيستيني در PH در محدودهها PH طبيعي ادرار تشكيل ميشوند، ساير سنگها كه بصورت نادر تشكيل ميشوند، از سنگهاي حاوي سولفوناميدها و سنگهاي سيليكا ميتوان نام برد، تريامترن كه ديورتيك نسبتاً غير قابل حل است ممكن است منجر به سنگسازي شود، سنگهاي گرانيتي ناشايع هستند و سنگهاي آدنيني نادر در كودكان مبتلا به نوعي كمبود ارثي آنزيم مطرح هستند.
بیلیروبینوری-بیلیروبین در اثر تجزیه هموگلوبین ایجاد ودر سلولهای آندوتلیال کبد و طحال و مغز استخوان تشکیل می شود . در ابتدا بوسیله آلبومین حمل می شود که به آن بیلیروبین غیر مستقیم یا غیر کنژوگه می گویند که غیر قابل حل در آب بوده ولذا نمی تواند از سد گلومرولی کلیه عبور نماید. بیلیروبین غیر کنژوگه در کبدبا اسید گلوکرونیک ترکیب وبه شکل کنژوگه (مستقیم) قابل حل در آب در می آید که می تواند از سد کلیوی عبور کند. ظاهر شدن بیلیروبین در ادرار نشان دهنده افزایش سرمی آن است و این افزایش به دور دلیل زیر ممکن است رخ دهد:
۱- انسداد مجاری صفراوی ۲ –بیماریهای کبدی . بعنوان مثال بیلیروبینوری به علت افزایش فشار ثانویه در اثر التهاب ، فیبروز، سنگ یا سرطان پانکراس ،هپاتیت حاد ویروسی ویا دارویی، هپاتیت الکلی ، کلستاز و صدمه کبدی مشاهده می شود . در هیپربیلیروبینمی مادرزادی ، بیلیروبین در ادرار ظاهر می گردد.(در انواع Dubin-Johnson و Roter ظاهر و در بیماری کریگار نجار مشاهده نمی شود.) در صورتیکه در ادرار بیلیروبین ظاهر شود ولی اروربیلینوژن در ادرار وجود نداشته باشد ، نشان دهنده انسداد داخل و یا خارج مجاری صفراوی –کبدی می باشد. در یرقان همولیتیک ، در ادرار بیلیروبین ظاهر نمی شود.
References:
۱ – Clinical Diagnosis and management by laboratory methods “۲۰th ed. Zool” ۳۶۷-۴۰۲.
قند:اگر ميزان قند از حد آستانه بازجذب کليوي بيشتر باشد در ادرار ديده مي شود.گاهي ممکن است وجود قند در ادرار به دليل ديابت نباشد بلکه به دليل اختلال کليوي باشد مثلا اسيدوز لوله هاي کليوي.
گاهي به دليل افزايش فشار خون،خون ورودي براي تصفيه زياد است وحجم مايعات زياد است بنابراين ممکن است گلوکز ديده شود در حالي که در خون ميزان آن طبيعي است مثلا در خانمهاي حامله.
پروتئين:مهمترين ارزش تشخيصي آن سندرم نفروتيک است.افراد به طور معمول مقداري پروتئين دفع مي کنند ولي ميزان آن براي نوارهاي ادراري قابل تشخيص نيست وبايد از حدي بيشتر باشد ولي گاهي فرد ممکن است تا 30گرم پروتئين دفع کند.
گاهي پروتئين دفع مي شود ولي دليل آن سندرم نفروتيک نيست بلکه با شروع فعاليت هاي فرد دفع پروتئين آغاز مي شود ولي ميزان آن تغييري نمي کند و هميشه يکسان است.در اين افراد بلافاصله بعد از خواب در ادرارشان پروتئين ديده مي شود. گاهي بدليل اختلال در لوله هاي کليوي و در نتيجه بازجذب مقداري پروتئين در ادرار ديده مي شود.عفونت در دستگاه ادراري هم مي تواند باعث ديده شدن پروتئين در ادرار شود.يعني هميشه دفع پروتئين دليل بر سندرم نفروتيک نيست.
بيلي روبين:هرگاه لوله هلي مجاري صفراوي گرفته شود بيلي روبين در ادرار ديده مي شود و يا ممکن است اختلال کليوي باشد چون بيلي روبين به آلبومين وصل است و دفع آلبومين باعث دفع بيلي روبين مي شود.
خون:وجود خون تازه در ادرار (شکل و اندازه RBCها با هم برابر است) ممکن است به دليل خونريزي باشد.گاهي به دليل اختلال و خونريزي در لوله هلي کليوي RBC ها از آنجا عبور مي کنند،در اينجا خون کهنه ديده مي شود که در آن RBCها به صورت چند اندازه اي (اندازه هاي مختلف) و چروکيده ديده مي شوند.
هموگلوبين:زماني که هموليز درون عروقي اتفاق افتاد و يا زماني که خون تازه وارد ادرار رقيق شود هموگلوبين در ادرار ديده مي شود ولي در مورد اول هموگلوبين بيشتري ديده مي شود.
ميوگلوبين:وجود ميوگلوبين باعث قرمزي ادرار مي شود زماني که عضلات ديستروفي شوندمقداري از ميوگلوبين ها آزاد و وارد ادرار مي شوند.چون جواب نوارهاي ادراري براي ميوگلوبين و هموگلوبين يکي است بايد با تست هاي تاييدي آنها را کنترل کرد.
ويتامين C:به تنهايي ارزش ندارد.اگر ويتامين C وجود داشته باشد جواب تست هايي مثل قند،هموگلوبين،خون و ميوگلوبين اشتباه مي شود چون واکنشهاي نوار ادراري پيش مي رود و در مرحله آخر بايد اکسيد شود که Vit C جلوي اکسيد شدن آن را مي گيرد و جواب اين تست ها اشتباه مي شود.بنابراين Vit C براي پارامترهاي ديگري مثل هموگلوبين ،ميوگلوبين ،خون و قند ارزش دارد.
اندازی گیری سدیم و پتاسیم ۲۴ ساعته ادرار.
برای اندازه گیری سدیم ادرار ۲۴ ساعته روش کار دقیقا مثل اندازه گیری سدیم سرم است .یعنی ۱۰۰ لاندا از ادرار را با ۹.۹ آب مقطر مخلوط کرده و سپس با استفاده از دستگاه فلیم فوتومتر آن را می خوانیم.
ميزان نرمال سديم در ادرار 24 ساعته:220-40
براي اندازه گيري پتاسيم ابتدا بايد آن را به نسبت 50/1 رقيق کرد يعني 1 واحد ادرار 24 ساعته و 49 واحد آب،و سپس آن را به همان روش قبلي با دستگاه فليم فوتومتر مي خوانيم.در صورتيکه ميزان پتاسيم خيلي پايين باشد گاهي نياز است که رقت پايين تري از آن را تهيه کنيم مثلا 25/1.براي محاسبه ميزان پتاسيم ،عددي را که با دستگاه خوانده ايم در رقتي که تهيه کرده ايم ضرب مي کنيم و سپس در حجم ادرار 24 ساعته به ليتر ضرب مي کنيم.
ميزان نرمال پتاسيم در ادرار 24 ساعته:125-۲۵
نکاتی در مورد تست تحمل گلوکز GTT
اگر پزشکتان برای شما انجام آزمایش GTT يا تست تحمل گلوکز را لازم دانسته بهتر است قبل از انجام آزمايش نکات زير را مطالعه کنيد:
1-چنانچه قند خون شما بالاتر از حد طبيعي مي باشد انجام اين آزمايش ممکن است زيان آور باشد لذا پزشک و آزمايشگاه را در اين مورد مطلع نماييد.
2-از سه روز قبل از آزمايش بايد رژيم معمولي غذايي را داشته باشيد و تغيير فاحشي در آن ندهيد.رژيم غذايي متعادل در اين سه روز بايد حاوي حدود 150گرم مواد قندي يا نشاسته باشد.
3-شب قبل از انجام آزمايش به مدت 14-12 ساعت بايد از خوردن و آشاميدن اجتناب کنيد.مصرف آب بلامانع است.
4-روز آزمايش اول وقت به آزمايشگاه مراجعه نماييد.ابتدا يک نمونه خون ناشتا از شما گرفته مي شود و سپس يک محلول قندي به شما داده مي شود تا ميل کنيد.پس از آن در فواصل زماني مختلف نيم،يک،يک ونيم،دو يا سه ساعت بعد از مصرف محلول قندي از شما خونگيري مي شود.
5-دفعات خونگيري بستگي به درخواست پزشک معالج شما يا صلاحديد آزمايشگاه دارد.
6-در فاصله بين خونگيري ها در محيط آزمايشگاه حضور داشته باشيد و از پياده روي و ورزش و همچنين خوردن و آشاميدن و مصرف دخانيات خودداري کنيد.بديهي است مصرف آب بلامانع مي باشد.
توصیه هایی برای آزمایش قند ۲ساعته یا ۲ phh
1-بين 14-12 ساعت بايد ناشتا باشيد،يعني در طي اين مدت هيچگونه غذا و نوشيدني به جز آب استفاده نکنيد.
2-قبل از ساعت 9 صبح صبح به آزمايشگاه مراجعه نماييد تا خونگيري جهت قند ناشتا از شما به عمل آيد.
3-پس از خونگيري بر حسب درخواست پزشک معالجتان در آزمايشگاه به شما شربت قند مي دهند و يا بايد صبحانه معمولي خود را ميل نماييد.پس از اتمام صبحانه زمان را يادداشت نموده و درست دو ساعت بعد جهت خونگيري به آزمايشگاه مرجعه نماييد.
4-توجه داشته باشيد که از شب قبل از آزمايش و همچنين در فاصله خونگيري اول و دوم نبايدهيچگونه تحرک غيرمتعارف مانند ورزش و پباده روي داشته باشيد.
آشنایی با الکتروکمی لومینسانس ELC
تاکنون روش هاي ايمونولوژيک مختلفي براي اندازه گيري مواد موجود در بافت ها و مايعات بدن ابداع شده است.وجه مشترک تمامي اين روش ها ايجاد يک واکنش ايمونولوژيک با استفاده از آنتي بادي عليه ماده مورد اندازه گيري است،و در نهايت اندازه گيري شدت رنگ فرآورده نهايي (در روش اليزا)،ميزان ماده راديواکتيو منتشر شده از آن (در روش RIA) و يا مقدار نور تابش يافته (در روش هاي کمي لومينسانس)امکان تعيين ماده مورد اندازه گيري را فراهم مي آورد.کمي لومينسانس به تابش نور از محل تهييج شده يک واکنش،زماني که به سطح پايه برمي گردد،اطلاق مي شود.با تلفيق يک واکنش کمي لومينسانس و يک واکنش ايمونولوژيک مي توان با اندازه گيري مقدار نور تابش يافته ،غلظت مواد را تعيين کرد.روش هاي کمي لومينسانس به دليل آنکه محدوده زماني و محل تابش نور توليد شده قابل کنترل نيست،خالي از اشکال نبوده و به همين دليل نمي توان غلظت هاي بسيار کم و يا محدوده هاي گسترده اي از مواد را با آنها اندازه گيري کرد.همچنين در بسياري از تکنيک هاي کمي لومينسانس به دليل نزديکي محل واکنش نمونه هاي مختلف،نور توليد شده از يک نمونه (حتي زماني که پس از خوتنش تخليه گردد) بر روي اندازه گيري نور نمونه مجاور تاثير گذاشته و باعث به دست آمدن نتايج نه چندان دقيق مي شود.براي حل مشکلات روش هاي کمي لومينسانس،طي چند سال گذشته روش الکتروکمي لومينسانس ابداع شده است.الکتروکمي لومينسانس نوعي از کمي لومينسانس است که در آن واکنشي که به توليد نور مي انجامد با جريان الکتريکي آغاز و با قطع آن خاتمه مي يابد و نور توليد شده در اين روش تنها در محل الکترود ايجادگر جريان الکتريکي به وجود مي آيد.کنترل زمان تابش نور مشکل تداخل بيش از حد نور تابش شده از نمونه هاي مجاور را رفع مي کند و همچنين کنترل محل تابش نور (تنها در سطح الکترود) باعث مي شود تا بتوان تمامي نور توليد شده از نمونه را در محلي بسيار نزديک به دستگاه دتکتور متمرکز کرد.اين امر با افزايش دادن نسبت سيگنال به نويز دقت را بالا برده و همچنين با تمرکز نور بر سطح دتکتور،حساسيت را تا حد بسيار زيادي افزايش مي دهد.با اين روش مي توان تا ميزان 15-10 مول از غلظت مواد را اندازه گيري کرد.هيچ يک از روش هاي ايمونواسي چنين حساسيتي ندارند.همچنين با کنترل محل تابش نور مي توان نور تابش يافته از بيش از يک واکنش ايمونولوژيک در يک نمونه را همزمان در محل هاي مختلف قابل اندازه گيري کرد و بدين ترتيب مي توان غلظت چند ماده را به صورت همزمان تعيين کرد.از مزاياي ديگر اين روش امکان بدست آوردن نتايج در زماني بسيار کوتاه است.
لازم به ذکر است تنها دستگاهي که بر اسا تکنولوژي الکتروکمي لومينسانس کار مي کند دستگاه Elecsys 2010 محصول کمپاني ROCHE است که در حال حاضر در آزمايشگاه دکتر عصاريان براي انجام بسياري از آزمايشات مورد استفاده قرار مي گيرد.
آشنایی با پروتئین سروپلاسمین
سرولوپلاسمین پروتئینی است که در منطقه الکتروفورزی آلفا۲-گلوبولین وجود دارد.این پروتین حامل اصلی مس است و قسمت اعظم مس سرم در ترکیب با این پروتئین است.مس بصورت آزاد وجود ندارد و اگر رها شودبه علت ایجاد حالت سمی مشکل ایجاد می شود.سرولوپلاسمی در کبد سنتز می شود واز ترکیب یک مولکول مقدماتی به نام آپوسرولوپلاسمین با مس ایجاد می شود و وارد جریان خون می شود.
این پروتئین علاوه بر حمل ونقل مس خاصیت آنزیمی هم دارد و می تواند Fe+2 را به Fe+3 اکسیده کند، نام دیگر آن فرواکسیداز است.
سرولوپلاسمین در حقیقت انبار مس غیرسمی است.مس با یک پیوند قوی با این پروتئین ترکیب شده است.در مقابل این مس غیرسمی،مسی داریم که پیوند ضعیفی با پروتئین های آلبومین و هیستیدین دارد و می تواند جدا شود و در بافتهای مختلف رسوب کند وایجاد خطر کند.این مس ،مس سمی است
(10-5%).
مس بعد از جذب در روده به آلبومین و هیستیدین متصل می شود.این فرم از مس ،یک فرم انتقالی است وبرای انتقال از روده به کبد است.این مس در کبد به سرولوپلاسمین تبدیل می شود(اضافی آن از صفرا دفع می شود).این میزان حدود 95% است.
ارزش تشخیصی سرولوپلاسمین در بیماریهای Wilson و Menke است.در Wilson مشکل در کبد است.یعنی در دفع مس به صفرا مشکل وجود دارد همچنین در ترکیب مس با آپوسرولوپلاسمین مشکل وجود دارد بنابراین سرولوپلاسمین کاهش می یابد (اولین علامت).بعد از مدتی کبد مملو از مس میشود در نتیجه آلبومین و هیستیدین جذب کبد نمی شوند در نتیجه میزان آنها افزایش می یابد(فرم سمی زیاد می شود،سرولوپلاسمین کاهش،آلبومین و هیستیدین افزایش می یابند).مس ها در اندامهای مختلفی مثل چشم و کلیه و ...وارد می شوند.پس علامت دوم دفع ادراری مس است.این بیمار بتدریج هپاتیت می گیرد.تمام تست های کبدی دچار اشکال می شوند مثل افزایش بیلی روبین.بتدریج کلیه هم دچار مشکل می شود.
در بیماری Menke مشکل در مخاط روده است یعنی مشکل در ترکیب مس با آلبومین و هیستیدین است.درنتیجه مسی وارد جریان خون نمی شود.پس به علت کاهش مس میزان سرولوپلاسمین هم کاهش می یابدو این اولین علامت است.در اینجا دفع ادراری مس کاهش می یابد چون مسی وارد بدن نمی شود که از طریق کلیه دفع شود.این علامت تشخیصی است بین بیماری Menke و Wilson
آزمایشات معمول آزمایشگاههای شهری
آزمایشات هماتولوژی Hematology شامل:
-CBC-Peripheral blood smear-ESR-BT-CT-PT-PTT-BG RH-Retice-Sikle prep-Malaria-Borellia-Hb A1C-LE.Cell-HB Electrophoresis
آزمایشات بیوشیمی :
FBS-2hpp-BS-GTT-BUN-Crea- Uric Acid-TG-Chol-HDL-LDL-VLDL-Ca-P-Cu-Mg-Na-K-Li-Iron-TIBC-Ferritin-Total protein-Albumin-CPK-LDH-Troponin-SGOT-SGPT-GGT-ALK.phos-Billirobin-Amylase- Ceruloplasmin-Vitamin d3
آزمایشات سرولوژی شامل:
Wright-Coombs Wright-2ME-Widal-Cortisol AM-PM_Growth Hormone- CRP-RF-VDRL-ASO-Mono Test-PPD-Combs (Direct & indirect
آزمایشات ایمنی شناسی Immunology شامل:
ANA-DNA-HPylori:IgG,IgM-Toxo:IgG,IgM-Rubella:IgG,IgM-CMV:IgG,IgM-Serum:IgG,IgM,IgE,IgA-Protein Electrophoresis-HBS Ag,Ab- HCV Ab-HAV:Igm-Ab_Hbe Ag,Ab-Hbc Ab-Anti Cardiolipin:IgG,IgM-Anti ccp- Anti phospholipid:IgG,IgM-Anti Gliadin:IgG,IgA-Anti Endomysial Ab:IF-Tissue Trans glutaminase:IgG,IgA-Anti Mitoconderial Ab-C3-C4-CH50
آزمایشات هورمون Hormone شامل:
BHCG-T3-T4-TSH-T3up-FTI,Anti TPO-Anti thyroglobuline-Free T3,Free T4- LH-FSH-Prolactin-DHEA-Progestrone-Estrogen-Estradiol-Testestrone-Free Testestrone-17.OH.Pregestrone-P.TH-Metanephrine-Normetanephrine-Cortisole:AM&PM-Growth Hormone_C-ANCA,P-ANCA_Insoline
آزمایشات تومور مارکر(Tumor Marker) شامل:
CEA-Alfa feto protein-CA 125-CA 15-3-PSA& Free PSA-CA 19-9
آزمایشات ادرار شامل:
Urine analysis-24 hrs for:Protein,Ca,Creat,Uric Acid,Na-K,VMA,Micro Albumin 24hrs,Others
آزمایشات Parasitology شامل:Stool OB-OP
آزمایشات میکروبیولوژیMicrobiology شامل:
Culture&Sensitivity-Urine-Stool-Blood-Throut-AFB-Others
آزمایش مایع منی Semen analysis بصورت کامپیوتری
آزمایشات پاتولوژی Patology شامل:
FNA تفسیر و انجام-Cytopatology-Pap Smear-Surgical patology
در اوج قدرت مرد باش