تبليغاتX
با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده عزیز امیدوارم لحظات بسیار خوبی را در پربیننده ترین وبلاگ میکروبیولوژی سپری کنید لطفا نظرات ارزنده و انتقادات سازنده خود را جهت بهتر شدن وبلاگ در قسمت نظرات دراختیار ما قرار دهید . با تشکر مدیریت وبلاگ میکروبیولوژی مسجدسلیمان میکروبیولوژی مسجدسلیمان
زیست شناسی سلولی و ملکولی میکروبیولوژی

همه چیز در مورد تعیین جنسیت فرزند  پسر میخواهید یا دختر؟

پسر میخواهید یا دختر؟ جنسیت فرزند خود را خود تعیین کنید

دختر میخواهید یا پسر ؟

این اولین سوالی است که می‌توانم قبل از خواندن این مقاله از شما بکنم، اگر که برای شما پسر یا دختر دار شدن هیچ فرقی باهم ندارند، لازم نیست که این مقاله را بخوانید زیرا در این مقاله تنها قصد داریم که به این موضوع برسیم که چگونه بر اساس انتخاب آگاهانه‌مان پسر یا دختر دار بشویم !

پس بازهم این سوال را از شما می‌پرسم، پسر می‌خواهید یا دختر ؟

 

چگونه جنسیت فرزندمان را خودمان انتخاب کنیم ؟

در بیشتر خانواده هایی که تازه تشکیل زندگی داده‌اند بین زن و مرد بر سر جنس فرزند اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای طرفدار دختر و عده ای دوستدار پسر هستند شاید هم برای بعضی اشخاص چندان تفاوتی نداشته باشد چون هنوز صاحب هیچ کدام نیستند !

در قدیم چون به نیروی کار مرد بیشتر از زن نیاز بود اگر خانواده‌ای صاحب فرزند پسر نبود برای رسیدن به این نعمت شاید تعداد افراد خانواده به بالاتر از هشت تا هم می رسید تا سرانجام یکی از آنها پسر شود.

این می‌شد که آمار فرزندان یک خانواده بسیار بالا می‌رفت، همچنین خیلی از خانواده‌ها به خاطر این موضوع دچار فروپاشی می‌شدند و این به عنوان یک معضل خیلی از خانواده‌ها را رنج می‌داد.

اما امروزه با استفاده از دانش پزشکی، زیست شناسی (بیولوژی) و علم تغذیه، شما می‌توانید جنسیت فرزندتان را خودتان انتخاب کنید، این یک بلوف اغراق آمیز نیست، باوار کنید !

در این نوشتار سعی بر این داریم که انواع راه‌ها و روشهای انتخاب جنسیت قبل از لقاح را به شما آموزش بدهیم، پس مقاله را تا انتها بخوانید !

انواع راه‌های انتخاب جنسیت قبل از لقاح و تشکیل نطفه

امروزه شما می‌توانید با یک سنوگرافی بعد از هفته 14 بارداری، جنسیت نوزادتان را بفهمید، اما این عمل برای بعضی از خانواده‌ها مطلوب نیست چون شاید نتیجه سنوگرافی بر خلاف علاقه خیلی از والدین باشد.

مثلا والدینی که علاقمند به داشتن پسر هستند، ممکن است در موقع شنیدن جواب سنوگرافی که دختر بودن نوزاد را مشخص می‌کند، شکه بشوند و جا بخورند و آن وقت این رخ داد مایع بی‌میلی والدین نسبت به سرنوشت فرزند در راه و همچنین تکرار بارداری‌های مادر در سال‌های آینده شود.

اما، امروزه با استفاده از علم روز، می‌توانیم با درجه اطمینان بالایی به پسردار شدن یا دختر دار شدن خودتان، حتی قبل از عمل لقاح و آمیزش پی ببرید، برای این کار کافی است که یکی از راه‌های زیر را انتخاب کنید.

1 – روش تغدیه‌ای

2- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

3- روش شستشوی مهبلی ( واژن)

4- روش زمان بندی ماهیانه مقاربت

5 – روش تعیین میزان اسپرم

6- روش نشاندار کردن لیزری گامتها

7- روش PGD – IVF

مکانیسم دختر شدن یا پسر شدن نطفه چیست ؟


مردان کلا دو نوع گامت تولید می‌کنند، یکی گامت ایکس دار (x) و دیگری گامت ایگرگ دار (y)، تفاوت این دو گامت در کروموزوم شماره 23 آنها است، زنها نیز کلا یک نوع گامت تولید می‌کنند و آن نیز فقط کرومزوم شماره 23 x شکل را دارد، اگر که گامت ایکس دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح کند، فرزند دختر خواهد شد و اگر که گامت ایگرگ دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح انجام دهد، جنین حاصله پسر خواهد شد.

پس تا اینجا می‌بینیم که پسر یا دختر شدن فرزند بستگی به مرد دارد نه زن و این مرد است که با دو نوع گامت خودش مشخص می‌کند که جنین پسر باشد یا دختر، در شرایط ایده آل شانس پسر یا دختر شدن جنین برابر یعنی 50 – 50 است و بستگی به این دارد که در موقع لقاح کدام اسپرم خودش را زودتر به تخمک برساند تا آن را بارور سازد.

اما در زندگی طبیعی شرایط ایده‌آل کمتر اتفاق می‌افتد و عوامل محیطی بسیاری بر شانس لقاح هریک از اسپرم‌های X دار یا Yدار تاثیر خواهند گذاشت.

عوامل محیطی همچون تغذیه مادر، میزان سلامت روحی روانی او، زمان مقاربت، میزان ph مهبل مادر در هنگام مقاربت، عوامل اجتماعی و … همه و همه می‌توانند در پسر یا دختر دار شدن زن تاثیر بگذارند.

شایان ذکر است که بر طبق مطالعه‌ای که نتایج آن در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکا چاپ شده است حاکی است، زنان باردار در دوره‌هایی که با اضطراب شدید مواجه هستند ممکن است به طور ناخواسته به نوعی درگیر انتخاب جنس فرزند شوند.


معمولا به ازای تولد هر یکصد دختر در حدود 104 پسر متولد می‌شوند، اما در دوره‌های بحرانی مانند زمان قحطی، این نسبت کاهش پیدا می‌کند و به نظر می‌رسد جنس مذکر بیشتر ضرر می‌بیند.

بر طبق گزارش بی بی سی نظریه های علمی می‌گوید که به لحاظ تکاملی مزیت داشتن دختر این است که در دوران‌های سخت دخترها ژن پدر و مادر را بهتر منتقل می‌کنند.

همچنین بنا به گزارش پایگاه اینترنتی لها آنلاین دکتر ساره جونز از دانشگاه کنت انگلیس که به تحقیقی پیرامون نقش عوامل محیطی در جنسیت فرزندان پرداخته است، اعلام داشته که زنان ناراضی و بسیار شکایت کننده اغلب دختر می زایند. همچنین دکتر مدحت الشامی، مشاور تغذیه و بهداشت عمومی نیز گفته است که : در طول تاریخ، در دوره هایی زاد و ولد دختر زیاد بوده است و در دوره هایی نیز زاد و ولد پسر و این به مسایل مختلف زیست محیطی برمی گردد.

وی افزوده است که: بدن انسان از تغییرات فیزیولوژیکی و مزاجی بیرون بسیار تاثیر می گیرد و به همین دلیل تولد پسران در دوره های پس از جنگ و در هنگام صلح، افزایش می یابد.

دکتر مهر اکتائی یک متخصص زنان و زایمان در ایران نیز معتقد است که که نژاد سیاه، بچه دار شدن در سن بالای 30 سالگی، تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد، آب و هوای گرم، استرس و افسردگی زنان، آلوده کننده های محیطی و مصرف سیگار احتمال دختر دار شدن را زیاد ترمیکند.

بواقع همیشه شرایط نامساعد محیطی منجر به دختر شدن فرزند می‌شود و این شاید فلسفه والایی داشته باشد که به تکامل انسان مربوط می‌شود.

دانشمندان معتقدند که دختران به دلیل اینکه نیروی تولید مثل جامعه هستند، در مواقع بحرانی تعدادشان افزایش می‌یابد زیرا در این مواقع ممکن است 5 دختر متولد شده 5 فرد دیگر را بدنیا بیاورند و 25 فرد جدید تولید کنند، درصورتیکه شاید اگر 5 پسر جای آنها متولد می‌شد امکان افزایش تعداد فرزندان در نسل‌های آتی بسیار پایین تر می‌بود.

اما با این حال در شرایط عادی به ازای هر 100 دختر 104 پسر متولد می‌شود که این نشان دهنده تعادل در چرخه طبیعت است.

در ادامه به شرح دقیق روشهای تعیین جنسیت جنین قبل از لقاح خواهیم پرداخت اما لازم است که بدانید این روشها کلا به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند، دسته اول روشهایی هستند که با تغییر شرایط محیطی بدن مادر، امکان پسر یا دختر دار شدن او را افزایش می‌دهند و دسته دوم روش‌های طبی‌اند که توسط متخصصین در آزمایشگاه‌ها و مراکز درمان ناباروری و ژنتیک انجام می‌گیرند، در روش‌های دسته اول نیاز شما به مراجعه به پزشک کمتر است و خودتان می‌توانید دستورالعمل‌ها را اجرا کنید اما در روش‌های دسته دوم باید حتما تحت مراقبت پزشکی قرار بگرید، اما با این حال مزیت روش‌های دسته دوم همچون روش‌های PGD، لقاح مصنوعی IVF و نشاندار کردن لیزری این است که درصد ضریب اطمینان این روش‌ها 100٪ است اما روش‌های دسته اول در بهترین حالت چیزی در حدود 80٪ ضریب اطمینان خواهند داشت.

ما هر دو روش را برای شما توضیح خواهیم داد و انتخاب را به خودتان واگذار می‌کنیم !

1 – روش تغذیه‌ای

یروی از رژیم غذایی مخصوص برای به دست آوردن فرزند پسر یا دختر از زمان های قدیم معمول بود، ولی از آنجا که مکانیسم و نحوه اثر این روش ناشناخته بود، رژیم های غذایی، متفاوت و گاه متناقض به کار گرفته می شد.

در انسان اگر چه نحو عمل رژیم غذایی و استفاده از رژیم مناسب شناخته نشده ولی حدس زده می شود که ممکن است به علت تغییر متابولیسم تخمک و بخصوص یون‌های سطح خارجی آن در صورتی که تخمک یون مناسب را داشته باشد بتواند اسپرماتوزوئید حامل کروموزوم جنسی y یعنی پسر یا x یعنی دختر را به طرف خود جلب کند.

نتایجی که از به کار بردن این روش گزارش شده، یکنواخت نیست و بعضی از مراکز بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد موفقیت گزارش داده اند، اما این نتایج، زمانی می تواند قابل قبول و قابل اعتماد باشد که رژیم غذایی به تنهایی مورد استفاده واقع شود و سایر روش ها همزمان با این روش به کار گرفته نشود.


روش استفاده از رژیم غذایی استاندار خاصی ندارد و تا حدود زیادی با مواد غذایی معمول در هر کشور ارتباط دارد. ولی نتایج به دست آمده از این تحقیقات، یکنواخت بوده و هدف از آن تغییر تعادل موجود بین یون های منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلسیم است.

در این روش آنچه اهمیت دارد نسبت این مواد به یکدیگر و نه مقدار مطلق آنهاست.

بنابراین، رژیم غذایی باید به نحوی انتخاب شود که نه تنها باعث بالا رفتن ماده معدنی مورد نظر نشود بلکه مقدار املاحی را که باعث جلب اسپرماتوزوئید جنسیت مخالف جنین مورد نظر می شود در خون کاهش دهد.

در این روش برای رسیدن به جنین پسر، بالا بودن نسبت سدیم و پتاسیم و کم بودن کلسیم و منیزیوم، متابولیسم تخمک و به خصوص لایه خارجی آ ن را به نحوی تغییر می دهد که اسپرماتوزوئیدهای حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب می شوند و به عکس برای جذب اسپرماتوزوئید جنسیت دختر به وسیله تخمک، لازم است میزان کلسیم و منیزیوم خون بالا برود و میزان پتاسیم و سدیم خون پایین بیاید.

در یک مطالعه دقیق که روی ۴۷ نفر زنی که از این رژیم برای به دست آوردن جنسیت مورد نظر استفاده کردند ۴۰ نفر توانستند فرزند پسر به دنیا آورند رژیم فقط لازم است به مدت سه ماه و به خصوص در ماهی که لقاح صورت می گیرد مورد استفاده واقع شود.

این روش فقط لازم است توسط زن اجرا شود زیرا تغییرات یونیک اوول است که اسپرماتوزوئید موردنظر را انتخاب می کند.

استفاده از رژیم با به کاربردن یک دستور آشپزی صورت نمی گیرد بلکه یک نسخه پزشکی محاسبه شده می تواند موثر باشد.

استفاده درازمدت از این رژیم پزشکی اثر سوء بر سلامت مادر و بچه نیز به جای نمی گذارد.

به طور مثال سدیم علاوه بر نمک طعام، در غذاهای دریایی، گوشت، تخم مرغ، شیر، جگر گوساله، هویج، اسفناج وجود دارد و مقدار مصرف روزانه آن معادل ۵/۰ گرم است درصورتی که رژیم های غذایی معمولا تا ۴ برابر این مقدار را به بدن می رسانند.منابع غذایی حاوی پتاسیم در فرآورده هایی مثل گوشت، غلات، میوه ها و سبزی ها وجود دارد.

مقدار نیاز روزانه به پتاسیم یک میلی گرم است اما در رژیم های غذایی معمولا تا ۱۵ برابر این مقدار پتاسیم وجود دارد. کلسیم که مقدار احتیاج روزانه آن در بدن ۸۰۰ میلی گرم در روز است، در فرآورده هایی مثل شیرکاکائو، ماست، بستنی، شلغم، بادام و ساردین وجود دارد. منابع غذایی حاوی منیزیوم نیز شامل قهوه، کاکائو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم است.

در بعضی تحقیقات با این روش تا ۸۵ درصد موفقیت گزارش شده که برای چنین روش ساده، ارزان و بدون ضروری نتیجه بسیار خوبی است. یکی از تغییرات دیگری که در میزان تخمک گذاری صورت می‌گیرد، اضافه شدن مقدار گلوکز در ترشحات مخاطی دهانه رحم در موقع تخمک گذاری است.

بالارفتن مقدار گلوکز در ترشحات دهانه رحم به جذب اسپرماتوزوئیدها کمک می کند و از آنجا که اسپرماتوزوئید پسر از قدرت تحرک بیشتری برخوردار است. مناسب بودن ترشحات دهانه رحم بیشتر به نفع اسپرماتوزوئید پسر است.

از روش تصحیح رژیم گاه در مراکز انتخاب جنسیت در کشورهای انگلستان، فرانسه، کانادا همراه با روش جدا کردن اسپرماتوزوئیدها استفاده می شود ولی در آمریکا کمتر از این روش استفاده می شود.

استفاده از میوه‌های شیرین محتوی گلوکز در روزهای تخمک گزاری، محیط را برای جلب اسپرماتوزوئید y مناسب تر می کند.

چرا که قند خون به سرعت بالا می رود. این غذاها شامل؛ گلوکز، ساکاروز، شربت ذرت، عسل، آب نبات، غلات صبحانه شیرین شده، هویج، بیسکوئیت، سیب زمینی پخته، کشمش، نان گندم سفید، نوشابه های دارای شکر و یا پلیمرهای گلوکز است.

به طور خلاصه غذاهایی که بیشتر برای لقاح پسر مناسب است عبارتند از کلیه و غذاهای شور، موز، خرما، هویج، سیب زمینی، جگر، گوشت و تخم مرغ و غذاهایی که برای دختر مناسب است عبارتند از؛ شیر و فرآورده های آن، ماهی ساردین، خاویار، بادام، کاکائو و جوانه گندم و کلم، کدو و فلفل سبز.


همچنین جالب است که بدانید به گزارش خبرگزاری فرانسه یک بررسی که در انگلیس انجام شده است، نشان می‌دهد رژیم غذایی کم‌انرژی که حداقل کالری، مواد معدنی و مواد مغذی را داشته باشد، با احتمال بیشتری به تولد نوزاد دختر منجر می‌شود.

فیونا ماتیوز از دانشگاه اکستر در انگلیس و همکارانش می‌‌خواستند که دریابند که آیا رژیم غذایی زن تاثیری در جنسیت فرزند او خواهد داشت یا نه.

این پژوهشگران از 740 زن که برای اولین بار باردار شده بودند و از جنسیت جنین خود آگاه نبودند، خواستند تا اطلاعات مشروحی در مورد عادات غذاخوردن خود پیش و از باردارشدن ارائه کنند.این زنان بر حسب میزان کالری دریافتی در حول و حوش زمان لقاح به سه گروه تقسیم شدند.

پنجاه وشش درصد زنان گروهی که بیشترین میزان دریافت کالری را داشتند، نوزاد پسر داشتند، در حالیکه در گروهی که کمترین میزان مصرف غذا را داشتند، این میزان 45 درصد بود.

گروهی که بیشتر نوزاد پسر به دنیا آورده بودند، علاوه بر میزان بیشتر کالری دریافتی، با احتمال بیشتری طیف وسیع‌تری از مواد مغذی از جمله پتاسیم، کلسیم و ویتامین‌های C، E و B12 دریافت کرده بودند.


نسبت نوزاد پسر همچنین برای زنانی که روزانه دست کم یک ظرف غلات صبحانه می‌خوردند، در مقایسه با افرادی که یک ظرف یا کمتر از آنها در هفته می‌خوردند، به شدت بالا می‌رفت.

به گفته این پژوهشگران این یافته‌های غیرمنتظر با تغییر تدریجی به نفع دختران در نسبت‌های جنسی نوزادان تطبیق دارد.

پژوهش‌های قبلی نشان داده است که علیرغم همه‌گیری فزاینده چاقی، میزان میانگین دریافت کالری در اقتصادهای پیشرفته کاهش پیدا کرده است. شمار بزرگسالانی که صبحانه نمی‌‌خورند نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

به گفته این پژوهشگران یافته‌های آنها ممکن است توضیح‌دهنده این امر باشد که چرا در کشورهای پیشرفته که زنان جوانان به رژیم‌های کم کالری روی آورده‌اند، جمعیت پسران در حال کاهش است.

دکتر ماتیوز می گوید یافته‌های این بررسی به یک “مکانیسم طبیعی” برای انتخاب جنسیت اشاره می‌کند.

رابطه میان رژیم‌ غذایی غنی و کودکان مذکر ممکن است توضیحی تکاملی داشته باشد.

در اغلب گونه‌ها شما فرزندان مذکر می‌تواند بسیار بیشتر از فرزندان مونث باشد. اما تنها اگر شرایط مطلوب باشد- در شرایط نامطلوب اعضای نر گونه ممکن است اصلا نتوانند جفت‌‌گیری کنند، در حالیکه ماده‌ها به طور مداوم‌تری تولیدمثل می‌کند.

اگر مادر منابع فراوانی در اختیار داشته باشد، صرف منابع در تولید فرزندان مذکر معقول است، زیرا به نسبت به داشتن یک دختر، احتمال بیشتری وجود دارد که برای او نوه‌های بیشتری تولید کند. اما در زمان‌های کمبود منابع، سرمایه‌گذاری بی‌خطرتری است.

پژوهش‌ها در مورد “لقاح آزمایشگاهی”(IVF) نشان‌دهنده آن بوده است که میزان‌های بالاتر گلوکز یا قند، رشد و نموی رویان‌های مذکر را تحریک می‌کند، در حالیکه باعث مهار رشد رویان‌های مونث می‌شود.

اگر که قصد دارید از این روش برای تعیین جنسیت فرزندتان قبل از بارداری استفاده کنید حتما نکات زیرا به خاطر بسپارید :

1 – حتما با یک متخصص زنان زایمان یا حداقل پزشک عمومی تماس بگرید تا یک چکاب کامل بشوید و از نظر بیماری‌هایی مانند سرخچه، دیابت، بیمای‌های ارثی و ژنتیکی و … سلامتی‌تان محرض شود، زیرا در صورت داشتن این بیماری‌ها هم ممکن است رژیم غذایی تاثیر منفی بروی بدن شما بگذارد و هم ممکن است اگر نگذارد این بیماری‌ها بروی جنین و نوزاد آینده شما تاثیر منفی بگذارند، پس حتما با پزشکتان مشورت کنید و اورا از تصمیم خود برای بارداری آگاه سازید تا او نیز اگر داروهای مضری را مصرف می‌کنید قطع یا تعدیل کند.

2- از زمانی که تصمیم میگیرید صاخب فرزند شوید، عادت های خوب را تجربه کرده و عادت های بد را رها کنید. سلامت همسر شما نیز در این چند ماه قبل از حاملگی خیلی مهم است . چون حدود 70 روز طول میکشد تا اسپرم مرد به رشد کامل برسد.

3- در این دوران بیشتر مواظب سلامت خودتان باشید و از انجام رفتارهای پرخطر و تماس با محیط‌هایی که احتمال بیماری شما را افزایش می‌دهند خود داری کنید، بر فرض مثال چنانچه در منزل گربه دارید و میخواهید جای آن را تمیز کنید یا باغبانی کنید. از دستکش استفاده کنید تا احتمال بروز بیماری توکسوپلاسموزیس که گاهی در رشد جنین تاثیر میگذارد کاهش یابد.

4 – برای گرفتن یک رژیم غذایی مناسب و مطلوب حتما با یک متخصص تغذیه تماس بگرید و قصد خود را برای بارداری با ایشان در میان بگذارید و بر طبق جنسی که‌ می‌خواهید بدنیا آورید با او مشورت کنید.

2- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

برای استفاده از روش زمان بندی کافی است نگاهی به خصوصیات تخمک (X) و دو نوع اسپرم حاوی کروموزومهای X و Y در آقایان بیندازیم.

می دانیم که خانمها هر ماه در اواسط سیکل خود یک یا چند تخمک که از نظر جنسی فقط X هستند تولید می کنند و در مقابل آقایان دارای دو نوع اسپرم X و Y هستند در واقع این مرد است که جنسیت سلول تخم را تعیین می کند به شکلی که اگر تخمک X با اسپرمY لقاح یابد سلول تخم مونث شده و اگر تخمکX با اسپرم Y لقاح یابد سلول تخم مذکر می‌شود.تخمک یک سلول درشت است که حدود ۰.۱ میلی متر قطر دارد و با چشم غیر مسلح هم قابل مشاهده می باشد .حرکت آن بسیار کم و سنگین است و در حدود ۷۲ ساعت می تواند در شرایط رحم زنده بماند. آقایان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است.

اسپرمX دارای سر بیضی بوده درشت تر و سنگین تر و با حرکت کمتری نسبت به اسپرم Y است و طول عمر آن بیشتر است. اسپرمYکوچکتر، فرزتر و با سرعت بیشتری می باشد و دارای دم بلندتری است سر آن نیز گرد است ولی طول عمر آن کوتاه تر است و بسیار کم جان تر و ضعیفتر است. در واقع تفاوت این دو نوع اسپرم است که پایه و اساس انتخاب جنسیت را تشکیل می دهد و تمام روشهای انتخاب جنسیت در دنیا مبتنی بر این تفاوتها می باشد. یک نکته مهم این است که اگر چه اسپرمهای Y کم جانتر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعداد اسپرمهای این نوع بسیار بیشتر از اسپرمهایX است و این جبران کننده نقطه ضعف آنهاست . و موجب یکسان شدن تعداد موالید دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محیط اسیدی بسیار حساس هستند و سریعا در این محیطها از بین می روند و در مقابل اسپرمهایX در این محیطها مقاومت بیشتری دارند و به این علت در تعیین جنسیت از شستشوهای اسیدی یا قلیایی استفاده می شود.

طبق مطالب فوق یکی از مهمترین نکات در تعیین جنسیت، تعیین زمان تخمک گذاری می باشد و اگر مقاربت در حوالی زمان تخمک گذاری صورت گیرد، پسر بدنیا خواهد آمد چرا که در زمان تخمک گذاری ترشحات دهانه رحم از همیشه قلیایی تر و رقیق تر است و ارتجاع پذیر تر است و حرکت اسپرمهایY را بسیار سهل و آسان می کنداما اگر مقاربت ۳ تا ۴ روز بعد یا قبل از تخمک گذاری اتفاق بیافتد شانس پسر شدن بشدت کاهش می یابد و احتمال دختر زیاد می شود.

یکی دیگر از مواردی که در انتخاب جنسیت می توان از آن بهره جست ارگاسم زن ( رسیدن زن به اوج نقطه لذت جنسی را گویند ) در هنگام مقاربت است. می دانیم که در هنگام ارگاسم زنانه ترشحات با PH قلیایی از دهانه واژن ترشح می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت ان اسپرمها به سمت رحم می شود و این مورد به زوجهای خواهان فرزند پسر پیشنهاد می شود. پس بهتر است که اگر پسر می‌خواهید روابط عاشقانه تری در هنگام رابطه جنسی با همسرتان داشته باشید !

در این روش خانمها باید حتما با مراجعه به یک سونوگرافیست و متخصص زنان و زایمان، ابتدا روش اندازه‌گیری حرارات رحم و تعیین زمان تخمک ‌گذاری را آموزش ببینند که با توجه به توضیحاتی که متخصصین به مراجعه کنندگانشان می‌دهند این کار بسیار راحت است، سپس پس از یادگیری روش فوق اولین روز پریود خود را یادداشت کنند و بعد باید هر روز دمای بدن خود را انداه گیری و یادداشت کند. تا روزی که دمای بدن او 5/0 تا یک درجه افزایش پیدا کند. آن روز روز تخمک گذاری است. در صورتی که لقاح تا 48 ساعت قبل از تخمک گذاری انجام شود، 80 درصد احتمال دارد که فرزند دختر شود و در صورتی که این اتفاق درست همزمان با تخمک گذاری انجام گیرد. 80 درصد احتمال پسر دار شدن بیشتر وجود دارد.

همچنین یاداوری این نکته برای خانم‌های جوانی که هنوز روش اندازه گیری حرارات رحمی را یاد ندارند ضروری است که 3-5 روز بعد از پاک شدن از عادت ماهیانه سونوگرافی واژینال انجام دهند ( در طول این مدت هیچ نزدیکی نداشته باشند تا رحم از هر گونه اسپرمی مبرا باشد ) تا اندازه فولیکولشان معلوم شود به این طریق سونوگرافیست زمان نسبی آزادسازی آن را از روی اندازه‌اش به ایشان میگوید زمانی را که دکتر به ایشان گفت یک روز بعدش را می‌توانند در نظر بگیرند ( برای اطمینان بیشتر یک روز بعد را بگیرند چون اگر تخمک از فولیکول ازاد شده باشد تا 48 ساعت زنده میماند ) و نزدیکی ( درحین نزدیکی ار زوش شستشوی مهبلی نیز استفاده کنند ) انجام دهند چون سرعت y بیشتر از x است جنین حاصله پسر میشود.

در صورتیکه اگر قبل از آزاد شدن تخمک اسپرمی در رحم بود چون عمر y ها کوتاه , عمر x ها طولانی تر است ؛ x ها تخمک را بارور و جنین دختر میشود.

3 – روش شستشوی مهبلی

همانطور که در قبل گفتیم میزان PH واژن نقش بسیار تعیین کننده‌ای در پسر یا دختر دار شدن مادر بازی می‌کند، بطوریکه اگر PH واژن قلیایی باشد به دلیل اینکه اسپرم Y دار خیلی سریعتر می‌تواند در این PH حرکت کند و همینطور این نوع اسپرم در این محیط امکان زنده ماندش بیشتر است، پس در این شرایط احتمال اینکه اسپرمY دار بتواند تخمک را بارور کند بسیار بالاست، همچنین در شرایطی کهPH واژن اسیدی باشد، امکان دختر دارشدن زیاد تر است چون اسپرم Y دار که عامل پسر دار شدن است در PH اسیدی خیلی سریع از بین می‌رود و می‌میرد و نمی‌تواند با سرعت خودش را به تخمک برساند، برای همین اینجا مزیبت با اسپرم X دار است که هم با شرایط اسیدی سازگار است و هم طول عمر بیشتری دارد.

معمولا در روز تخمک گذاری و حتی 48 ساعت پس از تخمک گذاری، PH واژن قلیایی است، برای همین است که توصیه می‌شود در این موقع برای پسر دار شدن آمیزش شود، اما بعد از سپری شدن این زمان PH واژن به مرور اسیدی‌تر می‌شود این پون مثبتی برای دختر دار شدن است، پس اگر می‌خواهید دختر دار شوید یا 48 ساعت قبل یا بعد از تخمک گذاری آمیزش داشته باشید تا از این مورد اطمینان حاصل کنید.

متخصصین زنان زایمان برای اینکه PH واژن را بطور مصنوعی قلیایی یا اسیدی کنند، توصیه میکنند که ضمن استفاده از روش تعیین زمان تخمک گذاری، اگر که فرد می‌خواهد پسر دار شود از محلول جوش شیرین رقیق شده برای شستشوی واژن پیش از نزدیکی استفاده کنند تا احتمال پسر دار شدن در زمان 48 ساعت پس از تخمک گذاری به بالای 80٪ برسد زیرا این محلول PH واژن را به شدت قلیایی می‌کند، همچنین برای دختر دار شدن باید از محلول رقیق شده سرکه سفید استفاده کرد تا PH واژن اسیدی‌تر شود.

توصیه ما به شما این است که قبل از تهیه این محلولها و برای آموزش شستشوی مهبل با آنها، حتما با یک ماما یا متخصص زنان و زایمان تماس حاصل بفرمایید.

4- روش زمان بندی ماهیانه مقاربت

از روشهای دیگر در تعیین جنسیت استفاده می شود با استفاده از جداولی، سن مادر را با حاملگی در نظر می گیرند و بر این اساس مشخص می شود که بارداری در هر ماه که اتفاق بیفتد احتمال کدام فرزند بیشتر است. مثلا مادری ۳۰ ساله است اگر در ماه اردیبهشت باردار شود جنین حاصله دختر خواهد بود.

در این روش بیشتر عوامل محیطی مانند آب و هوا، شرایط فیزیولوژیکی مادر در طول‌ ماه‌های مختلف سال و سن مادر را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

همینطور جالب است که بدانید بر طبق گزارش نشریه معتبر پزشکی “The British Medical Journal” زنانی که دیرتر حامله می‌شوند احتمال پسرزایی‌شان بیشتر است.

برای اطلاعات بیشتر از این روش نیز باید با یک متخصص زنان زایمان تماس بگیرید و از او مشاوره بخواهید.

5 – روش تعیین میزان اسپرم

در زوجهایی که ۲ یا بیش از ۲ فرزند دختر دارند و خواهان پسر می‌باشند مرد باید یک آزمایش شمارش اسپرمی بدهد چرا که اگر تعداد اسپرمهای مرد در یک سی سی کمتر از ۲۰ میلیون باشد احتمال دختر دار شدن ۸۰% و اگر زیر ۵ میلیون باشد این احتمال ۱۰۰% خواهد بود. کلا هر اتفاقی که باعث افزایش اسپرمها شود به نفع پسر شدن است و برعکس به نفع دختر شدن.

پس آقایانی که مشاهده می‌کنند تعداد فرزندان دخترشان بیش از فرزندان پسرشان است و یا شاید اصلا فرزند پسری ندارند، باید ابتدا با یک متخصص ارئولوژی تماس بگیریند و این تست را انجام بدهند، اگرکه تست فوق کاهش تعداد اسپرم در مایع منی را نشان داد می‌توانند از تجویزات پزشک معالجشان برای افزایش میزان اسپرم استفاده کنند، همچنین این افراد می‌توانند از روشهای نشاندارکردن لیزری و PGD – IVF برای رفع مشکلشان استفاده نمایند.

6- روش نشاندار کردن لیزری گامتها :

در این روش سلولهای جنسی مردانه (اسپرم) حاوی کروموزوم X توسط لیزر نشان‌دار شده سپس توسط دستگاهی این سلولها از سلولهای جنسی (اسپرم) حاوی Y بی‌نشان جدا می‌شوند. و سپس بنا به علاقه والدین اگر که دختر بخواهند اسپرم X دار و اگر پسر بخواهند اسپرم Y دار با تخمک لقاح داده می‌شود که معمولا یا از روش IVF برای لقاح استفاده می‌کنند و یا اسپرمها را به رحم مادر تزریق می‌کنند.

7- روش PGD – IVF :

‪ (Preimplantation Genetic Diagnosis) PGDیا تعیین جنسیت جنین قبل از تولد، روشی است که هم در مورد تعیین جنسیت جنین به واسطه علاقه والدین به یک جنس خاص و هم به علت انتقال بیماری‌های ژنتیکی وابسته به جنسیت خاصی همچون هموفیلی و … استفاده می‌شود.

تشخیص پیش از لانه‌گزینی امر جدیدی است که بیش از 10 سال قدمت ندارد اما با پیشرفت علوم زیستی و پزشکی به یکی از مطمئن‌ترین روشها در زمینه تشخیص اختلالات ژنتیکی قبل از تولد و همچنین تعیین جنسیت جنین تبدیل شده است.

در حال حاضر این روش در کشورهایی مانند آمریکا، انگلستان، آلمان، ایتالیا و … در مورد بیماری‌های خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد و الان یکی دوسالی نیز است که این روش در ایران مورد استفاده قرار گرفته است و پژوهشگرانی همچون دکترملک منصور اقصی (عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص زنان و زایمان و عضو تیم IVF بیمارستان مهر تهران) و دکتر صادقی (عضو هیات علمی پژوهشکده ابن‌سینا) و بسیاری دیگر از متخصصین پیشروی زنان و زایمان و درمان ناباروری ایران، به کار گرفته می‌شود.

در حال حاضر ‪ PGDتنها روش ممکن برای زوجینی است که در معرض داشتن فرزند مبتلا به بیماری‌های ژنتیکی قرار دارند و در ضمن به دلایل قانونی، مذهبی و … نمی‌توانند سقط جنین را در صورت مبتلا بودن جنین به بیماری‌های ژنتیکی تجربه نمایند. این روش می‌تواند رویای افرادی که به دلیل اختلاف ژنتیکی و خطر بیماری‌های وابسطه به جنس و ارتباط‌های فامیلی نمی‌توانند با هم ازدواج کنند و بچه‌دار شوند را تا حدودی محقق می‌کند.

علاوه بر استفاده از این روش در مورد بیماری‌های ژنتیکی، در افرادی نیز که به جنسیت خاصی علاقه دارند نیز از این روش استفاده می‌شود به اینصورت که زوجی با داشتن مثلا چند پسر یا دختر خواهان داشتن فرزندی با جنسیتی غیر از آنچه که دارند هستند.

اما متاسفانه روش PGD یک روش بسیار سخت و گرانقیمت است و در این روش با توجه به اینکه برای انتخاب جنسیت مورد نظر باید تعدادی از سلول‌ها را حذف کرد برای زوجینی که دارای مشکلات ناباروی هستند به هیچ عنوان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد زیرا انجام این روش مستلزم حذف نیمی از تخمک و اسپرمهای حاوی جنسیت غیر دلخواه است که شانس و احتمال باروری و بچه‌دار شدن آنها را کاهش می‌دهد.

هزینه این عمل بسیار بالاست و خیلی از افراد توانایی پرداخت هزینه این عمل را که حداقل حدود یک و نیم تا دو میلیون تومان است، ندارند.

در این روش ابتدا متخصصین با تزریق آمپول‌های تحریک کننده‌ای به بدن زن، اورا وادار می‌کنند که بر خلاف سیکل طبیعی بدنش که در طول هر دوره عادت ماهیانه فقط یک تخمک از بدن آزاد می‌کند، هر دفعه 14 تا 16 تخمک آزاد کند، سپس این تخمک‌ها بازیافت می‌شوند و با نمونه‌گیری از مرد و تزریق اسپرم به این تخمک‌ها عمل لقاح آزمایشگاهی انجام می‌گردد.

سپس متخصصین جنین را در شرایطی همانند شرایط رحم مادر، به مدت چند روز ( معمولا 72 ساعت ) نگاه می‌داند تا جنین به مرحله 8 سلولی برسد، در این هنگام متخصص یک سلول را از جنین 8 سلولی جدا می‌کند و مورد آزمایش قرار می‌دهد، اگر جنین از نظر ژنتیکی و بیماری‌های خاص مشکلی نداشت، این جنین را در لوله تخمدان یا رحم جایگزینی می‌کنند. قابل ذکر است که در این مرحله می‌توان جنسیت جنین را نیز تعیین کرد و به دلخواه زوجین، جنین پسر یا دختر را در رحم مادر جایگزینی نمود.

گرچه که مراحل گفته شده در بالا شاید ساده به نظر برسند، اما این روش بسیار هزینه‌بر و سخت است اما دقت بسیار بالایی دارد ( درحدود 100٪ )، معذالک این روش خطرات بسیاری نیز دارد ازجمله برای زنان زایا و سالم، چونکه بمباران هورمونی تخمدان برای تغییر سیلک طبیعی، خود ممکن است منجر به اختلالات تناسلی – عصبی در زن شود.

منتها با استفاده از این روش گران قیمت فرد می‌تواند هم به طور 100٪ جنسیت فرزندش را انتخاب کند و هم از سلامت ژنتیکی او اطمینان حاصل کند، همچنین بنا به تمایل زوجین می‌توان دو قلو یا چند قلو نیز بدنیا آورد چون اگر تعداد تخمک‌ها و جنین‌های سالم زیاد باشند، میتوان با جایگزینی چندین جنین در رحم مادر، منتظر بدنیا آمدن چند قلوها شد.

مخالفین و موافقین تعیین جنسیت قبل از لقاح

منتقدان استفاده از این روش‌ها برای انتخاب جنسیت قبل از لقاح ( و نه در موارد پزشکی ) معتقدند که این روش‌ها منجر به تبعیض جنسیتی و برهم زدن تعادل جنسیتی جامعه می‌شود (بخصوص به ضرر دختران) و برای همین این اعمالی همچون PGD و IVF به غیراز موارد پزشکی در کشورهایی همچون استرالیا، کانادا و چین ممنوع است، اما کشورهایی همچون آمریکا و ایران این اعمال را با در نظر گرفتن علاقه والدین انجام می‌دهند.

استدلال موافقین از جمله دکتر ارگاردال از مرکز پزشکی دانشگاه Giessn در آلمان در باره این عمل، این است که افراد بسیار کمی امکان استفاده از این عمل را ( که نیاز به مراکز تخصصی و هزینه فروان دارد ) دارا می‌باشند و این عده اندک هیچ تاثیری نمی‌تواند در کل جمعیت یک جامعه یا جمعیت 6 میلیاردی جهان بگذارد.

یکی از پزشکانی که در قبال 20 هزار‌دلار، جنسیت جنین را تعیین می‌کند، معتقد است که فقط به تعادل جنسیتی در خانواده‌ها و طبیعت کمک می‌کند. او می‌گوید : ‌” چینی‌ها پسر می‌خواهند و کانادایی‌ها دختر واین درهر کشور متفاوت است. اما در نهایت وقتی تعداد درخواست مراجعه‌کنندگان را با هم جمع می‌کنیم، نسبت دختر‌خواهی به پسر‌خواهی 50-50 است. ”

پزشکان امریکایی معتقدند که با این راه، می‌توان از بروز مشکل دخترکشی در هند و چین جلوگیری کرد.

همچنین متخصصین داخلی نیز معتقدند که این روش‌ها می‌توانند در مواقعی که خانواده‌ها دچار بحران‌های روحی- روانی ناشی از نداشتن فرزند از یک جنس خاص هستند، نیز می‌تواند هم مشکلات خانواده‌ها را بر طرف کند و هم از بارداری‌های مکرر جلوگیری کند.

استدلال متخصصین داخلی این است که ممکن است که یک خانواده پسر دوست فرزند اولشان پسر نشود، برای همین این خانواده اقدام به بارداری‌های بعدی می‌کند و این عمل ممکن است تا 8 یا 7 تولد انجام بگیرد و فرد بازهم به جنس مطلوبش نرسد، این روشها می‌تواند از انجام این بارداری‌های تکراری جلوگیری کند، همچنین در زمانه فعلی که ضرورت تنظیم خانواده بسیار مهم است، خیلی از خانواده‌ها تمایل دارند دو فرزند از هر دوجنس داشته باشند و روش‌های تعیین جنسیت قبل از لقاح می‌تواند به رویای این خانواده‌ها تحقق ببخشد و بر اساس علاقه‌ آنها جنس فرزند را مشخص کند.

نتیجه گیری:

در پایان جا دارد این توضیح را بدهم که همه چیز در حقیقت در دستان آن یگانه هستی موجود است و اگرکه او اراده کند هر چیزی تحقق می‌پزیرد و همه این روش‌ها تنها واسطه‌هایی هستند برای رسیدن شما به علایقتان که آنها هم اگر مشیت خداوند را نداشته باشند، بی حاصل اند.

چه آنکه خدواند حکمتی در پسر دار نشدن یا دختر دار نشدن خانواده‌ای داشته باشد که نمی‌خواهد آن خانواده پسر دار یا دختر دار شود، شاید اگر آن خانواده پسر دار یا دختر دار شود این پسر یا دختر مایه مفسده برای والدینش شود و یا هر احتمال دیگری که از قدرت ذهن ما دور است، بر همین اساس اگر که به مشیت الاهی اعتقاد دارید و جنسیت فرزند برایتان مهم نیست می‌توانید از هیچ کدام از این روشها استفاده نکنید و به دنبال تقدیرتان بروید، منتها اگر دوست دارید که خودتان رقم بزنید که فرزندتان از چه جنسی باشد، می‌توانید از روش‌های فوق برای انتخاب جنسیت فرزندان خود استفاده کنید.

اما همواره قدرت لایزال آن قادر حکیم را فراموش نکنید و با دعا و طلب خیر برای فرزندانتان از او بخواهید که فرزندانی نیکو صفت و پاک به شما دهد تا میراثی جاوادنه برایتان باشند، در متون مذهبی ما دعاهای بسبیاری وجود دارد که همه بر طلب خیر برای فرزندان دلالت دارند. پس چه نیک است که ما نیز به استعانت از بزرگان دینی مان برای فرزندانمان دست به دعا ببریم.

توصیه‌های پایانی :

توصیه پایانی من به شما اینست که همیشه بعد از توکل به خدا از علم روز و متخصصین امر استفاده کافی و لازم را برای حل مسائل زندگی‌تان ببرید، در این زمینه‌هم بر طبق روشی که انتخاب می‌کنید شما باید حتما با یک مشاور تغذیه‌ای (در صورت انتخاب روش تغذیه‌ای) و یک متخصص زنان و زایمان و یا ماما و سنوگرافیست ماهر( درصورت انتخاب روشهای شستشوی مهبلی و تعیین زمان تخمک گذاری) و یک متخصص ژنتیک و درمان ناباروری و زایمان ( در صورت انتخاب روشهای PGD-IVF و نشاندار کردن لیزری )، حتما تماس حاصل بفرمایید تا بتوانید با اطمینان بیشتری و بدون هراس از عوارض جانبی به این اعمال مبارت ورزید.

دختر یا پسر؟

هنگام مقاربت و بعد از ورود اسپرم به رحم زن ، اسپرم در طول رحم حرکت می‌کند و بطرف بالا می‌رود، اگر در این زمان تخمکی در رحم وجود داشته باشد،لقاح در داخل رحم صورت می گیرد. درعمل لقاح اسپرم مرد با تخمک زن ترکیب می شود و جنین شکل می گیرد، اگر جنین در داخل رحم زن لانه‌گزینی کند، سبب حاملگی می شود و اگر نتواند لانه‌گزینی کند از بدن دفع می شود.

اسپرم مردان حاوی دو نوع مختلف از گامت می باشد. برخی دارای گامتx و برخی دارای گامتy هستند.

اما تخمک زن تنها حاوی یک نوع گامتx است.اگر گامتy مرد با گامتx ترکیب شود فرزند پسر می شود ، اگر گامتx مرد با گامت xزن ترکیب شود ، فرزند دختر می شود.

بنابراین تعیین جنسیت جنین بستگی به مرد دارد و این گامتهای موجود در اسپرم مرد هستند که در هنگام لقاح تعیین میکنند فرزند پسر یا دختر باشد و این بستگ دارد که کدام نوع اسپرم زودتر به تخمک برسد و با آن ترکیب شود.

عواملی که در تعیین جنسیت جنین موثرند شامل: محیط اسیدی داخل رحم زن، نوع تغذیه و سلامت روانی و روحی و همچنین زمان مقاربت بستگی دارد.

افسردگی، فشارهای عصبی، استرس ،هوای گرم و آلوده ،مصرف دخانیات ، شرایط محیطی بد، امکان دختر شدن جنین را بیشتر می کند.

روشهای تعیین جنسیت قبل از لقاح

استفاده از رژیم غذایی خاص:

در این روش برای رسیدن به جنین پسر، باید نسبت سدیم و پتاسیم بالاتر از نسبت کلسیم و منیزیوم باشد تا متابولیسم تخمک و به مخصوصا لایه خارجی آ ن را به نحوی تغییر دهد که اسپرم های حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب شوند و برعکس برای جذب اسپرم های جنسیت دختر به وسیله تخمک، لازم است میزان کلسیم و منیزیوم خون بالاتر از میزان پتاسیم و سدیم خون باشد.

غذاهای حاوی سدیم شامل : گوشت گوسفندی ، جگر گوساله، هویج ، نمک طعام

غذاهای حاوی پتاسیم شامل: فراورده های گوشتی، میوه ها مخصوصا ( موز ، خرما)، سبزیجات مخصوصا ( سیب زمینی و هویج) و غلات می باشند

غذاهای حاوی منیزیوم شامل: قهوه، کاکائو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم است

غذاهای حاوی کلسیم:شیرکاکائو، ماست، بستنی، شلغم، بادام و ساردین است

بنابراین غذاهایی که بیشتر برای لقاح پسر مناسب هستند شامل: غذاهای شور، خرما ، هویج، جگر ، گوشت، موز، تخم مرغ، سیب زمینی،

دامه...........

غذاهایی که برای لقاح دختر مناسب هستند شامل:بادام ، کاکا ئو ،شیر و فرآورده های آن مانند ماست و پنیر و …، ماهی ساردین، خاویار، جوانه گندم و کلم، کدو و فلفل سبز

رژیم غذایی که کم‌انرژی هستند و دارای حداقل کالری و مواد معدنی و مواد مغذی می باشند منجر به ایجاد جنین دختر در رحم می شوند.

با مصرف میوه‌ها و مواد شیرین قند خون بالا می رود و با بالا رفتن گلوکز در ترشحات مخاطی دهانه رحم در روزهای تخمک گزاری، محیط رحم را برای جذب اسپرم پسر مناسب تر می کند زیرا اسپرم نوع پسر از تحرک بیشتری نسبت به لسپرم دختر برخوردار است.

غذاهای شیرین شامل: عسل، آب نبات، کشمش، خرما، غلات صبحانه شیرین شده، هویج، بیسکوئیت، سیب زمینی پخته، نان گندم سفید، نوشابه های دارای شکر می باشند.

ا

مناسب برای داشتن پسر

مناسب برای داشتن 2ختر

ماده غذایی

قیصی هر روز به عنوان میان وعده

نه

زرد الو(قیصی)

در برنامه هر روز سعی کنید که مصرف شود

نه

مرکبات

نه

بله ولی بدون نمک

بادام

یک روز در میان

نه

اناناس

بله

نه

کنگر فرنگی

نه

زیاد مصرف کنید

مارچوبه

بله

نه

خوج(در گیلان)

بله

نه

چغندر قرمز

بله هم در پخت و پز وهم به عنوان صبحانه

بله بدون نمک

کره

بله

نه

ماءالشعیر

بله البته خانگی

نه

کلوچه

بله

نه

گوجه سبز(الو)

بله

بله زیاد

ترب

سعی کنید کمتر مصرف کنید

بله زیاد

برنج

بهتر است مصرف نشود

بله مخصوصا با سرکه

کاهوی سبز

بله زیاد

بدون نمک

سس ها

غذاها خوش نمک تهیه شوند/در طول روز نمک زیاد مصرف کنید

نه

نمک های اشپزخانه یا رژیمی

بله

نه

سبوس گندم

بله

نه

شربت ها

بله

بله زیاد

شکر

بله

نه

شیرین کننده های رژیمی(ساکارین)

بله مخصوصا با هل و دارچین ؟به جای قند خرما یا عسل ویا کشمش میل شود

نه

چای

کم

نه

گوجه فرنگی

کم

100گرم در روز

گوشت ها

نه

زیاد

سرکه

نه

بله بدون نمک و خردل

خورشت محتوی سرکه و لیمو عمانی و ابلیمو

بله با نمک زیاد

نه

خیار

بله زیاد

نه

تره شاهی

هر روز علی الخصوص از روزهای اول پریود

نه

خرما

نه به خاطر وجود کلسیم بالا

بله

اب معدنی

زیاد

بله کم

ادویه ها

نه

نه

اسفناج

بله

نه

انجیر

بله زیاد مصرف شود بدن را فوق العاده قلیایی میکند

نه

توت فرنگی و تمشک

نه

بله زیاد

پنیر ها

نه

نه

بستنی های صنعتی

بله

نه

لوبیای خشک

نه

بله زیاد

لوبیای سبز

بله

بله

روغن نباتی

بله

نه

ژامبون

بله به مقدار زیاد

نه

ابمیوه یا سبزی

نه اصلا

زیاد/هر روز

شیر ولبنیات

بله

نه

حبوبات

نه

بله

عدس

بله

نه

مخمر های شیمیایی

بله

نه

ذرت

بله

نه

مارگارین

بله

نه

نارنگی

بله حتما مصرف شود

نه

خربزه

بله

نه

خردل

مانعی ندارد

بله زیاد

شلغم

نه

بله

گردو

بله بخصوص پسته

بله

مغزها

نه

بله زیاد

تخم مرغ

بله

بله

پیاز

بله

نه

زیتون

بله

نه

پرتغال

سعی کنید کمتر مصرف کنید

بله زیاد

نان

کمتر مصرف شود

بله

ماکارونی

بدون شیر

بدون نمک و مخمر

شیرین ها

بله

نه

هلو

بله

نه خیلی کم

گلابی

بله

بله

تره

بله

نه

نخود سبز

بله چون حاوی سدیم است

بخارپز شده وبعد اب گرفته شده

ماهی تازه

بله

نه

کنسرو ماهی(ماهی پخته شده)

بله

کم

سیب

بله زیاد و بصورت اب پز

سیب زمینی

هر روز به مدت 40 شب هم مرد و هم زن روزی 1 استکان

نه

کاسنی

هر روز و به مقدار زیاد

نه

کشمش

از روزهای اول پریود هر روز و به مقدار زیاد

نه

نبات داغ

بله در غذاهای رب دار و با چای یا با عسل

نه

دارچین

نه

نه

سوپ های اماده(بسته بندی)

نه

نه

بیسکویت صنعتی

بله چون نمکین است

نه

توک

بله

نه

نوشابه های گازدار

بله

نه

نقل

بله اما حاوی کلسیم یا ویتامین d نباشد

نه

قرص جوشان

نه

بله زیاد

بادام زمینی

نه

نه

کاکائو

بله مرد بیشتر مصرف کند بخصوص نیم ساعت قبل از نزدیکی

کمرنگ

قهوه

بله

بله زیاد

هویج

نه

بله

کرفس

بله

نه

شاه بلوط

نه

بله

زیره

نه

بله هر روز به صورت دمکرده 3 وعده

رازیانه

بله

نه

گیلاس

بله/ اما بعد از ایجاد نطفه مصرف نشود

نه/اما بعد از ایجاد نطفه مصرف شود

قارچ

بله

نه

چیپس و پفک

نه

نه

شکلات

نه

بله

کلم

بله زیاد

نه

کوکاکولا

بله

بله زیاد

خیار چنبر

بله

نه

مربا

دوران پریود حتما هر روز میل شود

نه

قاووت

بله اما مرد ها مصرف نکنند

نه

کنسرو ها

نه

نه

میگو و نرم تنان

هر روز مصرف شود

نه

موز

حتما هر روز به صورت قرص ناشتا مصرف شود

نه

فلفل سیاه

ماست

بله

نه

مایونز

بله

نه

فندق

بله

نه

نارگیل

بله/ اما بعد از ایجاد نطفه مصرف نشود

نه/اما بعد از ایجاد نطفه مصرف شود

میوه های ترش و میوه های شیرین

بله زیاد

نه

نخود

بله

نه

سیر

نه

بله

دوغ:کشک

نه

بله

الو

حتما به صورت دمکرده از روزاول پریودقبل از صبحانه میل شود

نه

تخم هویج فرنگی

بله هم در غذا ها و هم به عنوان 1 شیاف (عمیق)برای شستشو یک روز در میان و نیم ساعت قبل از نزدیکی هم مرد و هم زن

نه

جوش شیرین

هرگز

اشکال ندارد

مواد مخدر/ سیگار/قلیان/تریاک/ مشروبات و...

بله زیاد

نه

کنجد

بله بشدت بدنرا قلیایی میکند

نه

مکمل ویتامینA

بله هم مرد هم زن

بله هم مرد هم زن

مکمل ویتامین E

بله بخصوص مرد

نه

مکمل ویتامینC

بله

نه

مکمل ویتامینB

نه

بله

CALSIUM مکمل

نه

بله

OMEGA 3/6/9 مکمل

بله

نه

مکمل اهن

بله

بله

مکمل اسید فولیک

بله

نه

سالویته

حتما شیاف روغن حیوانی و نبات اسیاب شده 1 ساعت قبل از نزدیکی

نه

روغن حیوانی

بله

نه

حلوا

با نمک زیاد بون سرکه

نه

باقالی

بله

نه

حلوا شکری/ارده

بله

نه

سینه مرغ

نه

بله

ران مرغ

نه

بله

خورشت الو

حتما مصرف شود

نه

غلات صبحانه/برشتوک

نه

بله

نوشیدنی سرد

نه

بله

غذاهای حاوی مواد نگهدارنده

بله

نه

بادمجان

بله

نه

تخم افتابگردان

بله

نه

تخم کدو

بله

نه

جوانه ها

بله به شدت قلیایی است

نه

ادامس ترک سیگار

نه

بله

سبوس

نه

بله

داروها

نه

بله

ذغال اخته

نه

بله

سرخ کردنی ها

نه

بله

خامه

نه

بله

شوید

هم مرد هم زن

نه

کباب دنبلان

بله

نه

زعفران

بله

نه

فسفر

بله

نه

گوگرد

همانطور که قبلا ذکر کردیم مردها دارای دو نوع اسپرم هستند .اسپرمی که حاوی کروموزوم Y واسپرمی که حاوی کروموزوم X است.تخمک یک سلول درشت است که حرکت آن بسیار کم و سنگین است و در حدود ۷۲ ساعت می تواند در محیط رحم زنده بماند. آقایان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است.
اسپرمX سر بیضی شکل دارد ، درشت و سنگین تر از اسپرم Y است . حرکتش کندتر از اسپرم نوع Yاست ولی طول عمر آن بیشتر است. اسپرمY نیز دارای سر گرد اما کوچکتر است و دم بلندتری دارد و دارای سرعت بیشتری می باشد اما طول عمر آن کوتاه تر است و بسیار کم جان تر و ضعیفتر است. تفاوت این دو نوع اسپرم باعث انتخاب جنسیت فرزند می باشد. نکته مهم این است که اگر چه اسپرمهای Y ضعیفتر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعدادشان از اسپرمهای اسپرمهایX بیشتراست و این جبران کننده نقطه ضعف آنهاست . و باعث یکسان شدن تعداد فرزند دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محیط اسیدی حساس هستند و در این محیطها از بین می روند و در مقابل اسپرمهایX در محیط اسیدی مقاومت بیشتری دارند و به این علت در تعیین جنسیت از شستشوهای اسیدی یا قلیایی استفاده می شود.

بنابراین اگر PH واژن قلیایی باشدچون اسپرم مولد پسر ( Y ) در این محیط بیشتر زنده می ماند و می تواند سریعتر حرکت کند ، پس در این شرایط احتمال اینکه این اسپرم بتواند تخمک را بارور کند بسیار بالاست،

اگر PH واژن اسیدی باشد، چون اسپرم مولد پسر ( Y ) در این محیط خیلی سریع از بین می رود و نمی تواند با سرعت خودش را به تخمک برساند بنابر این امکان دختر دارشدن زیاد تر است چون اسپرم مولد دختر( X)که با شرایط اسیدی سازگار است و طول عمر بیشتری دارد با تخمک ترکیب می شود.

به طور معمول در روز تخمک گذاری و حتی ۲ روز پس از تخمک گذاری، PH واژن قلیایی می باشد، بنابراین توصیه می‌شود در این موقع برای پسر دار شدن آمیزش شود، اما بعد از سپری شدن این زمان PH واژن به مرور اسیدی‌تر می‌شود و زمان مناسبی برای دختر دار شدن است،

بنابراین اگر می خواهید صاحب فرزند دختر شوید باید ۴۸ ساعت قبل یا بعد از تخمک گذاری آمیزش داشته باشید .برای اینکه از روز تخمک گذاری مطلع شوید، به پزشک زنان مراجعه کنید تا روش اندازه گیری حرارت رحم را به شما آموزش دهند سپس از روز اول پریود دمای بدن خود را با دماسنج بگیرید و آنرا را یادداشت کنید. اینکار را هر روز انجام دهید تا روزی که دمای بدن شما بین نیم تا یک درجه بالاتر از روزهای قبل برسد، آن روز روز تخمک گذاری است، چون دمای بدن بالا می رود.

برای اینکه PH واژن را بطور مصنوعی قلیایی یا اسیدی کرد، تمی توانید ضمن استفاده از روش تعیین زمان تخمک گذاری، از محلول جوش شیرین رقیق شده برای شستشوی واژن قبل از نزدیکی کنیدتا احتمال پسر دار شدن در زمان ۴۸ ساعت پس از تخمک گذاری بیشتر شود ،زیرا این محلول PH واژن را به شدت قلیایی می‌کند، همچنین از محلول رقیق شده سرکه سفید استفاده کنید تا PH واژن اسیدی‌تر شود و احتمال دختر دار شدن بیشتر می شود.

قبل از استفاده این محلولها و برای شستشوی مهبل با آنها، حتما با متخصص زنان و زایمان مشورت فرمایید.

عامل دیگری که در انتخاب جنسیت جنین موثر می باشدارگاسم زن ( رسیدن زن به اوج نقطه لذت جنسی را گویند ) در هنگام نزدیکی است. هنگام ارگاسم زنانه ترشحات دهانه واژن قلیایی می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت ان ها به سمت رحم می شود بنابراین اگر خواهان فرزند پسر هستید رابطه عاشقانه تری در هنگام نزدیکی با همسرتان داشته باشید.

روش تعیین میزان اسپرم

زوجهایی که بیش از ۲فرزند دختر دارند و می خواهند فرزند پسر داشته باشند ،باید مرد به یک متخصص ارئولوژی مراجعه کند و آزمایش شمارش اسپرم انجام دهد زیرا اگر تعداد اسپرمهای مرد در یک سی سی از مایع منی ۲۰ میلیون کمتر باشد احتمال دختر دار شدن ۸۰% و اگر کمتر از ۵ میلیون باشد این احتمال ۱۰۰% خواهد بود. بنابراین هر اتفاقی که باعث افزایش اسپرمها شود به نفع پسردار شدن است. پزشک معالج استفاده از داروهای افزایش اسپرم را تجویز می کند.

روش نشاندار کردن لیزری اسپرمها :
در این روش سلولهای جنسی مردانه (اسپرم) حاوی کروموزوم X توسط لیزر نشان‌دار شده سپس توسط دستگاهی این سلولها از سلولهای جنسی (اسپرم) حاوی Y بی‌نشان جدا می‌شوند. و سپس بنا به علاقه والدین اگر که دختر بخواهند اسپرم X دار و اگر پسر بخواهند اسپرم Y دار با تخمک لقاح داده می‌شود که معمولا یا از روش IVF برای لقاح استفاده می‌کنند و یا اسپرمها را به رحم مادر تزریق می‌کنند.

: مقاربت روش زمان بندی ماهیانه

ا



 

از روشهای دیگر در تعیین جنسیت استفاده می شود با استفاده از جداولی، سن مادر را با حاملگی در نظر می گیرند و بر این اساس مشخص می شود که بارداری در هر ماه که اتفاق بیفتد احتمال کدام فرزند بیشتر است. مثلا مادری ۳۰ ساله است اگر در ماه اردیبهشت باردار شود جنین حاصله دختر خواهد بود.




در این روش بیشتر عوامل محیطی مانند آب و هوا، شرایط فیزیولوژیکی مادر در طول‌ ماه‌های مختلف سال و سن مادر را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

در زیر یک جدول چینی هست که درصد خطای اون تنها 2% است و 98% درسته البته اگه شما همه موارد اونو با زمان نزدیکی وسایر موارد بالا رعایت کنید اما این جدول نقش خیلی خیلی مهمی در جنسیت فرزند داره البته اگه بقیه موارد

رو هم رعایت کنید...........

جدول تعیین زمان لقاح بر اساس سن مادر

سن مادر در زمان لقاح

زمان لقاح

41

40

39

38

37

36

35

34

33

32

31

30

29

28

27

26

25

24

23

22

21

20

19

18

x

o

x

o

x

o

x

x

o

x

x

x

o

x

o

x

o

x

x

o

x

o

x

o

11دی تا11بهمن

o

x

o

x

o

x

x

o

x

o

o

o

x

o

x

o

x

o

x

x

o

x

o

x

12بهمن تا10اسفند

x

o

x

o

x

x

o

x

x

x

x

o

o

x

o

x

x

x

o

x

o

o

x

o

11اسفند تا 11فروردین

o

x

x

x

x

o

x

o

x

o

o

o

o

o

x

o

o

x

x

o

o

x

o

x

12فروردین تا10اردیبهشت

x

o

x

x

o

x

o

o

o

o

o

o

x

o

o

o

o

o

x

x

o

x

o

x

11اردیبهشت تا9خرداد

o

x

o

o

x

o

o

o

o

o

o

o

x

o

o

x

x

x

o

o

o

x

x

x

10خرداد تا 9 تیر

x

x

o

x

o

o

o

o

o

o

o

o

x

x

x

o

o

x

x

o

o

x

x

x

10تیر تا 9مرداد

x

o

x

o

x

o

x

o

x

o

o

o

x

x

x

x

x

o

o

x

o

x

x

x

10مرداد تا 9شهریور

o

x

o

x

o

x

o

o

o

o

o

o

x

x

x

o

x

o

x

o

o

x

x

x

10شهریور تا 8مهر

x

o

x

o

x

x

o

o

o

o

o

o

o

x

x

o

x

o

x

o

o

o

x

x

9مهر تا 9ابان

o

x

o

x

o

x

x

x

o

o

o

x

o

o

o

o

x

o

x

o

o

x

o

x

10ابان تا 9اذر

x

o

o

o

x

x

x

x

x

x

x

x

o

o

x

o

x

o

o

o

o

x

o

x

10اذر تا 10دی

در این جدول حرف ( o) نشان دهنده دختر و حرف ( x) نشان دهنده پسر است .

روش استفاده :

شما با توجه به سن مادر در زمانی که تصمیم به بارداری میگیرید میتوانید زمان لقاح خود را تنظیم کنید .

بطور مثال اگر مادری 25 ساله تصمیم بگیرد تا نوزاد دختر داشته باشد در تاریخهای 11 دی تا 11 بهمن و 12 فروردین تا 9 خرداد و 10 تیر تا 9 مرداد اگر نزدیکی داشته باشد و باردار شود نوزاد او دختر میشود . در خارج از این تاریخها اگر حامله شود نوزاد پسر است . ( اگر سوالی داشتید در قسمت نظرات برای من بفرستید و پاسخ انرا ببینید در ضمن لطف کنید و از فرستادن سوالات با اسامی مختلف خودداری کنید و سوالات خود را در یک کامنت مطرح کنید در غیر این صورت من تنها به یکی از انها پاسخ میدهم . آی پی شما برای من قابل دیدن است )

شما میتوانید


برچسب‌ها: همه چیز در مورد تعیین جنسیت فرزند پسر میخواهید یا
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

Bacillus thuringiensis باسیلوس تورنجینسیس

بر اساس گزارشات سازمان ملل ، حدود 800 ملیون نفر از جمعیت جهان ( 14 در صد ) دچار نفر فقر غذایی هستند که تا سال 2020 به یک میلیارد نفر خواهد رسید. از سوی دیگر ، بشر با استفاده نسبتا کامل از منابع و امکانات موجود ، امروزه برای افزایش تولیدات کشاورزی با محدودیت منابع موجه است . در این راستا ، فناوری زیستی یا بیوتکنولوژی – کشاورزی افقی روشن در برابر دیدگان ما می گشاید . تا شاهد دومین انقلاب سبز باشیم .

پیچیده ترین شاخه بیوتکنولوژی ؛ مهندسی ژنتیک Genetic Inginearing ، می باشد که روشهای مبتنی بر ژنتیک سلولی ملکولی ، نشانگرهای ملکولی ، کشت سلولی بافت ، میکروبیولوژی و بیوشیمی را در بر می گیرد . به طور کلی مهندسی ژنتیک شامل استفاده از روشهای انتخاب ژن مورد نظر ، جداسازی ، خالص سازی ، تکثیر و انتقال ژن ها و ارزیابی بروز آنها در موجود زنده می باشد .

یکی از مهمترین و کاربردی ترین استفاده های مهندسی ژنتیک در کشاورزی تراریزش یا انتقال ژن و تولید گیاهان و جانواران تراریخته transgenic Plant می باشد . این گیاهان دارای صفات جدید و یا تغییر یافته ای هستند که می توانند قابلیت مقابله با آفات را به طور اتوماتیک داشته باشند و این مسئله درآنها به حالت بالقوه در آید.

از سال 1901 که " ایشی واتا " باکتری شناس ژاپنی ، از بدن یک لارو مرده کرم ابریشم باکتری را جدا کرد تاکنون قریب به یک قرن است که مطالعات گسترده ای در زمینه تاثیرات و نحوه عملکرد و اثر این باکتری انجام می گیرد .

Bacillus thuringiensis یا BT نامی آشنا در کنترل آفات و حشرات است که در تولید بیش از 90% آفت کش های میکروبی و تعداد زیادی از گیاهان فراریخته مقاوم به حشرات کاربرد دارد ؛ به عنوان عاملی برای مبارزات بیولوژیک این باکتری یک باسیل گرم مثبت و اسپورزا است که به دلیل دارا بودن توکسین هایی که خواص حشره کشی دارند ، در مقابله با حشرات زیان آور کشاورزی ، بهداشت و محیط زیست جایگاه مهمی دارد .

توکسین های این باکتری که به " دلتا اندو توکسین " معروفند ، در حقیقت پروتئین های کریستالی هستند که هنگام اسپورزایی باکتری تولید می شوند . هنگامی که این توکسین توسط حشره بلعیده می شود .پروتئین کریستالی در محتویات و شیره قلیایی روده حشره حل شده و تحت تاثیر آنزیم های پروتئاز به قطعات کوچک تر تبدیل می شود . در اثر واکنش هایی که این قطعات با سلولهای اپی تلیال روده میانی حشره انجام می دهند ، دیواره روده حشره سوراخ شده و محتویات روده با هموسل مخلوط می گردد که این امر موجب بروز یک عدم تعادل بیوشیمیایی در بدن لارو می شود که برای حشره کشنده است . پس از جذب میزان کافی از توکسین و صورت پذیرفتن فعل و انفعالات مذکور ، لارو دست از تغذیه می کشد، در نتیجه ظرف چند روز از گرسنگی می میرد .

پژوهشها نشان داده است که این باکتری قابلیت استفاده علیه طیف وسیعی از آفات راسته های Lepidoptera, Coleoptera,dipter,Homoptera و حتی آفات غیره حشره مانند نماتد ها و پارازیتهای حیوانات اهلی را دارا می باشند .

چند مثال از کاربرد های BT:

- انتقال ژن BT به باکتری خاکزی Pseudomonas fluorescence

که با ریشه غلات و سویا همزیست می باشد و اضافه کردن این باکتری به خاک می تواند خسارت کرم اگروتیس یا شب پره زمستانی

(Agrotis ipsilon or Black cutworm ) در غلات را کنترل کند .

- انتقال ژن BT به یک ریز سازواره درونزاد Endophyte Microorganism که داخل دستگاه آوندی گیاهان زندگی می کند و تکثیر می شود و آغشته سازی بذور ذرت و برنج با آنها ، موجب کنترل کرم ساقه خوار ذرت و برنج می شود .

- آزمایشات مزرعه ای نشان داده است که ریزسازواره در خارج از گیاه زنده نمی ماند و به گیاهان تلقیح نشده همجوار نیز منتقل نمی شود . بنابر این مشکل زیست محیطی نخواهد داشت .

در پایان باید یاد آور شد که استفاده از روشهای مبتنی بر مبارزات بیولوژیک با آفات به جای استفاده از سموم شیمیایی هم از نظر حفاظت محیط زیست بسیار حائز اهمیت است و هم از نظر صرفه جویی اقتصادی کشاورزان ، به عبارتی می تواند بهینه سازی مبارزه و کنترل آفات باشد .

 

 

 SDS     SDS-PAGE"  پروتئین ها"

سيستم بافري ناپيوسته Non continous كه توسط "Laemmmli" در سال 1970 معرفي شد، رايج ترين روشي است كه براي بعد دوم الكتروفورز دوبعدي بكارگرفته مي شود. ژلها يا داراي غلظتي مشخص از پلي آكريلاميد يا حاوي شيبهاي غلظتي از پلي آكريلاميد هستند. نوارهاي "IPG" بعد از متعادل سازي مستقيماً بر سطح ژلهاي بعد دوم "SDS-PAGE" قرار داده مي شوند كه اين ژلها مي توانند عمودي يا افقي باشند.

در مورد روشهايي كه از سيستم هاي افقي براي بعد دوم استفاده مي شود اين مزيت وجود دارد كه چون ژلهاي "SDS-PAGE" بر روي يک صفحه ي پلاستيكي متصل هستند, در نتيجه از تغييرات در اندازة ژل در حين رنگ‌آميزي ممانعت بعمل مي آيد. در روش افقي نقاط در مقايسه با آن چيزي كه از سيستم عمودي گرفته مي شود داراي وضوح بيشتري هستند. اين امر به دليل قطر کمتر ژلها مي باشد كه معمولاً در سيستم افقي 5/0 ميلي متر است درحاليكه در سيستم عمودي بين 5/1-1 ميلي متر است. قطر کم استفاده از ولتاژهاي بالاتر را ممکن مي سازد و درنتيجه انتشار پروتئينها در حين الکتروفورز كمتر است. اما مزيت ژلهاي "SDS-PAGE" عمودي در امکان انجام چندين تجربه به طور هم زمان است که درآناليز پروتئوم کمک به افزايش تكرارپذيري نمايه ي پروتئيني الكتروفورز دوبعدي را مي نمايد. در سيستم هاي عمودي نياز به استفاده از ژلهاي رديف کننده Stacking نيست زيرا مناطقي كه پروتئينها در آن فوكوس شده اند در داخل نوارهاي IPG قبلاً تغليظ شده‌اند.

"SDS-PAGE" علاوه بر استفاده گسترده در الکتروفورز دو بعدي, يكي از قابل اعتمادترين روشهاي موجود براي جداسازي پروتئين در مخلوط هاي پروتئيني و نيز ارزيابي خلوص پروتئين است. كاربردهاي ديگر "SDS-PAGE" كه در تحقيقات مربوط به تعيين ساختار پروتئين و پروتئوميكس مطرح مي شود عبارتند از:

  • تعيين جرم مولكولي نسبي (Mr)

  • مشخص كردن غلظت پروتئين

  • شناسايي تغييرات پروتئين

  • تعيين نقشه پپتيدي با استفاده از هضم پروتئوليتيك جزئي در ژل رديف کننده.

  • مرحلة اول ايمونوبلاتينگ با انتقال الكتروفورتيك به ماتريكس

  • تلفيق با روشهاي پروتئوليتيك با توان عملكردي بالا براي توالي يابي مستقيم پايانه هاي كربوكسي ـ آميني و يا تلفيق هضم پروتئوليتيك بر روي ژل و اسپكتروفوتومتري جرمي براي تعيين هويت پروتئين است.

اگرچه اكثر محققان هنوز از روش تكنيك هاي رنگ آميزي كوماسي برليانت بلو ،‌ نيترات نقره و همچنين برچسب هاي راديواکتيو استفاده مي كنند، استفاده از روشهاي پيشرفته جديد با حساسيت بالا در بصري سازي پروتئين بخصوص روشهاي رنگ آميزي فلورسانس ، حساسيت كلي آشكارسازي پروتئين ها را در روي ژل پلي آكريل آميد بالا برده است.

سديم دودسيل سولفات"SDS" يک دترجنت آنيوني است که به اغلب مولکولهاي پروتئيني در محلول هاي مايي و درpH هاي متفاوت متصل مي شود. "SDS" تقريبا" به همه ي پروتئينها با نسبت تقريبي 4/1 گرم در 1 گرم پروتين اتصال مي يابد. براي همين "SDS" باعث القاء بار الکتريکي منفي متناسب با اندازه در پلي پپتيدها ميگردد. علاوه بر اين "SDS" با تخريب پيوندهاي هيدروژني و بر هم کنش هاي هيدروفوبي, باعث تخريب ساختمان دوم و سوم پروتئين ها مي گردد. در صورت حضور يک ماده ي احيا کننده نظير "DTT" پيوندهاي دي سولفيدي از گسسته وتاخوردگي پروتئين ها به طور کامل از بين مي رود. پلي پپتيدهايي که شکل طبيعي اشان توسط "SDS" بر هم خورده و احيا هم شده اند به شکل ميله هايي انعطاف پذير در مي آيند که داراي بار منفي يک دست در واحد طول خود هستند. از آنجا که نسبت بار الکتريکي به جرم مولکولي در اين پلي پپتيدها تقريبا" نسبتي مشابه است, جداسازي پروتئين ها در الکتروفورز تحت چنين شرايطي تقريبا" به طور کامل وابسته به تفاوت در وزن مولکولي آنها است.

برخي پروتئين ها در "SDS-PAGE" رفتاري غيرعادي دارند به خصوص برخي گليكوپروتئين ها به مقادير عادي از "SDS" متصل نمي شوند, در نتيجه نسبت بار الکتريکي به وزن مولکولي در آنها مشابه اين نسبت در پروتئين هاي ديگر نيست و مهاجرت آنها کمتر بوده در نتيجه وزن مولکولي بيشتري از خود نشان خواهند داد.

پروتئين هايي با بارمنفي زياد و يا با بار مثبت زياد, مثلا" هيستون ها, يا پروتئين هاي غني از پرولين, مثلا" كلاژن, در مجاورت "SDS" بطور غيرطبيعي وزن مولکولي بالايي از خود نشان مي دهند.

ّبه هرحال، "SDS-PAGE" در جداسازي پروتئين هايي با جرم مولكولي خيلي مشابه كه داراي تغييرات بعد از ترجمه, نظير استيليشن يا متيليشن يا فسفروريليشن, هستند از ارزش کمي برخوردار است. براي آناليز چنين پروتئين هاي تغيير يافته اي ، از روش PAGE با اوريک اسيد استفاده مي شود كه در آن هم وزن مولكولي و هم بار پروتئين در فرآيند جداسازي دخيل است . پروتئين در pH اسيدي بار مثبت دارد و در ميدان الكتريكي به سمت كاتد حركت مي كند . به اين دليل از روش PAGE اسيداوره عموماً براي جداسازي پروتئين هايي با سايز يكسان و بار متفاوت استفاده مي شود.


برچسب‌ها: باسیلوس تورنجینسیس Bacillus thuringiensis
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

 همه چیز درمورد سديم دودسيل سولفات"SDS و الکتروفورز روی ژل پلی آکریل آمید

سديم دودسيل سولفات"SDS" يک دترجنت آنيوني است که به اغلب مولکولهاي پروتئيني در محلول هاي مايي و درpH هاي متفاوت متصل مي شود. "SDS" تقريبا" به همه ي پروتئينها با نسبت تقريبي 4/1 گرم در 1 گرم پروتين اتصال مي يابد. براي همين "SDS" باعث القاء بار الکتريکي منفي متناسب با اندازه در پلي پپتيدها ميگردد. علاوه بر اين "SDS" با تخريب پيوندهاي هيدروژني و بر هم کنش هاي هيدروفوبي, باعث تخريب ساختمان دوم و سوم پروتئين ها مي گردد. در صورت حضور يک ماده ي احيا کننده نظير "DTT" پيوندهاي دي سولفيدي از گسسته وتاخوردگي پروتئين ها به طور کامل از بين مي رود. پلي پپتيدهايي که شکل طبيعي اشان توسط "SDS" بر هم خورده و احيا هم شده اند به شکل ميله هايي انعطاف پذير در مي آيند که داراي بار منفي يک دست در واحد طول خود هستند. از آنجا که نسبت بار الکتريکي به جرم مولکولي در اين پلي پپتيدها تقريبا" نسبتي مشابه است, جداسازي پروتئين ها در الکتروفورز تحت چنين شرايطي تقريبا" به طور کامل وابسته به تفاوت در وزن مولکولي آنها است.

برخي پروتئين ها در "SDS-PAGE" رفتاري غيرعادي دارند به خصوص برخي گليكوپروتئين ها به مقادير عادي از "SDS" متصل نمي شوند, در نتيجه نسبت بار الکتريکي به وزن مولکولي در آنها مشابه اين نسبت در پروتئين هاي ديگر نيست و مهاجرت آنها کمتر بوده در نتيجه وزن مولکولي بيشتري از خود نشان خواهند داد.

پروتئين هايي با بارمنفي زياد و يا با بار مثبت زياد, مثلا" هيستون ها, يا پروتئين هاي غني از پرولين, مثلا" كلاژن, در مجاورت "SDS" بطور غيرطبيعي وزن مولکولي بالايي از خود نشان مي دهند.

ّبه هرحال، "SDS-PAGE" در جداسازي پروتئين هايي با جرم مولكولي خيلي مشابه كه داراي تغييرات بعد از ترجمه, نظير استيليشن يا متيليشن يا فسفروريليشن, هستند از ارزش کمي برخوردار است. براي آناليز چنين پروتئين هاي تغيير يافته اي ، از روش PAGE با اوريک اسيد استفاده مي شود كه در آن هم وزن مولكولي و هم بار پروتئين در فرآيند جداسازي دخيل است . پروتئين در pH اسيدي بار مثبت دارد و در ميدان الكتريكي به سمت كاتد حركت مي كند . به اين دليل از روش PAGE اسيداوره عموماً براي جداسازي پروتئين هايي با سايز يكسان و بار متفاوت استفاده مي شود.

مشكلاتي كه ممكن است درحين آماده سازي و كار با ژلSDS بوجود آيد:

مشكل

علت

چارة كار

كاهش ميزان پليمريزاسيون ژل

وجود اكسيژن ، كهنه بودن محلولهاي استوک

( بخصوص آكريل آميد و امونيوم پرسولفات )

محلولها را degas كنيد.

مجدداً محلول استوک تهيه كنيد .

تشكيل انتهاي چسبنده ژل

نفوذ n-butanol به ژل.

محلول ژل را با n- بوتانل بپوشانيد بدون اينكه مخلوطشان كنيد .

نارضايتي از نتيجه رنگ آميزي، رنگ آميزي ضعيف

رنگ بطور مطلوب باند با نمونه نشده است

از محلول غليظ تر رنگ استفاده كنيد . زمان رنگ‌آميزي را افزايش دهيد و يا از رنگي با حساسيت بالا استفاده كنيد.

محلول رنگي مي بايستي حاوي محلول ارگانيك ( مثل متانول ) باشد كه SDS را از پروتئين جدا كند چراكه ممكن است رنگ به آن بچسبد .

رنگ يكدست نيست

نقوذ رنگ و يا رنگ بري بصورت يكدست انجام نشده است .

ژل را درطي رنگ آميزي و رنگ بري تكان دهيد . زمان رنگ آميزي و رنگ بري را افزايش دهيد .

باندها رنگ نگرفته اند .

رنگ پروتئين حذف شده است.

ژل را مجدداً رنگ كنيد . زمان رنگ بري را كم كنيد و يا از رنگي استفاده كنيد كه پروتئين را طوري رنگ كند كه رنگش محو نشود ..

بر روي ژل نشانه هايي از رنگ در نواحي غيراختصاصي مشاهده مي شود

درمحلول رنگي ، رنگ به صورت جامد و حل نشده باقي مانده و مشاهده مي شود .

از حل شدن كامل رنگ اطمينان حاصل كرده يا اينكه رنگ را پيش از استفاده فيلتر كنيد .

آلودگي بطور وضوح مشاهده مي شود .

وسايل و يا محلولهاي استوک آلوده هستند .

مواد غيرپروتئيني در نمونه رنگ گرفته اند ( به عنوان مثال اسيدنوكلئيك )

وسايل را تميز كرده يا از وسايل نو استفاده كنيد.

از رنگ ديگري استفاده كنيد كه آلودگي ها را رنگ ننمايد .

تفكيك باندهاي پروتئيني بخوبي انجام نگرفته است .

الكتروفورز ناكارآمد .

سايز Pore (‌حفره ) ژل جداكننده مناسب نيست .

ميزان load شده تا ميزان زيادي عوض شده است

درصد C و T ژل جداكننده را تغيير دهيد .

هربار از ميزان Loading يكساني استفاده كنيد .

هر از گاهي تغييرات جزئي درحركت الكتروفورتيك پروتئينهاي استاندارد مشاهده مي شود .

اجزاء سازنده ژل به لحاظ كيفي از Batch به Batch ديگر با گذشت زمان تغيير مي كند .

از يك Batch ماده شيميايي تا حداكثر زمان ممكن استفاده كنيد و محلولهاي Stock دترجنت هاي كهنه را عوض كنيد .

كج و معوج شدن باندها ،

باندها پخش يا رگه دار شده باشد .

پروتئينهاي نمونه در حلال غيرقابل حلند ، يا بصورت مجتمع aggregate باقي مانده اند .

يك عامل حل نشده است يا حباب موجود در ژل با باند پروتئيني درحال حركت درگير شده است .

از حلال تازه با SDS اضافي و عوامل كاهنده استفاده كنيد بخصوص براي محلولهاي مربوط به نمونه تغليظ شده . محلول Stock را پيش از استفاده فيلتر كنيد و هرگونه حبابي را از ژل خارج كنيد .

مهاجرت پروتئيني يكپارچه نيست ( باندها خم مي شوند )

سايز حفرات ژل يكسان نيست .
بخشي از ژل درگير نشده است .

نشت الكتريكي (برق دزدي).

خنك كردن ژل يكپارچه نيست ( در نتيجه يك بخش سريعتر از بخش ديگر حركت مي كند ) .

مطمئن شويد كه محلولهاي ژلي بخوبي مخلوط شده اند و پليمريزاسيون خيلي به سرعت انجام گرفته ( براي كاهش زمان پليمريزاسيون پرسولفات را كاهش دهيد .

قبل از الكتروفورز هر حبابي را كه به ژل چسبيده حذف كنيد .

مطمئن شويد كه اسپيسهاي كناري درجاي مناسب قرارگرفته اند . سيستم خنك كننده ژل را بهبود بخشيد يا ميزان گرما را با كاهش ولتاژ يا قدرت يوني بافر كاهش دهيد .

 

الكتروفورز روشي است كه در آن نمونه هايي که بار الکتريکي دارند، تحت تأثير يك ميدان الكتريكي از ميان شبکه اي متخلخل حركت مي کنند. سرعت حرکت مولکولها در اين شرايط نه تنهاتحت تاثير بار الکتريکي اشان است بلکه عواملي ديگري نظير اندازه و شکل مولکول نيز در اين امر دخيل هستند. به همين دليل الکتروفورز روشي مناسب و کارآمد در جداسازي مولکول مورد استفاده قرار مي گيرد. معمولا" الکتروفورز براي جداسازي مولکولهاي بزرگي چون پروتئين ها و اسيدهاي نوکلئيک به کار برده مي شود, اما در مواردي نيز براي جداسازي مولکولهاي باردار کوچکتري نظير قندها, اسيدهاي آمينه, پپتيدها و حتي يونهاي ساده مورد استفاده قرار مي گيرد.

معمولا" براي الکتروفورز يک مخلوط مولکولي, لايه نازکي از آن, بر روي شبکه اي متخلخل که محلولي را درون خود محبوس کرده است, قرار داده مي شود. پس از برقراي ميدان الکتريکي با اِعمال اختلاف پتانسيل در دو سوي اين شبکه, مولکولهاي موجود در نمونه با سرعت هاي متفاوتي درون شبکه متخلخل شروع به حرکت مي کنند. اين اختلاف سرعت مبناي جداسازي در الکتروفورز است. در پايان, مولکولهاي پروتئيني مختلف به صورت باند هايي مجزا در قسمت هاي مختلف شبکه آشکار مي شوند. شبکه متخلخل در ممانعت از انتشار مولکولها در اثر گرماي ايجاد شده به خاطر جريان الکتريکي نقش مهمي دارد. علاوه بر اين در مواردي که از ژل هاي آگاروز و پلي آکريل آميد استفاده مي شود, شبکه متخلخل نقش يک الک غربال کننده بر اساس اندازه مولکولها را نيز ايفا مي کند.

در اغلب دستگا ه هاي الکتروفورز, ژل مابين دو محفظه ي بافري قرار مي گيرد به طوريکه ژل تنها واسطه در عبور جريان الکتريسيته بين اين دو محفظه باشد

جداسازي توسط الکتروفورز تحت تاثير عوامل متعددي قرار دارد. ماهيت مولکولهاي نمونه نظير بار الکتريکي و اندازه آنها و شدت جريان و ميدان الکتريکي و بالاخره اثرات محيطي نظير نوع و نحوه ي استفاده از بافرها و حرارت ايجاد شده در حين کار عواملي هستند که بر نحوه ي جداسازي مولکولهاي نمونه اثر مي گذارند.

5-1-1-1- اثر عوامل الکتريکي

در الکتروفورز سرعت حرکت مولکول ها تناسب مستقيم با اختلاف پتانسيل اِعمال شده دارد. قانون اُهم Ohm در الکتروفورز از اهميت زيادي برخوردار است (معادله 5-1)

V=IR

معادله 5-1- قانون اهم؛ V ولتاژ يا اختلاف پتانسيل برحسب ولت, I شدت جريان بر حسب آمپر و R مقاومت بر حسب اُهم است

معادله فيزيکي ديگر که از آهميت برخوردار است, معادله توان است. اين معادله مقدار حرارت ايجاد شده در حين الکتروفورز را مشخص مي کند.

P=V2/R يا P=I2R يا P=VI

معادله 5-2- معادله توان که در آن P توان بر حسب وات است.

اين حرارت ايجاد شده بر اثر مقاومتي است که الکترودها, بافر مورد استفاده, و ژل دارند و به گرماي ژول Joule heat موسوم است. منابع الکتريکي Power supply مورد استفاده در الکتروفورز ايجاد جريان مستقيم مي کنند و معمولا" يکي از پارامترهاي الکتريکي,يعني ياجريان يا اختلاف پتاتسيل يا توان را ثابت نگاه مي دارند. بايد توجه داشت که مقاومت مدار مورد استفاده در الکتروفورز را به هر حال نمي توان ثابت نگاه داشت. براي مثال در حين الکتروفورز, مقاومت بافر بر اثر گرماي ژول, کاهش مي يابد. بنا بر نوع بافر بکار رفته و پارامتر الکتريکي که ثابت نگاه داشته مي شود, گرماي ژول در حين انجام الکتروفورز ممکن است کاهش يا افزايش يابد (جدول 5-1). براي مثال در "SDS-PAGE" ناپيوسته ثابت نگاه داشتن شدت جريان منجر به افزايش دما مي شود که نياز به سيستم خنک کننده را در چنين وضعيتي الزامي مي کند.

انتخاب نوع پارامتر ثابت در منبع الکتريکي در حين الکتروفورز, با در نظر گرفتن متغير هاي مختلفي صورت مي پذيرد. براي مثال مدت زمان مورد نظر براي انجام الکتروفورز, الزام به حداقل رساندن انتشار نمونه و مقدار از دست دادن فعاليت نمونه که بر اثر حرارت و در طول زمان رخ مي دهد, و نياز به حفظ دماي خاص براي انجام الکتروفورز. معمولا" پروتئين ها با جريان ثابت الکتروفورز مي شوند, در حاليکه الکتروفورز اسيد هاي نوکلئيک با ولتاژ ثابت انجام مي شود.

5-1-1-1- اثر سيستم هاي بافري و pH

پروتئين ها به علت خصوصيت آمفوتري خود تحت تاثير pH محيطي که در آن قرار داشته باشند بارالکتريکي خاص خود را نشان مي دهند. بدين ترتيب در جداسازي توسط الکتروفورز بايد pH محلول هاي مورد استفاده ثابت باقي بماند از آنجا که الکتروليز آب در آنود يونهاي "H+" و در کاتود يونهاي "OH-" ايجاد مي کند, براي ثابت نگاه داشتن pH محلولهاي مورد استفاده, آنها بايد بافر شوند.

5-1-1-2- اثر حرارت

براي حفظ تکرار پذيري, ثابت نگاه داشتن حرارت در تمام مراحل الکتروفورز بسيار مهم است. براي مثال پلي مريزه شدن آکريل آميد يک واکنش گرمازا است, از اينرو گرماي ايجاد شده در حين پلي مريزاسيون, به خصوص در مورد ژل هاي غليظ تر, ممکن است با انتقال گرما باعث بروز بي نظمي در اندازه ي منافذ ژل گردد. انتقال گرما معمولا" مشکلي در ژل هايي با غلظت کمتر از 15% T نمي کند. به هر حال گرماي زياد در حينالکتروفورز مشکلات ديگري را نيز پديد مي آورد؛ شکستن شيشه هاي الکتروفورز, آسيب به دستگاه. وقتيکه حرارت بصورت يک دست در تمام نقاط ژل نباشد شکل باندهاي جدا شده نامنظم » شود و در اصطلاح باندها خندان مي شوند چون نمونه ها در رديف هاي وسط سريع تر از رديف هاي کناري حرکت خواهند کرد.

5-2- الکتروفورز با ژل پلي آکريل آميد

اكثر روش هاي مربوط به تفكيك پروتئين ها كه امروزه از آنها استفاده مي شود بر مبناي الكتروفورز منطقه اي يا ناپيوسته ژل هاي پلي آكريل آميد استوار است . الكتروفورز منطقه اي روي ژل پلي آكريل آميد تحت عنوان "PAGE" شناخته مي شود. در اين روش از تفاوت وزن مولكولي و بارالکتريکي پروتئين ها به طور همزمان براي تفکيک آنها از يکديگر استفاده مي شود.

اساس اين روش بر مبناي حركت مولکولهاي باردار در يك ميدان الكتريكي مشخص است. مشخصات ميدان الکتريکي نظير اختلاف پتانسيل، فاصلة بين الكترودها ، مشخصات مولکول نظير بار الکتريکي, اندازه و شكل مولكول ، و عوامل ديگري نظير دما و زمان بر نحوه ي انجام اين روش تاثير مي گذارند.

درسيستم ناپيوسته "Laemmli" دو نوع ژل وجود دارد: ژل رديف کننده و ژل تفکيک کننده Resolving ژل رديف کننده ژلي با طول کم و با منافذ بزرگ است كه در بالاي ژل بلند و با منافذ كوچك تفکيک کننده قرار مي گيرد. در سيستم "Laemmli" ژلهاي رديف کننده و تفکيک کننده با تو جه به تركيب بافريشان نيز ناپيوسته اند.

اين دو پارامتر ; بافرهاي متفاوت و تركيب آكريل آميد متفاوت به نمونه هايي با حجم نسبتاً بزرگ اين اجازه را مي دهد كه در بخش بالاي ژل رديف کننده متمركز شوند پيش از آنكه بواسطة ورود به ژل پائيني تفکيک کننده عمل جداسازي رويشان انجام گيرد.

مزيت مهم ژل رديف کننده توانايي آن در تمركز پروتئين نمونه هاي بسيار رقيق است . اين كار بطور مؤثري تفكيك مراحل بعدي را بهبود مي بخشد چراكه نمونة اصلي در ناحية خيلي باريك و بسيار متمركزي جمع مي شود و همة مولكولهاي پروتئيني جداسازي الكتروفورتيك خود را تقريباً از يك نقطه شروع مي كنند.

رديف شدن ناشي از ايجاد يك گراديان محدودو با ولتاژ بالا است كه در آن پروتئين ها مقيد به يك ناحية باريك كاملاً متمركز بين يونهاي كلرايد پيشتاز و گلايسين دنباله رو مي شوند. وقتي جريان الكتريكي از نمونه عبور مي كند، يون كرايد از ساير يونها كه حركت آرامتري دارند ( مثلاً گلايسين ) سريعتر مهاجرت مي كند. يون هاي نمونه با حركت حد واسط خود بين يونهاي كلريد و گلايسين كمپرس شده و در نتيجه يك ناحية باريك يا باندي شكل بسيار متمركز ايجاد مي شود. بنابراين ژل رديف کننده قادر است پروتئين ها را بصورت باندي باريك ساندويچ كند. براي انجام جداسازي الكتروفورتيك، پروتئين ها بعد از انباشته شدن روي يكديگر از آن محدوده جدا شوند. تفكيك بدون رديف کردن و با با افزايش ناگهاني pH و كاهش قطرحفرات ژل نيز امكان پذير است . تحت اين شرايط ، يونهاي نمونه به ژل تفکيک كننده مهاجرت كرده و يونهاي عقب دنباله رو ( گلايسين ) متناوباً از يونهاي نمونه پيشي گرفته و جلو مي زنند. بنابراين گراديان ولتاژ نسبتاً ثابتي ايجاد مي شود كه در آن جداسازي الكتروفورتيك نمونه رخ مي دهد.

5-2-1- نحوه ي ايجاد منافذ با اندازه هاي متفاوت

ژل پلي آكريل آميد محدودة گسترده اي از اندازه هاي حفرات ژلي را دربر مي گيرد .


ژل پلي آكريل آميد با پليمريزاسيون آكريل آميد مونومريك و مونومر ايجاد كنندة پيوند متقاطع Cross linker, بيس آکريل آميد شكل مي گيرند

پليمريزاسيون آكريل آميد و بيس آكريل آميد مي تواند به صورت شيميايي, با تترامتيل اتيلن ديامين N,N,N',N'-tetramethylethylenediamine (TEMED) و آمونيوم پرسولفات, يا سيستم فتوشيميايي باشد.

راديكالهاي آزاد پرسولفات كه با حل آمونيوم پرسولفات در آب ايجاد مي شوند مونومر آكريل آميد را فعال كرده و "TEMED" در اين واكنش با انتقال الكترون اين واكنش را كاتاليز مي كند . در عين حال ريبوفلاوين مي تواند در حضور اكسيژن و اشعة UV راديكال آزاد توليد كند . بعضي مواقع از ريبوفلاوين و آمونيوم پرسولفات براي ايجاد راديكالهاي آزاد استفاده مي شود.

اندازة منافذ ژل عامل اصلي در تعيين قدرت تفكيك پروتئين ها و پلي پپتيدها در ژلهاي پلي آكريل آميد است. اندازه ي منافذ با دو پارامتر مشخص مي شوند: محتواي کل ماده ي جامد يا %T ونسبت مونومر ايجاد کننده ي پيوند متقاطع به مونومر آکريل آميد يا %C.

 

شکل 5-3- تعيين %T و %C در ژلهاي پلي آکريل آميد

بدين ترتيب پليمرهاي آكريل آميد مي توانند منافذي با اندازه هاي بسيار متفاوتي را ايجاد کنند. با تغيير در غلظت آكريل آميد و نسبت اتصالات متقاطع کنترل اندازه ي منافذ امکان پذير است. براي مثال، با افزايش نسبت پيوندهاي متقاطع ، اندازه ي منافذ كاهش مي يابد. انتخاب دقيق و درست غلظت ژل آكريل آميد براي جداسازي بهينه پروتئين ها در الكتروفورز ضروري است(جدول 5-2(.

محدوده اندازه ي مولکولي قابل تفکيک (kD)

درصد آکريل آميد در ژل

205-36

5%

205-24

5/7%

205-14

10%

66-14

12%

45-14

15%

جدول 5-2- در صد آکريل آميد براي جداساژط پروتئين هايي با اندازه هاي مختلف

نکات ديگري نيز در نحوه ي پلي مريزه شدن موثرند, براي مثال با افزايش دماي پليمريزاسيون، ميزان پليمريزاسيون افزايش مي يابدو اندازه ي منافذ ژل كوچك مي شود. درحاليكه كاهش دماي پليمريزاسيون مي تواند ژلهايي با منافذ بزرگ توليد كند. عواملي كه كارايي تبديل مونومر به پلي مر را تحت تأثير قرار مي دهند نيز مي توانند اندازة حفرة ژل را تحت تأثير قرار دهند. براي مثال ، استفاده از آكريل آميد كيفيت پائين و نيز pH بسيار بالا يا پايين سبب تبديل ناكامل مونومر به پلي مر شده و سبب ايجاد منافذ بزرگي در ژل شود. مواد افزودني ژل نيز مي تواند بطور قابل توجهي ساختار منافذ ژل را تحت تأثير قرار دهدمثلاً اوره 8 مولار سبب ايجاد ژلهايي با منافذ کوچک مي شود, چون سبب تسهيل پليمريزاسيون كامل مي شود.


برچسب‌ها: سديم دودسيل سولفات, SDS و الکتروفورز
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

همه چیز در مورد ساختار آنتی بادی ها

آنتی بادی ها (Ab)(ایمنوگلوبولین ها (Ig) پادتن)

اگر سرم یک انسان را گرفته و تحت الکتروفورز قرار دهیم، چند باند به ما می دهد (یعنی پروتئین های آن از هم جدا می شوند).انستیومتر غلظت هر کدام از پروتئین ها را اندازه گیری و یک گراف به ما می دهد.

پروتئین ها از لحاظ ساختاری، ساختمان کروی (گلبولار) دارند.به همین دلیل آنها را گاما گلبولین نامگذاری کردند و نقش اساسی در سیستم ایمنی در نتیجه آنها را ایمنو گلوبولین نامگذاری کردند.با بررسی بیشتر مشاهده شد که Igدارای ساختمان گلبولار و Yشکل هستند.با بررسی بیشتر مشاهده کردند که Igاز ۴ زنجیره تشکیل شده است:

دارای ۲ زنجیره با وزن مولکولی کمتر که به آن زنجیره سبک (Light chain)و دارای ۲ زنجیره با وزن مولکولی بالاتر که به آن زنجیره سنگین (Heavy chain)گفته می شود.

توجه) یک Igکاملا متقارن است یعنی دو زنجیره سبک کاملا شبیه یکدیگر و دو زنجیره سنگین نیز کاملا شبیه هم هستند.

بین دو زنجیره سنگین دو باند دی سولفیدی وجود دارد که به آنها (باندهای دی سولفیدی بین زنجیره ای) گفته می شود که این دو زنجیره سنگین را به هم متصل نگه می دارد.همچنین بین یک زنجیره سبک و سنگین یک باند دی سولفیدی وجود دارد و بدین ترتیب زنجیره سبک به سنگین متصل شده اند.در هر زنجیره (سبک و سنگین) نیز باندهای دی سولفیدی وجود دارد که به آنها باندهای دی سولفیدی داخل زنجیره ای گفته می شود که حدودا ۷۰-۶۰ اسید آمینه را به صورت لوپ (حلقه) در می آورد.تعداد اسید آمینه های زنجیره سبک ۲۱۲ و تعداد اسید آمینه های زنجیره سنگین ۴۵۰ عدد می باشد.

Igها گلیکو پروتئینی هستند یعنی قندی شده اند.بیشتر زنجیره سنگین قندی شده اند.وزن مولکولی زنجیره سبک ۲۵ کیلو دالتون و وزن مولکولی زنجیره سنگین ۵۰ کیلو دالتون و وزن مولکولی یک آنتی بادی ۱۵۰ کیلو دالتون است.در حقیقت حدود ۱۱۰ اسید آمینه (لوپ + پیوند دی سولفیدی) که به هر کدام از این ۱۱۰ اسید آمینه یک دومن (حوزه) گفته می شود.

مولکول Igدر جایی که باند دی سولفیدی بین زنجیره ای سبب اتصال دو زنجیره سنگین میشود را ناحیه لولا (hinge)گفته می شود که دو بازوی آن حول این محور می توانند گردش کنند.این ناحیه یک ناحیه غنی از پرولین و گلیسین است و این انعطاف پذیری را این اسیدهای آمینه به آنتی بادی می دهد.

در هر زنجیره سبک ۲ تا دومین و در هر زنجیره سنگین ۴ تا دومین دارد و در یک Ig12 تا دومین داریم.

از هر مولکول آنتی بادی به آنتی بادی، یکی از دومین ها (از زنجیره سنگین) دارای سکانس (توالی) متغیری است.در زنجیره سبک روبروی همین دومین نیز سکانس آن ها از یک مولکول به

مولکول دیگر متغیر است که به این دومین ها، دومین های متغیر (Variable Region)گفته می شود.VHزنجیره سنگین و VLزنجیره سبک می باشد.

در زنجیره سنگین ۳ تا دومین دیگر دارای سکانس یکسانی در یک مولکول به مولکول دیگر هستند که به آن ناحیه ثابت (Constant Region)گفته می شود.(CL , CH)

طبقه بندی آنتی بادی ها:

آنتی بادی ها را به رده (Class)و یا ایزوتیپ (Isotype)طبقه بندی می کنند. آنتی بادی ها را به ۵ رده یا کلاس طبقه بندی می کنند:

مبنای طبقه بندی براساس دومین های ثابت زنجیره سنگین ایمونو گلوبولین ها را تقسیم بندی می کنند (CH1 , GH2 , CH3). آنتی بادی ها دارای کلاس های IgG، IgM، IgA، IgDو IgEمی باشند.

یکسری از آنتی بادیها براساس قسمت CHکاملا شبیه به هم بودند مثل زنجیره γ(γchain)که مثال آن IgGمی باشد.

یکسری از آنتی بادی ها براساس دومین های ثابت زنجیره سنگین مثل زنجیره μ(μchain)که مثال آن IgMمی باشد.

یکسری از آنتی بادی ها بر اساس دومین های ثابت زنجیره سنگین مثل زنجیره α(α chain)که مثال آن IgAمی باشد.

یکسری از آنتی بادی ها براساس دومین های ثابت زنجیره سنگین مثل زنجیره δ(δchain)که مثال آن IgDمی باشد.

یکسری از آنتی بادی ها براساس دومین های ثابت زنجیره سنگین مثل زنجیره ε(εchain)که مثال آن IgEمی باشد.

زنجیره های سبک نیز کلاس بندی دارد (براساس دومین ثابت زنجیره ثابت سبک) که دارای دو کلاس کاپا )κ(و لاندا (λ)می باشند.نمی تواند هم کاپا و هم لاندا را داشته باشد چون Igیک مولکول متقارن است.

Sub class(زیر کلاس):

IgGدارای ۴ تا زیر کلاس است (تفاوت آن ها در همان دومین ثابت زنجیره سنگین است) : IgG1 ، IgG2، IgG3و IgG4می باشد.

در موش ۳ کلاس IgGوجود دارد: IgG1، Ig2aو Ig2b.

IgAدارای دو زیر کلاس IgA1و IgA2می باشد.

نکته) IgM، IgDو IgEزیر واحد ندارند.

اثر آنزیم ها بر مولکول آنتی بادی:

پاپائین: محل اثر این آنزیم در ناحیه لولا است و این ناحیه را هضم و مولکول آنتی بادی را به ۳ قطعه تبدیل می کند.۲ ناحیه را Fabمی گویند.هر کدام از قطعات Fabتوانایی اتصال به آنتی ژن را دارند (Fragment of antigen binding).Fabوظیفه اتصال به آنتی بادی و Fcبعدا گفته می شود.

آنزیم پپسین: از زیر ناحیه لولا، یعنی دومین CH2را هضم کرده و دو تا قطعه به ما می دهند و دو مولکول به ما می دهد: ۱)F(ab)2 2)PFC`

مرکاپتواتانل: یک مولکول شیمیایی بدبو که سبب شکستن باند دی سولفیدی می شود یعنی آن را احیاء می کند.حال این مولکول را تحت آنتی بادی قرار می دهیم ۴ زنجیره خواهیم داشت.که دو به دو مشابه اند یعنی اگر الکتروفورز کنیم ۲ تا باند می گیریم.

کلاس IgG:

1)مقدار IgGدر سرم خیلی زیاد است به طوری که حدود ۷۰-۶۰ % آنتی بادی های موجود در سرم خون را IgGتشکیل می دهد.

۲)IgGیک گلیکو پروتئین است و حدود ۴-۲ % آن را قند تشکیل می دهد که بیشتر ناحیه FCآن قندی شده است.

۳)IgGنیمه عمرش خیلی بالا است IgG1نیمه عمر ۲۱ روز دارد که بالاترین نیمه عمر آنتی بادی محسوب می شود.

۴)IgGتنها آنتی بادی است که می تواند از جفت عبور کرده و به جنین برسد یعنی یک ایمنی تسهیل شده (Passive immunity)می باشد.

۵)ناحیه لولا IgGخیلی بلند است (حدود ۱۶ باند دی سولفیدی دارد).

۶)در مرغ IgGرا IgYمی گویند.این IgYمی تواند به زرده تخم مرغ منتقل شود و جنین را حفاظت کرده تا از تخم بیرون آید.IgYرا می توان به صورت خوراکی مصرف کرد.

IgM:

IgMفاقد لولا است.حدود ۱۰ % آنتی بادی های سرم را تشکیل می دهد.حدود ۱۴-۱۲ % آن قندی (گلیکوزیله شده) است.طول عمر آن ۱۰ روز است.IgMرا به صورت مونومر نمی بینیم بلکه ۵ تا از اینها تشکیل پنتامر می دهند (فرم پایدار IgMپنتامر است). IgMیک دومین اضافه تر دارد (Cμ1,Cμ2,Cμ3,Cμ4).در این مولکول ها یک سیستئین از یک دومین با یک سیستئین از دومین مولکول مجاور یک پیوند دی سولفیدی برقرار می کند.پیوند دی سولفیدی بین Cμ4میبآشد.نحوه اتصال بین Cμ4و Cμ3می باشد.علاوه بر این IgMدارای یک زنجیره (J chain)می باشد که حدود ۱۵ کیلو دالتون وزن دارد.هر مولکول IgM(پنتامر) دارای یک (j chain)است.

IgA:

1)حدود ۱۵-۱۰ % Igسرم را تشکیل می دهد. زنجیره آن را با αنشان می دهند.

۲)IgAمی تواند به صورت دیمر (دوتایی) در بیاید و دارای (J chain)است که در آن Cα3به J chainمتصل می شود.

۳)IgAتنها آنتی بادی است که در ترشحات بدن (بزاق ، مخاطات، شیر مادر، عرق و …) وجود دارد

۴)منبع تولید آنتی بادی توسط لنفوسیت Bدر پلاک های پیر (M cell)می باشد.

۵)IgAبه صورت ترشحی (Secretory)می باشد.IgAدر سطح سلول اپی تلیال دارای یک رسپتور (جزء ترشحی) می باشد که توسط آن شناسایی شده و تولید یک وزیکول می کند و از سلول اپی تلیال روده گذشته و در روده رها می شود.که در این حالت دارای یک قطعه ای از جزء ترشحی نیز می باشد.

۶)IgAدارای دو زیر کلاس IgA1و IgA2که اولی بیشترین میزان آنتی بادی ترشحی در بدن و در دومی در روده بیشتر زیر کلاس IgA2تولید می کند.

IgD:

حدود ۱ % در سرم وجود دارد اما قسمت اعظم آن روی لنفوسیت Bقرار دارد.همراه با آنتی بادی از کلاس IgMدر آن جا وجود دارد.قسمت اعظم آنتی بادی روی لنفوسیت BIgMو مقدار کمی هم IgDاست.

IgE:

میزان خیلی کمی در خون است (در حد نانوگرم) و بیشتر در آلرژی ها نقش دارد.

نقش لنفوسیت B:

روی سطحشان آنتی بادی ها را داریم.(BCR).می توانند به آنتی ژن ها متصل شوند.این سلول وارد فاز تقسیم و تمایز می شود: یکسری تمایز می یابند به سلول های حافظه ای (Memory cell(که دارای Igدر سطحشان هستند و کلاس آن ها فرق دارد.یکسری تمایز می یابند به پلاسماسل (Plasma cell)که روی سطحشان Igندارد اما می توانند آنتی بادی ترشح کنند. (در حقیقت آنتی بادی موجود در خون توسط پلاسما سل تولید می شود).

ایمنی هومورال (Humoral Immunity):

فرآیندی که در آن لنفوسیت های Bتقسیم و تمایز می یابند به پلاسما سل ها و سلول های حافظه ای که منجر به تولید آنتی بادی می شود (پاسخ ایمنی هومورال را به وجود می آورند).

ایزوتایپ: براساس زنجیره سنگین آنتی بادی ها را به ۵ دسته تقسیم می کنند.

All toypic: در زنجیره سنگین یک اسید آمینه در هر شخص خاص که به آن All toypicگویند.

Idio type: دومین های متغیر زنجیره های سنگین و سبک را گویند که در حقیقت جایگاه اتصال آنتی ژن است و از یک آنتی بادی به آنتی بادی دیگر متفاوت است.

دومین های Cاز یکسری βstrandتشکیل شده است دومین Vنیز به همین ترتیب است که موازی و غیر همسو هستند و تشکیل لوپ را می دهند.

در ناحیه متغیر یا VLسه ناحیه وجود دارد که به ناحیه فوق العاده تغییر پذیر یا Hyper variable regionsگفته می شود که با HVنمایش داده می شود و از یک آنتی بادی به آنتی بادی دیگر فوق العاده متغیر است.

در ساختار فضایی این سه قسمت به شکل لوپ در کنار هم قرار می گیرند.این نواحی مناطقی هستند که آنتی ژن با آن ها وارد واکنش می شود (HV1-HV2-HV3)که همان جایگاه فعال آنزیم هستند، بنابراین هر مولکول آنتی بادی دارای ۱۲ جایگاه فوق العاده فعال است.

آنتی ژن با ۳ قسمت Vکه نواحی فوق العاده متغیر هستند وارد واکنش می شود.یک مولکول آنتی بادی ۱۲ تا جایگاه فوق العاده متغیر دارد. لنفوسیت Bتولید آنتی بادی می کند.

Pro.Pre B cell →pre B →Immature B cell →Mature B cell →اندام لنفاوی ثانویه→Memory cell , Plasma cell .

مرحله ای را که دارای آنتی بادی می شود را Mature B cell(IgM,IgE)گویند.

در هر سلول حدودا ۰۰۰/۱۰۰ ژن وجود دارد که از میان تنها ۱۰۰۰۰-۵۰۰۰ کدینگ می باشد یعنی در بدن ۱۰۰۰۰-۵۰۰۰ نوع پروتئین بیشتر نداریم.در باکتری ها از روی ژن مستقیما RNAپیک و از روی آن پروتئین تولید می شود.اما در سلول های یوکاریوتی دارای اینترون و اگزون است که از آن ابتدا RNAاولیه یا hn RNAتولید می شود و سپس در طی فرآیند اسپلایسینگ، اگزون ها به هم متصل می شود و در انتهای `۳ دم پلی Aساخته می شود و در انتهای `۵ Capساخته می شود.

سلام خدا بر شیر بیشه علم مرد زحمتکش میکروبیولوژی دکتر حسین معتمدی

فکور اه فکور حیا کن درس دادنو رها کن به خدا بد درس میدی ول کن دیگه کار تو نیست رها کن خداییش خودتو استاد میدونی؟ خجالت نمیکشی؟


برچسب‌ها: همه چیز در مورد آنتی بادی ها, Ab, ایمنوگلوبولین ها, Ig
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

همه چیز در مورد کورینه باکتریوم دیفتریه

 

معرفی:

دیفتری یک عفونت باکتریایی جدی است که اغلب غشاء مخاطی بینی و گلو را درگیر می کند و بیماری منجر به گلو درد شدید، تب، تورم غدد لنفاوی و ضعف می گردد. اما شاه علامت تشخیصی وجود یک غشاء خاکستری ضخیم برروی گلو است که تنفس را مشکل می سازد. همچنین دیفتری ممکن است پوست را درگیر نماید. سالها پیش دیفتری یکی از عوامل مرگ در کودکان بود. امروزه به علت واکسیناسیون در سراسر جهان بیماری دیفتری به ندرت در ایالات متحده و کشورهای پیشرفته بروز می نماید. در مراحل پیشرفته بیماری دیفتری به قلب، کلیه ها و سیستم عصبی صدمه می رساند. نزدیک به یک دهم از افرادی که به بیماری دیفتری مبتلا می شوند می میرند.

تاريخچه
بقراط 5 قرن قبل از ميلاد علائمي ازبيماري كه احتمالا ديفتري بوده است را شرح داده است كلبس در سال 1883 ارگانيسم مسبب اين بيماري را در گستره تهيه شده از غشاء لوزه بيمار مبتلا به ديفتري پيدا كرد و مشخصات آنرا شرح داد. يكسال بعد لفلر توانست ارگانيسم ديفتري را بر روي محيط مناسب كشت دهد. درسال 1888 روكس و يرسين مايع حاصل از صافي محيط كشت باسيل ديفتري را به حيوانات تزريق و باتوجه به علائم ايجاد شده به وجود توكسين ميكروب پي بردند. بهرينگ آنتي توكسين ديفتري را ازخون خوكچه هندي كه قبلا به او مايع صاف شده و غير فعال حاصل از محيط كشت ديفتري تزريق شده بود بدست آورد.
درسال 1907 ايمن سازي فعال برعليه ديفتري بوسيله اسميت شروع شد. درسال 1913شيك آزمون جلدي را ابداع نمود. در سال 1920 رامون با حرارت دادن و اضافه كردن فرمالين به سم ديفتري توكسوئيدي ايجاد كرد كه بعداً جهت واكسيناسيون بكار رفت .

كورينه باكتريوم ديفتريه باسيل چند شكلي است كه در محيط لفلر رشد مي‌كند. رنگ كلني‌هاي باسيل بر روي محيط لفلر سفيد مايل به خاكستري است روي محيط سه نوع كلني ممكن است مشخص شود.
نوع انترميديوس شايعترين نوعي است كه ديده مي شود كه در 99 درصد موارد توليد كننده توكسين است در درجه بعد شكل مي تيس مي باشد كه در 33 درصد موارد توليد كننده سم است نوع گراويس شيوع كمتري دارد . باسيل ديفتري ارگانيسم زياد مهاجمي نبوده بلكه قدرت بيماري زايي آن ناشي از سمي است كه توليد مي‌كند. التهاب موضعي با مواد ناشي از نكروز نسج و توده باكتري غشاء ديفتري را ايجاد مي‌نمايد. غشاء حاصل ممكن است بعلت وجود گلبولهاي قرمز رنگ تيره و يا خاكستري پيداكند. ادم بافتهاي نرم اطراف ممكن است به تورم گردن منجر شود .پيشرفت غشاء كاذب و افزايش ادم گاهي بعلت انسداد حنجره و يا ناي مشكلات تنفسي ايجاد مي‌نمايد.

علائم ونشانه ها

Ø گلو درد و خشونت صدا

Ø بلع دردناک

Ø غدد متورم (بزرگی غدد لنفاوی) دور گردن

Ø غشاء ضخیم خاکستری روی گلو و لوزه ها

Ø تنفس مشکل و سریع

Ø ترشحات بینی

Ø تب و لرز

Ø بی حال

علائم و نشانه های بیماری دو تا پنج روز پس از آلودگی نمایان می شوند ولی ممکن است تا 10 روز بعد نیز به طول بینجامد.

در مراحل اولیه ممکن است بیماری با گلودرد ویروسی اشتباه شود. علائم اولیه دیگر عبارتند از :
یک تب خفیف و غدد متورم در گردن. باکتری مولد بیماری به غشاء موکوس بینی و گلو حمله کرده و لوزه ها را با یک غشاء می پوشاند. گلو متورم و ملتهب می گردد. ممکن است التهاب به طنابهای صوتی و حنجره انتشار یافته و با تورم گلو، مجاری هوایی را تنگ نماید
.

شاه علامت

باکتری سمی تولید می نماید که منجر به ایجاد یک غشاء خاکستری ضخیم در بینی ، گلو یا مجاری هوایی می گردد و این یک نشانه دیفتری است که بیماری را متمایز می نماید. این غشاء اغلب خاکستری کثیف یا سیاه بوده و منجر به مشکل تنفسی و تورم دردناک گلو می شود. در مراحل پیشرفته، فرد مبتلا به دیفتری ممکن است، مشکلات تنفسی شدید و علائمی از تنفس مختل نظیر تنفس سریع ، یک ضربان قلب تند ، پوست رنگ پریده را تجربه نماید.

برخی افراد آلوده به باکتری مولد دیفتری تنها بیماری خفیفی را نشان داده و هیچ علامت یا نشانه ای از بیماری را تجربه نمی کنند. آنها حاملین بیماری هستند، زیرا ممکن است منجر به سرایت بیماری به دیگران شوند بدون این که علامت یا نشانه ای از بیماری را در خودشان نشان دهند.

دیفتری پوستی

دیفتری به دو شکل رخ می دهد. یک نوع باعث درگیری غشاء های مخاطی بینی و گلو و نوع دیگر پوست را درگیر می نماید. یک زخم آلوده به باکتری معمولاً قرمز ، دردناک و متورم است . یک زخم آلوده با باکتری دیفتری همچنین ممکن است با مواد خاکستری و کثیف پوشیده شود. اگر چه این بیماری در شرایط آب و هوایی گرمسیری شایع است، دیفتری پوستی در آمریکا و به ویژه بین افرادی با وضعیت بهداشتی ضعیف که د رمناطق شیوع زندگی می کنند نیز بروز می کند. در موارد بسیار نادری دیفتری چشم را درگیر می نماید.

علل

عامل بیماری باکتری کرینه باکتریوم دیفتریه می باشد. اغلب باکتری در سطح غشاء مخاطی گلو تکثیر یافته و منجر به التهاب این ناحیه می گردد. برخی گونه های این باکتری تولید سمی
می نمایند که به قلب ، مغز و اعصاب آسیب می رساند.

فرد از طریق استنشاق قطرات معلق در هوا به بیماری مبتلا می شود. دیفتری از طرق ذیل از فرد مبتلا به دیگران انتقال می یابد.

Ø عطسه و سرفه به خصوص در موقعیت های شیوع

Ø لوازم شخصی آلوده نظیر لیوان آب که توسط فرد آلوده استفاده می شوند.

Ø لوازم خانگی آلوده نظیر حوله فرد مبتلا

Ø تماس با یک زخم آلوده به باکتری دیفتری

افراد آلوده به بیماری و کسانی که درمان نشده اند طی بیش از 6 هفته می توانند عفونت را به دیگران منتقل نمایند، حتی اگر هیچ گونه علائمی از بیماری را نشان ندهند.

عوامل خطر

Ø کودکان کمتر از 5 سال و بالغین بالای 60 سال

Ø زندگی در مناطق شلوغ و کثیف

Ø سوء تغذیه

Ø کودکان و بالغین غیر ایمن در برابر بیماری

Ø افرادی با سیستم ایمنی تضعیف شده.

دیفتری هنوز در کشورهای پیشرفته معمول است، به طور مثال اپیدمی بزرگ دیفتری در سال
1990 میلادی باعث 5000 مرگ در روسیه شد. بیشتر موارد بیماری در افرادی رخ می دهد که واکسیناسیون ناکامل داشته اند.

غربالگری و تشخیص

در کودکی بیمار که از گلو درد رنج می برد و لوزه و گلو با یک غشاء خاکستری پوشیده
شده است باید به بیماری دیفتری شک کرد . با نمونه گیری از غشاء خاکستری و ارسال آن جهت کشت آزمایشگاهی می توان تشخیص دیفتری را تائید کرد. با ارسال یک نمونه بافتی از زخم آلوده و انجام تست های آزمایشگاهی نوع دیفتری درگیر کننده پوست تعیین می گردد. در صورت شک به دیفتری درمان حتی قبل از مشخص شدن نتایج آزمایش ها باید فوراً آغاز گردد.

عوارض بیماری

- مشکلات تنفسی : سم تولیدی توسط باکتری منجر به صدمات بافتی در ناحیه عفونت، بینی و گلو می شود. این عفونت موضعی ایجاد یک غشاء کثیف خاکستری رنگ، حاوی سلول های مرده باکتری و مواد دیگر برروی غشاء مخاطی بینی و گلو می نماید. این غشاء از طریق انسداد تنفسی عواقب خطرناک دارد.

- صدمات قلبی : سم باکتری از طریق خون به دیگر بافت های بدن نظیر عضلات قلبی آسیب می رساند. یکی از عوارض بیماری التهاب عضلات قلب می باشد. علائم و نشانه های این عارضه شامل تب، درد قفسه سینه، درد مفاصل و افزایش غیر طبیعی ضربان قلب می باشد. صدمات عضلات قلبی ممکن است خفیف و یا شدید باشند. موارد شدید منجر به نارسایی احتقانی قلب و مرگ ناگهانی می شود.

- صدمات کلیوی : سم دیفتری کلیه ها را درگیر نمونه و توانایی تصفیه خون را در
کلیه ها کاهش می دهد.

- صدمات عصبی : سم به اعصاب و به خصوص اعصاب گلو آسیب رسانده، در نتیجه بلع مشکل می شود. اعصاب بازوها و پاها ممکن است ملتهب شوند. و منجر به ضعف گردند.

در موارد شدید اعصاب عضلات تنفسی آسیب دیده و تنفس را مشکل می سازند. با درمان به موقع، اغلب مبتلایان به عوارض مبتلا نمی شوند اما بهبود به آهستگی صورت
می گیرد. دیفتری در یک مورد از هر 10 مورد کشنده می باشد.

درمان

ضد سم :

بعد از اثبات بیماری دیفتری کودک یا فرد بالغ آلوده یک ضد سم اختصاصی دریافت می نماید. این ضد سم دیفتری،سموم موجود در گردش خون را خنثی می نماید. ضد سم به صورت داخل وریدی یا عضلانی تجویز می شود اما ابتدا باید تست حساسیت پوستی انجام شود، تا از عدم حساسیت فرد به ضد سم مطمئن گشت. فرد حساس به ضد سم ابتدا باید نسبت به ضد سم غیر حساس شود. برای حصول این عمل ابتداد دوز کم تجویز و سپس به صورت تدریجی دوز را افزایش می دهیم.

آنتی بیوتیک

در درمان دیفتری، آنتی بیوتیک هایی نظیر پنی سیلین یا اریترومایسین کاربرد دارند. آنتی بیوتیک زمان مسری بودن بیماری را کاهش می دهد . کودکان و بالغین مبتلا به بیماری اغلب جهت درمان نیازمند بستری در بیمارستان می باشند. فرد مبتلا به بیماری دیفتری باید در بخش مراقبتهای ویژه ایزوله شود.پزشک جهت جلوگیری از انسداد تنفسی مقداری از غشاء خاکستری و ضخیم موجود در گلو را خارج می نماید. دیگر عوارض دیفتری نیز نیاز به درمان دارند. یکی از عوارض التهاب عضلات قلب می باشد. درموارد پیشرفته بیماری، تا زمان بهبود کامل فرد نیازمند حمایت تنفسی می باشد.

درمانهای پیشگیری کننده

در صورت تماس با فرد آلوده به دیفتری جهت آزمایش و درمان احتمالی به پزشک مراجعه نماید. پزشک ممکن است جهت پیشگیری از عفونت، آنتی بیوتیک تجویز نماید. همچنین فرد آلوده باید یک دوز یادآور واکسن دیفتری دریافت نماید. همچنین پزشک ناقلین بیماری را توسط آنتی بویتیک درمان می نماید.

پیشگیری

قبل از کشف آنتی بیوتیک، دیفتری یک بیماری شایع در اطفال بود. امروزه بیماری از طریق تزریق واکسن علاوه بر درمان پذیری قابل پیشگیری نیز می باشد. واکسن دیفتری اغلب همراه با واکسن کزاز و سیاه سرفه می باشد و به عنوان واکسنDPT شناخته می شود. آخرین نوع این واکسن نوع Dtap می باشد. این واکسن یکی از واکسن هایی است که تجویز آن در آغاز دوران شیرخوارگی توصیه می شود.این واکسن شامل 5 مرحله تزریقی در بازو و ران می باشد. این واکسن در سن 2 ماهگی، 4 ماهگی، 6 ماهگی، 18-15 ماهگی و 6-4 سال تزریق می گردد. واکسن دیفتری در پیشگیری بسیار مؤثر است. اما ممکن است دارای یک سری عوارض جانبی باشد. این عوارض عبارتند از : یک تب خفیف ، گیجی، درد در محل تزریق واکسن. ندرتاً واکسن DPT منجر به عوارض جدی نظیر واکنش آلرژیک ، سرع یا شوک در کودکان
می گرددکه همگی قابل درمان می باشند. برخی کودکان نظیر کودکان مبتلا به اختلالات مغزی پیشرفته کاندید مناسبی برای دریافت واکسن
DPT نیستند.

دوزهای یادآور

بعد از تزریق دوزهای اولیه واکسن در دوران کودکی جهت حفظ ایمنی در برابر بیماری نیاز به تجویز دوز یادآور واکسن می باشد، این بدین دلیل است که ایمنی نسبت به دیفتری با گذشت زمان کاهش می یابد. تجویز اولین دوز یادآور حوالی سن 12 سالگی صورت می گیرد و سپس هر 10 سال تکرار
می شود ، به خصوص هنگامی که شما مقصد مسافرت به نواحی آلوده به بیماری را دارید. دوز یادآور واکسن دیفتری همراه با دوز یادآور واکسن کزاز تجویز می شود. واکسن کزاز _ دیفتری
Td در بازو و ران تزریق می شود. طبق توصیه پزشکان افراد بالاتر از 7 سال که واکسن دیفتری دریافت نکرده اند، باید سه دوز واکسن Td دریافت نمایند.

مراقبت شخصی

بهبود دیفتری نیازمند یک استراحت طولانی مدت می باشد و تا زمان بهبودی کامل یا 6 هفته باید استراحت نمایند. در صورت درگیری قلبی، استراحت یک جزء مهم درمانی می باشد. قرنطینه کردن بیمار در جلوگیری از انتشار بیماری بسیار مهم و مؤثر است. همچنین شستن دست افراد خانواده نیز به جلوگیری از انتشار بیماری کمک می نماید. به علت همراهی بلعیدن دردناک با بیماری، بیمار باید با غذاهای نرم و مایعات تغذیه شود. بعد از بهبودی بیمار، جهت جلوگیری از عود یک دوره کامل واکسیناسیون دیفتری نیاز
می باشد. ابتلا به دیفتری، ایمنی در تمام عمر ایجاد نمی کند. در صورت عدم واکسیناسیون کامل شما ممکن است بیش از یک بار به دیفتری مبتلا شوید.

مکانیسم سم:

توکسین دیفتری عامل اصلی بیماریزائی و تقریبا مسئول تمامی آسیب های بافتی است. اگزوتکسینی قوی است که فقط در باسیل هائی که با باکتریوفاژ آلوده شده اند تولید می شود. ژن مسئول تولید توکسین توسط فاژ معتدل حمل می شود.این فاژ ها رشد لیتیک ندارند بلکه در یک ارتباط مسالمت آمیز و یا در شکل لیزوژن با باکتری میزبان هستند. تولید توکسین به طور قابل توجهی در تحت تاثیر محیط کشت قرار می گیرد. در هنگام فاز کاهش رشد که مقدار آهن کاهش می یابد توکسین با بیشترین مقدار تولید می شود. فشار اسمزی، غلظت اسید های آمینه و PHو در دسترس بودن منابع مناسبی از کربن و نیتروژن نیز در تولید موثرند.

توکسین در شکل پیش ساز و در اتصال به پلی زوم های غشای سنتز شده ودر شکل یک زنجیره پلی پپتیدی ترشح می شود. اما در مجاورت با آنزیم تریپسین به دو زنجیره پلی پپتیدی Aو B شکسته می شود. این دو زنجیره با یک پیوند دی سولفیدی به هم متصل می مانند. قطعه Aمسئول تاثیرات سمی و جلوگیری از سنتز پروتئین و قطعه B در اتصال توکسین به سطح سلول ها نقش دارد.

قطعه A از طریق غیر فعال کردن فاکتور طویل کننده رشته های پروتئینی (EF-2) از سنتز پروتئین جلوگیری میکند. مکانیسم ورود در شکل 5 و مکانیسم مهار عمل فاکتور مهار کننده در شکل 6 آمده است.

کاربرد های سم دیفتری:

سم دیفتری علاوه بر وقفه در پروتئین سازی، اثر وقفه و جلوگیری از سنتز DNA و RNA را نیز دارد که این اثر وقفه در سلول های سرطانی بیشتر از سلول های طبیعی است. لذا در مطالعاتی که بویژه توسط پژوهشگران آلمانی صورت گرفته است از این خصوصیت سم دیفتری بر علیه سلول های سرطانی استفاده نموده اند.

اخیرا در واکسن هائی که بر علیه تومور ها تولید می شود نیز از سم مایکوباکتریوم استفاده می شود. در مطالعه اخیر گروه دکتر گنس و همکاران انجام دادند از اثر این توکسین در مهار تومور های اندوتلیالی به طور موفقی استفاده نموده اند. برای مراجعه به مشروح مقاله چاپ شده به وب سایت:

http://www.dkfz.de/en/molimmunol/forschung/microenvironment.html

مراجعه نمائید.

هر روزه مطالعات جدیدی در زمینه کاربرد این سم صورت می گیرد که کاربرد های جدیدی از سم را روشن می کند. به امید روزی که این سم به عنوان ابزاری برای تسکین دردهای بشریت استفاده شود.


برچسب‌ها: همه چیز در مورد کورینه باکتریوم دیفتریه
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

شناسایی قارچ های بیماری زا

 

سموم قارچي

 

 

 

تاريخچه

واژه مايکوتوکسين اولين بار در سال 1962 ميلادي پس از اينکه حدود صدهزار بوقلمون در انگليس در اثر يک بيماري ناشناخته مردند، رواج يافت. اين بيماري ناشي از سم توليد شده از قارچ آسپرژيلوس فلاووس روي خوراک پرندگان بود. به دنبال اين بحران دانشمندان احتمال دادند ساير متابوليت‌هاي قارچ‌ها نيز ممکن است کشنده باشند. سال‌هاي بين 1960 تا 1975 دوره طلايي مطالعات در مورد سموم قارچي بود، چرا که دانشمندان تحقيقات وسيعي را درباره اين عوامل مولد سم انجام دادند.

مقدمه

قارچ‌ها گروه بزرگي از ميكروارگانيسمها مي‌باشند که تعداد بسيار کمي از آنها بيماريزا هستند. با اين حال اهميت بيماريزايي آنها چندان زياد نيست و در صورت رعايت بهداشت و عملکرد مناسب سيستم ايمني بدن،  به ندرت فردي در زندگي به بيماري قارچي مبتلا مي‌شود. بعضي از بيماري‌هاي قارچي، بيماري‌هاي شغلي هستند، مثل بيماري قارچي پاي ورزشکاران. در مقابل سموم قارچي از اهميت قابل توجهي برخوردارند و همواره در کنار سموم دفع آفات نباتي و فلزات سنگين قرار مي‌گيرند. سموم قارچي مولکول‌هاي کوچکي هستند که به عنوان متابوليت‌هاي ثانويه توسط قارچ‌هاي رشته اي توليد مي‌شوند.

شرايط توليد سم و علايم بيماري

بعضي از قارچ‌ها اگر بر روي يک ماده غذايي رشد کنند، تحت شرايط خاص توليد سم مي‌کنند که در واقع متابوليت‌هاي خاصي از قارچ هستند.  همه گونه‌هاي يک قارچ سم توليد نمي‌کنند، مثلا بعضي گونه‌هاي آسپرژيلوس،  مولد سم هستند. از طرفي ممکن است يک نوع قارچ بيش از يک نوع سم توليد کند يا يک نوع سم توسط چند نوع قارچ به وجود آيد. قارچ‌ها بسته به اينکه بر روي چه ماده‌اي رشد کنند، ممکن است سموم متفاوتي توليد کنند. مثلا قارچ کلاويسپس پورپورا وقتي بر روي چاودار رشد مي‌کند سم توليد مي‌کند، ولي روي ساير مواد غذايي سم توليد نمي کند يا مقدار ناچيزي سم توليد مي‌کند. شرايط انبار مثل رطوبت،  دما،  اکسيژن و مواد غذايي مورد استفاده قارچ در توليد سم موثرند.  دماي مطلوب قارچ‌ها براي ساخت سموم بين 20 تا 30 درجه سانتيگراد مي‌باشد. عدم وجود قارچ در يک ماده غذايي دليل بر عاري بودن از سم نمي باشد. سموم به دليل اينکه در حالت خشک ماهيت الکترواستاتيک دارند، به راحتي در فضا پخش مي‌شوند.  سموم قارچي به دليل وزن مولکولي پايين، قادر به تحريک سيستم ايمني نيستند، ولي مي‌توانند با پروتئين‌هاي حامل باند شوند،  در نتيجه بر عليه آنها پادتن ساخته مي‌شود. علايم بيماري بستگي به نوع قارچ دارد.  ميزان سم و مدت تماس با آن، سن و جنس مصرف کننده، ميزان سلامت، وضعيت تغذيه اي و ژنتيک در بروز علايم مسموميت تاثير دارند، بنابراين شدت مسموميت مي‌تواند تحت تاثير فاکتورهايي مثل کمبود ويتامين،  ضعف و کمبود انرژي،  استفاده از مشروبات الکلي و بيماري‌هاي عفوني قرار بگيرد. همچنين سموم قارچي قادرند آسيب پذيري فرد را در برابر بيماري‌هاي ميکروبي،  سوءتغذيه و حتي سموم ديگر افزايش دهند.  تعداد افرادي که با سموم قارچي مسموم شده اند به درستي مشخص نيست، گرچه معتقدند که اين تعداد به مراتب کمتر از افرادي است که به بيماري‌هاي ميکروبي مبتلا شده اند. جدا از درمان‌هاي حمايتي، هيچ درمان قطعي براي سموم قارچي وجود ندارد.  شواهدي وجود دارد که بعضي سويه‌هاي لاکتوباسيلوس به طور موثر با سموم قارچي باند مي‌شوند.

طبقه بندي سموم قارچ

گرچه مايکوتوکسين‌ها منشا قارچي دارند، ولي به تمام ترکيبات سمي توليد شده توسط قارچ‌ها مايکوتوکسين نمي گويند. ارگان هدف و غلظت متابوليت توليد شده مهم مي‌باشد. محصولات قارچي که اساسا براي باکتري‌ها سمي مي‌باشند (مثل پني‌سيلين) را آنتي بيوتيک مي‌نامند. به ترکيبات قارچي که براي گياهان سمي هستند فيتوتوکسين گويند.  مايکوتوکسين‌ها متابوليت‌هاي قارچي مي‌باشند که در غلظت پايين براي مهره داران سمي مي‌باشند،  بنابراين ديگر متابوليت‌هاي قارچي با وزن مولکولي پايين مثل اتانول که در غلظت بالا براي انسان و ساير جانوران سمي هستند، مايکوتوکسين نمي باشند. همچنين سموم قارچ‌هاي پايه دار کلاهک دار که مي‌توانند سبب بيماري و حتي مرگ انسان شوند، به طور دلخواه و توافقي خارج از بحث سموم قارچي بررسي مي‌شوند. مسموميت با اين دسته از قارچ‌ها بيشتر در افراد تازه کاري رخ مي‌دهد که آنها را در جنگل‌ها يا ساير نقاط جمع آوري مي‌كنند و به اشتباه به جاي قارچ‌هاي خوراکي مي‌خورند. تعريف سموم قارچي و دسته بندي آنها بحث برانگيز و مشکل است.  به دليل ساختار شيميايي خاص و منشا طبيعي و اثرات بيولوژيکي متنوع آنها و همچنين تعداد زياد گونه‌هاي قارچي مولد اين سموم، دسته بندي اين قارچ‌ها بر اساس ارگان هدف انجام مي‌گيرد، بنابراين آنها را به انواع هپاتوتوکسين(کبد)، نفروتوکسين(کليه)، نوروتوکسين(سيستم عصبي) و ايمونوتوکسين(سيستم ايمني) تقسيم بندي مي‌کنند. زيست شناسان سلولي آنها را در چهار گروه ايجاد کننده نقايص مادرزادي در جنين، ايجاد کننده جهش، سرطانزا و حساسيت زا قرار مي‌دهند.  شيميدان‌ها تلاش مي‌کنند تا آنها را بر اساس ساختار شيميايي، در گروه هايي مثل لاکتون‌ها و کومارين‌ها قرار دهند. بيوشيميدان‌ها طبق منشا بيوسنتزي ،  آنها را در گروه‌هاي پلي کتيدها و مشتق از آمينواسيدها قرار مي‌دهند، درحاليکه قارچ شناسان اين سموم را تنها بر اساس منشا آنها مي‌شناسند، مثل سموم ناشي از آسپرژيلوس يا سموم ناشي از پني سيليوم. هيچکدام از اين دسته بندي‌ها کامل و مطلوب نيستند، چرا که يک سم قارچي ممکن است در گروه‌هاي متفاوتي قرار گيرد، مثلا آفلاتوکسين يک سم هپاتوتوکسيک، جهشزا، سرطانزا، پلي کتيد و توليد شده توسط قارچ آسپرژيلوس مي‌باشد.

 

 

 

 

 

بعضي سموم قارچي مهم

آفلاتوکسين

اولين بار در انگليس پس از مرگ صدهزار بوقلمون در اثر آلودگي جيره غذايي جدا گرديد. چهار آفلاتوکسين مهم، B1 و B2 و G1 و G2 مي‌باشند که بر اساس فلورسنس آنها در برابر نور اشعه ماوراءبنفش(آبي يا سبز) و حرکت آنها در کروماتوگرافي لايه نازک قابل تفکيک هستند. آفلاتوکسينB1، مهم‌ترين ماده سرطانزا طبيعي و بيشترين سم توليدي توسط سويه‌هاي مولد سم مي‌باشد. مسموميت حاد با آفلاتوکسين سبب مرگ و مسموميت مزمن سبب سرطان و نقص سيستم ايمني مي‌شود. در پرندگان، ماهي ها، جوندگان و پريمات‌ها به جز انسان، کبد اولين ارگان آسيب پذير است.  سيتوکروم P450 آفلاتوکسين را به يک اپوکسيد قابل اتصال به DNA و پروتئين‌ها تبديل مي‌کند. يکي از خواص سموم قارچي، خاصيت تجمعي آنها مي‌باشد، در نتيجه فردي که در طولاني مدت ميزان کمي از سم را دريافت مي‌کند، پس از مدتي به عوارض تجمعي آن دچار مي‌شود. ميزان سمي که فرد بايد دريافت کند تا جان خود را از دست بدهد، دقيقا مشخص نيست. براي مثال در سال 1974 در يک مورد شيوع مسموميت در هند، افرادي که حتي 2 ميلي‌گرم سم دريافت کرده بودند،  مردند، در حاليکه در موردي ديگر زني که براي خودکشي 40 ميلي‌گرم سم خالص خورده بود جان سالم به در برد و طبق گزارشات تا 14 سال بعد نيز زنده بود. دليل اين امر فاکتورهاي ديگري مي‌باشد که در بروز مسموميت دخيل هستند. در بحث سرطانزايي نيز بيشترين خطر آفلاتوکسين، متوجه سلول‌هاي کبدي است. چين، فيليپين، تايلند و کشورهاي آفريقايي بيشترين آمار سرطان کبد ناشي از مصرف غذاي آلوده به آفلاتوکسين را دارند. در ايران استفاده از علوفه کپک زده و نان خشک جهت تغذيه دام در دامداري‌هاي سنتي به شدت رواج دارد و سم آفلاتوکسين توليد شده از طريق شير گاوي که از اين جيره تغذيه کرده به انسان منتقل مي‌شود و سلامت او را تهديد مي‌کند. اخيرا وزارت بهداشت اندازه گيري ميزان اين سم را در شيرهاي توليد داخل آغاز نموده است.

سيترينين

پيش از جنگ جهاني دوم، از پني سيليوم سيترينوم جدا گرديد. اين سم به عنوان يک نفروتوکسين در گونه‌هاي مختلف عمل مي‌کند. گندم، بلوط، چاودار، ذرت، جو و برنج از جمله مواد غذايي حاوي اين سم مي‌باشند.

پاتولين

اين سم توسط گونه‌هاي متفاوت قارچي توليد مي‌شود. در سال‌هاي 1950 تا 1960 مشخص شد که پاتولين جدا از فعاليت‌هاي ضد باکتريايي، ضد ويروسي و ضد تک ياخته‌اي براي حيوانات و گياهان سمي مي‌باشد و بنابراين در دهه 1960 ميلادي عليرغم خواص آنتي بيوتيکي، در زمره سموم قارچي قرار گرفت. سيب، گلابي،  گيلاس و به خصوص ميوه‌هاي لک دار از جمله کانديداهاي آلودگي به اين سم مي‌باشند.

خطرات پنهان

سموم قارچي مي‌توانند به عنوان سلاح‌هاي شيميايي به کار برده شوند. طبق شواهد موجود، دانشمندان عراقي از سم آفلاتوکسين به عنوان يک سلاح بيولوژيک طي دهه 1980 استفاده کردند.

 بي توجهي در توليد محصولات کشاورزي و آلودگي مواد غذايي، به دليل اهميت جهاني سموم قارچي، بر اقتصاد نيز تاثير زيادي دارد، چرا که صادرات محصولات آلوده امکان پذير نيست و هزينه زيادي صرف توليد، بسته بندي و حمل و نقل محصولاتي مي‌شود که حتي امکان مصرف داخلي آنها وجود ندارد.

کنترل

مسموميت‌هاي قارچي در نقاطي از جهان رخ مي‌دهد که روش‌هاي دستکاري و نگهداري مواد غذايي نامناسب مي‌باشد. سوءتغذيه و بعضي فاکتورهاي ديگر نيز در اين امر دخيل هستند. در کشورهاي توسعه يافته نيز گروه هايي وجود دارند که به دلايلي نسبت به بقيه افراد آسيب پذيرترند، مثلا در آمريکا افراد اسپانيايي تبار بيشتر از بقيه مردم ذرت مصرف مي‌کنند و در نتيجه احتمال مسموميت در اين افراد بيشتر است. روش‌هاي کنترل سموم قارچي بيشتر پيشگيرانه مي‌باشد. اين روش‌ها شامل کشاورزي مناسب و خشک کردن کافي غلات بعد از درو است. تحقيقات زيادي انجام مي‌گيرد تا با روش‌هاي پيشگيرانه از آلودگي غلات قبل از درو جلوگيري شود. اهميت اين موضوع به حدي است که امروزه از گونه‌هاي مقاوم به قارچ در کشاورزي استفاده مي‌شود و حتي از طريق مهندسي ژنتيک ژن‌هاي ضد قارچ را به اين گونه‌ها انتقال مي‌دهند. با اين حال مشکل به طور کامل رفع نشده است، چرا که قارچ‌ها به طور طبيعي مواد غذايي را آلوده مي‌کنند و تشکيل آنها روي مواد غذايي اجتناب ناپذيرمي‌باشد. صنايع غذايي نيز بايد روش‌هاي کنترل و پايش را در پيش گيرند. امروزه تحقيقات وسيعي بر روي توسعه روش‌هاي آناليزي جهت تشخيص و بيان ميزان سم انجام مي‌گيرد. در صورت تشخيص به موقع، مي‌توان از صدمات جبران ناپذير جاني و اقتصادي تا حد زيادي جلوگيري کرد.

مهمترین خصوصیات قارچها برای شناسایی یک قارچ اسپورها و اندامهای تولید اسپورها و تا حدودی خصوصیات بدنه ی قارچها (میسیلیومها mycelium) هستند. این اجزا بلافاصله بعد از برداشت از یک نمونه با استفاده از مکروسکوپ و مرکب آزمایش می شود .

نمونه را غالباً در رطوبت نگاه می دارند تا زمینه ی رشد اسپور فراهم شود ‚ و به طور متناوب قارچ ممکن است جدا شده و بر روی محیط های مصنوعی رشد یابد‚ شناسایی قارچ بر اساس اسپور های تولید شده بر روی محیط انجام می شود ‚برای بعضی قارچها‚ محیطهای اختصاصی بوجود آورده اند که امکان رشد انتخابی فقط به ان قارچ را ایجاد می کند و امکان شناسایی سریع قارچ را فراهم می آورد.

علایم بیماری های قارچی گیاهان:

قارچها علایم موضعی یا عمومی بر روی میزبانان خود تولید می کنند و چنین علایمی ممکن است بطور مجزا همزمان و یا بدنبال یکدیگر ظاهر شوند.به طور کلی قارچها باعث فساد بافتهای گیاه به طور موضعی یا عمومی و یا مرگ بافتهای گیاه می شوند .

و غالباً موجب کاهش رشد(مانع رشد) اندامهای گیاه و یا گیاه کامل می شود .بعضی از قارچها موجب رشد بیش از حد گیاه یا بخشهایی از گیاه بیمار میگردند شایع ترین علایم فساد بافتهای گیاهی از این جمله اند:

1)لکه برگیها

2)سوختگی هایابلاتین ها

3)خوره یا (canker)

4)سر خشکیدگی (dieback)

5)پوسیدگی ریشه (root rot)

6)مرگ گیاهچه(domping_off)

7)پوسیدگی پایه ساقه (basal stem rot)

8)پوسیدگیهای نرم و خشک (soft rot and dry rots)

9)آنتراکتوز (anthracnose)

10)پینه (scab)

11)زوال (desline)

مبارزه با بیماری های قارچی گیاهان :

روش های متنوعی برای مبارزه با بسیاری از بیماری های قارچی وجود دارد .چرخه زندگی قارچ ها‚ محل ویﮊه زندگی و چگونگی فعالیت و رشد هر نوع قارچ تحت شرایط جوی مختلف از مهمترین نکاتی می باشد که باید برای مبارزه با یک نوع بیماری قارچی در نظر گرفت.

جهت مبارزه ی رضایت بخش با بیماری های قارچی تلفیق چندین روش ممکن است لازم باشد . عاری بودن برز و دیگر اندامهای تکثیری و یا از بین بردن اندام های آلوده یا بقایای گیاهی آلوده‚ از بین بردن علف های هرز ویا میزبان دوم پاتوﮊن و به کار بردن ابزار و وسایل کار تمیز‚ تهویه ی گیاهان و اعمال تناوب زراعی و استفاده از ارقام مقاوم از عادی ترین روش های کنترل بیماری های قارچی محسوب می شوند. برخی مواقع نیز تنها روش استفاده از ترکیبات شیمیایی مناسب برای محلول پاشی گیاهان مورد نظر‚ بزر آنها و یا در خاکی که باید کشت شوند می رویند.

قارچهای خاکزی را ممکن است توسط بخار آب یا حرارت الکتریکی یا بوسیله ی مواد تدخینی کنترل کرد ‚ در بعضی بیماری ها که قارچ عامل بیماری در داخل بذر است‚ فقط می توان از قارچکشهای سیستمیک یا آب داغ با آنها مبارزه کرد. در برخی دیگر از بیماریها مبارزه با حشرات ناقل ممکن است تنها راه چاره باشد.به طور کلی ‚ موفقیتها ی قابل توجهی در زمینه ی مبارزه با بیماری های گیاهی بخصوص از طریق کاربرد واریته ها ی مقاوم و مواد شیمیایی بدست آمده و در نتیجه‚ این بیماریها احتمالاً خیلی آسانتر از سایر بیماریهای گیاهان قابل کنترل بوده و با این وجود خساراتی که بیماری های قارچی به گیاهان می زنند هنوز بسیار زیاد است .

بیماری های بوته میری و پﮋ مردگی های آوندی:

بوته میری های آوندی از بیماری های گیاهی وسیع الانتشار بسیار مخرب هستند‚ که کم و بیش به صورت ناگهانی باعث پزمردگی‚قهوه ایی شدن و مرگ برگها وسر شاخه های ترد گیاه و مرگ تمام گیاه می شوند . اینگونه بیماری ها در اثر فعالیت پاتوزن در بافت آوندهای چوبی گیاه ایجاد میشودو تمامی یا برخی از بخشهای بالایی گیاه بالاتر از نقطه ی تهاجم آوندی پاتو ﮊ ن در گیاهان یکساله و بعضاً گیاهان دایمی و پایا طی چند روز یا چند هفته ای از بین می روند . اما در درختان ممکن است باز هم چند سالی زنده بمانند انتشار پاتوزن به صورت میسلیوم یا کنیدی در داخل گیاه و از طریق آوندها ادامه می یابد تا گیاه از بین برود.

تا زمانی که گیاه زنده است قارچهای عامل پزمردگی های آوندی محدود به بافتهای آوندی چوبی برخی سلول های مجاور هستند و حتی برای تولید اسپور به سطح گیاه نمی آیند . تنها زمانی که گیاه در اثر بیماری کشته شود این قارچ ها به داخل بافتهای دیگر حرکت نموده و نزدیک و یا در سطح گیاه مرده اسپورزایی می کند . قارچ هایی که عامل تولید بیماری پزمردگی َاوندی می باشند عبارتند از جنسهای :


1) فوزاریوم (fusarium)

2) ورتیسیلیوم(vertisilium)

3) سراتوسیس تیس (ceratocystis)

هر کدام از سه جنس نامبرده بیماری های شدید و وسیع الاانتشاری در چندین گیاه مهم زراعی و باغی و جنگلی به وجود می آورند.

فوزاریم ها یی که بیماری اوندی ایجاد می کنند :

1) fusarium oxysporum f. lycopersiciروی گوجه فرنگی

2) fusarium oxysporum f. niveumروی کدوئیان

3) fusarium oxysporum f. cepae روی پیاز

4) fusarium oxysporum f. conglutinans روی کلم ها

5) fusarium oxysporum f. cabense روی موز

6) fusarium oxysporum f. vasinfectum روی پنبه

7) fusarium oxysporum f. dianthii روی میخک

8) f.crysanthemi fusarium oxysporum روی گل داوودی

مبارزه با بوته میری و پژمردگی های اوندی :

کنترل بیماری های پرمردگی اوندی از این نظر که اولا فوزاریوم و ورتیسیلیوم ها ساپروفیت هستند و مد تهای مد ید می توانند در خاک باقی بمانند و حتی برای الودگی یک اسپور هم کافی است تا قارچ به صورت داخلی رشد کرده و گسترش یابد . بنابر این تناوب زراعی هم نمی تواند موثر واقع شود . انتشار هم در فواصل طولانی به وسیله حشرات ناقل که از درختهایی در اندامهای مختلف تغذیه می کنند مسئله مبارزه را مسئله دار می کند .

موثرترین وسیله ی مبارزه با پزمردگی های آوندی فوزاریم و ورتسیلیوم از طریق استفاده از واریته های مقاوم بوده است که برای مدت های طولانی باقی خواهند ماند .عملیات زراعی از قبیل شخم عمیق استفاده از آیش و غرقاب کرن مزرعه به همراه تناوب در کاهش جمعیت های پاتوزن در خاک می تواند کمک کند ¸اما نمی تواند آنها را ریشه کن سازد .

استفاده از سموم گازی و فومیگاسیون خاک در برخی مواد با موفقیت انجام شده است اما بسیار گران تمام می شود و صرفه ی اقتصادی ندارد در گلخانه ها ضد عفونی خاک روش موثر تری است برای هر دو بیماری . اما در مبارزه با پزمردگی های آوندی ceratocysti مبارزه با حشرات ناقل و استفاده از حشره کش هایی که روی درختان پاشیده می شود و یا به آنها تزریق شده است و ریشه کنی و سوزاندن درختان و کنده ها یآلوده .

یا انتخاب پایه های مقاوم هیچ یک موثر نبود. و متاسفانه بیماری در حال انتشار است . فقط استفاده از قارچ کش ها یسیستمیک حاوی تیابندازل و یا مشتقات آن بخصوص بنومیل در فرمولاسیون _های مختلف بوده است که به داخل درختان نارون قبل از آلودگی و یا برخی اوقات بعد از آلودگی تزریق شده اند . در مورد بیماری مرگ نارون تا اندازه ای نتیجه ی رضایت بخش داده است .

قارچ زهر ها و مسمومیت های قارچی:

قارچ زهر ها تهدیدی جدی و دایمی برای سلامت انسان ها و حیوانات می باشد این تهدید نه بخاطر موارد مسمومیت حاد بلکه اثرات مزمن و دراز مدت آن بخصوص در کشورهای جهان سوم و یا درحال توسعه ارزیابی شده است . مسمومیت های ناشی از قارچ های کلاه دار و ارگوتیسم (ergotisme) بهترین نمونه های مسمومیتهای قارچی است و از مدتها پیش شناخته شده است. بیشتر مسمومیتهای قارچی بوسیله قارچهای معمولی و وسیع الانتشاری از قبیل peniciliam  fusarium aspergillus  stachybotrys بوجود می آید .


در برخی ممکن است به بیماری شدید و مرگ منجر شود peniciliam و aspergillus بیشتر در دانه های انبار شده ی علوفه یا غذا یا غذای تجاری دام بوجود می آید. و یا ممکن است آلودگی در مزرعه رخ دهد. مثلاً fusarium زهرش را عمدتاً در ذرت و دیگر غلاتی تولید می کند که در مزرعه آلوده شده اند و یا بعد از انبار شدن مانند stachybotrys هنگامی که روی کاه ‚ علوفه ‚ و یا دیگر مواد سلولزی مورد مصرف برای تغذیه حیوانات است ایجاد می کند .

زهر های فوزاریم:

از چندین گونه فوزاریوم دو گروه سم یا زهر به نام تریکوتیسین trichothecenes ویا زیارالینون zearalenones در ذرت کپک زده تولید می شود و تحت نام زهر f_2 نیز معروف است و به وسیله ی fusarium roseom و f.moniliforme و f.oxysporum تولید می شوند و به نظر می رسد بیشتر برای خوکها سمیت داشته باشند و باعث فساد و غیرطبیعی شدن دستگاه تناسلی آنها شده و عارضه ی (estrogenic syndrome) استروزنتیک سیندرم را ایجاد می کند .

در خوکهای ماده ایی که از غذای زیارالینون دار تغذیه کرده بودند (valva) فرج آنها متورم شده و با ایجاد لکه های خون تخمدانهای آنها اتروفی و نارسا می شوند و خوکها به سقط جنین حساس شده و بچه خوکهایی که به دنیا می آورند کوچک و ضعیف هستند .

در خوکهای نر علایم مادگی بروز میکند بیضه ها آتروفی شده و غده های پستانی بزرگ می شود. از تریکوتیسین ها معمولی ترین آنها تحت نام T.2 نامیده می شود و بوسیله ی قارچ trithoderma و mycothecium و cephalosportium بوجود می آید. و اینها بیشترین مسمومیت را در خوک که با مواد غذایی آلوده تغذیه شده اند ایجاد می کند .

بی میلی به غذا‚ فساد سلولهای مغز استخوان و گره های لنفاوی و روده ها و اسهال ‚خونریزی و مرگ از علایمی است که بوجود می آید البته حیوانات دیگر مانند گاو و گوسفند و مرغ هم آسیب می بینند. علاوه برزهر های یاد شده امکان امتناع خوک از میل به غذا ممکن است به زهر های قارچی دیگر هم مربوط باشد.

میکروبیولوژی مسجدسلیمان 

بنمای رخ ، که باغ و گلستان‌م آرزو ست

بگشای لب که قند فراوانم آرزو ست


ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزو ست...


برچسب‌ها: مایکوتوکسین ها ی معروف
نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 

همه چیز در مورد میکروبیولوژی خاک   همه چیز در مورد باکتری های خاک 

همه چیز در مورد قارچ های خاک  MIS microbiology

مقدمه: تعاریف کلی خاک و نحوه تشکیل آن:
بسیاری از لغات و الفاظی را که روزانه بر زبان می آوریـم می تـوان بـه طرق مختلف و با معانی گوناگون استـعمال نـمود.‍‍» خـاک « نیز از ایــــن قاعده مستثنی نمی باشد. به عبارت دیگر این لـغت بـه مـعنی کثیـف کردن نیز آورده شده اسـت. لفظ خـارجی خـاک یا Soil از زبـان فرانســوی و از ریشه لاتین Solum به معنی کف یا زمین مشتق شده است.
به طور اعم لفظ خاک به مواد سطحی و خرد شده پوسته زمین اطلاق می‌ شود و بدین ترتیب از سنگهای محکم زیرین متمایز می گردد. از طرفـی، بسیاری از افراد خاک را به منزله وادی تلقی می نمایند که تغذیه و حمایت از گیاهان در حال رویش را عهده دار است. تعریف اخیر بسیار کلـی و جامع می باشد زیرا که علاوه بر خاک، سنگها، آب،‌ برف و حتی هوا نـیز قادر به حمایت از زندگی گیاهان می باشد. لفظ خاک ممکن است به موادی اطلاق شود که مخلوطی از مواد معدنی، مواد آلی، آب و هوا باشند. در این صورت حجمی که به وسیله هر یک از مواد فوق الذکر در شرایط ایده آل اشغال شده عبارت است از 45 درصد مواد معدنی، 5 درصد مواد آلی، 25 درصد آب و 25 درصد هوا. این نکته قابل توجه است که تقریبا نیمی از حجم کل خاک به وسیله خلل و فرج یا روزنه ها اشغال شده اسـت. نسبت و مقدار اجزای متشکله مزبور در دوران مختلف و همچنین از محلی به محل دیگر متغیر بوده و به خصوص میزان آب و هوا در خاک با یکدیگر رابطه معکوس دارند به نحوی که در اثر ورود آب به داخل خاک از مقدار هوای آن کاسته می گردد. از طرفی چنانکه آب موجود در خاک به وسیله زهکشی، تبخیر یا گیاهان خارج گردد گازها و هوا خلل و فرج تخلیه شده را پر می کنند. محتوا‍ مواد آلی یک خاک آلی از قبیل یک خاک ماک یا پیت نیز در مقایسه با یک خاک معدنی به مراتب بیـشتر است. به طور کلی سطح زمین از خاکهای گوناگون تشکیل یافته به نحوی که گوناگونی خاکی‌ ناشی از تحول آنها می باشد. خاکهای موجود در سطح کره زمین دائما در حال تغییر و تحول بوده و علاوه بر آن هر خاک از نقطه نظر زمین شناسی دارای دوران حیات مخصوص به خود می باشد. این حالت تغییر و تحول پذیری در تعریف خاک نیز گنجانیده شده و چنـین بیان شده است که « مشخصات خـاک در نتیـجه اثرات اقلیم و
3
موجودات زنده بر روی مواد اولیه بروز می نماید و اثرات مزبور نیز خود تابعی از پستی و بلندی یا شیب زمین بوده و در طی زمان ظاهر می گردند.»
در نتیجه عمل هوا دیدگی، سنگ بستر شکسته و خرد شده و مـواد اولیـه و سازنده خاک به وجود می آیند که به تدریج اثرات اقلیم، موجودات زنـــده، پستی و بلندی زمین و زمان در آنها ظاهر گـــشته و بدین وسیله خــاک به وجود می آید. هنـگامی که مواد اولـیه در معرض هوا قـرار می گــیرند و شرایط مساعـد باشد گیاهان فتوسـنتز کننده نیـز اسـتقرار پـیدا نــموده و در نتیجه رشد و نمو آنها بقایای مواد آلی تجمع حاصل می نماید.حیوانات، باکتریها و قارچها نیز به این جامعه بیولوژیکی پیوسته و از بقایای مواد آلی تغذیه می نمایند. از طرفی در اثر تجزیه مواد آلی عناصر غذایی موجود در آنها آزاد گردیده و مورد استفاده گیاهان قرار گرفته و یک دوره دیگر از فعالیتهای حیاتی آغاز می گردد. این نظریه که خاکهای کنونی دنیا در حال تحول بوده به تدریج به خاکهایی با خصوصیات کاملا متفاوت تبدیل می گردند کاملا تایید شده و بسیارمهم نیز می باشد. از طرفی چنین به نظر می رسد که برخی از خاکها به نهایی تکامل رسیده و از آن به بعد تغییرات آنها چندان محسوس نیست. از نقطه نظر تئوری تحول و گسترش خاکها تا زمانی ادامه می یابد که دیگر بعد از آن خاک قادر به حمایت از زندگی نباتات نمی باشد و این امر حتی در مورد خاکهای مناطق مرطوب که برای مدتهای طولانی به حال خود رها شده باشند نیز صادق است. در این گونه موارد عناصر غذایی موجود در کانیهای معدنی در اثر هوا دیدگی آزاد شده و به وسیله آب از خاک خارج گردیده و به اصطلاح، خاک کاملا تهی ازعناصر غذایی می گردد. چنین خاکی نیپ نامیده می شود که حاوی 60 درصد اکسید آهن بوده و وجود این مقدار اکسید آهن سبب گردهمایی و ثبات ذرات آن گردیده است. سنگ و مواد اصلی که خاک از آنها تشکیل شده دارای 6 درصداکسید منیزیم بوده است درحالی که مقدار اکسیدمنیزیم موجود در خاک بسیار جزئی می باشد.خوشبختانه مقدار این قبیل خاکها دردنیا چندان زیاد نیست وازطرفی اعمال فرسایش،رسوب گذاری،آتش فشان وسایر پدیده های ژئولوژیکی با چنان سرعتی به وقوع می پیوندند که درنتیجه پوسته زمین برای مدت طولانی پایدارباقی نمانده وفرصت کافی برای تشکیل چنین خاکهایی دست نمیدهد.( منبع 5و2و1 )
4


میکروب شناسی خاک
خاک مخلوط نسبتا پیچیده ای از مواد معدنی جامد (صخره ها و کانی ها)،
آب، هوا و جانداران و فرآورده های آنها می باشد. در مواد خاک تغییرات شیمیایی و فیزیکی متعددی رخ می دهد. فوقانی ترین لایه خاک از لحاظ حضور جانداران حائز اهمیت می باشد. بافت فیزیکی، ترکیب شیمیایی، منشا، عمق و حاصلخیزی این لایه فوق العاده متفاوت است.
جانداران خاک
خاک حاصلخیز دارای تعداد بیشماری جانداران میکروسکپی و ماکروسکپی است، نظیر نماند ها، حشرات، هزارپایان، عنکبوتیان، حلزون ها، کرم های خاکی، موش، خزندگان و ..... اکثر این جانداران از لحاظ جابجایی مکانیکی که در خاک ایجاد می کنند و بافت خاک را نرم و شل می سازند حائز اهمیت می باشند. بعلاوه،همه جانداران خاک خود به شکل مواد آلی خاک کمک می کنند و مواد زاید و لاشه آنها در خاک مدفون می گردد.
خاک همچنین دارای سیستم ریشه های گیاهان عالی و تعداد زیادی میکروب می باشد.
بدون وجود میکروبها بویژه باکتریها خاک بزودی غیر قابل زندگی می گردد.باکتریها به طرق مختلف در خاک تاثیر می گذارند. عده زیادی مواد آلی را به مواد ساده تبدیل می کند و در این واکنش ها مواد غذائی در دسترس جانداران دیگر قرار می گیرد. برخی از آنها در تغییر و تبدیل ترکیبات ازت دار و گوگرد دار شرکت کرده و مواد قابل مصرف این عناصر را بطور دائم فراهم می سازند.
میکروبهای خاک
خاک یکی از مخازن عمده میکروبها محسوب می شود. خاک زراعی مرغوب به وسعت زمین فوتبال محتوی توده میکروبی است به وزن یک گاو که در آن زمین می چرخد. ولی ظرفیت متابولیکی این تعداد انبوه میکروبها احتمالا صد هزار برابر گاو مـی باشد. معهذا، اندازه گیـــری دی اکسید کربن رها شده از خاک و شواهد دیگر نشان می دهد که میکروبها در شرایط کمبود مواد غذائی بسربرده و با سرعت کمی تولید مثل می کنند. هنگامیکه مواد غذائی به خاک افزوده می شود، توده های میکروبی و فعالیت آنها به سرعت افزایش می یابد و در نتیجه مواد غذائی خاک مجددا کم می شود و در این حال در سرعت پائین به تولید مثل، خود
5
ادامه می دهند.( منبع 2 و 1 )
فراوان ترین میکروبها در خاک باکتریها هستند (جدول 1-1) خاک باغچه در هر گرم محتوی میلیونها باکتری است.

جدول شماره 1-1: انتشار میکربها برحسب تعداد در هر گرم خاک باغچه در اعماق مختلف
______________________________________________
عمق((cm باکتریها اکتینومیست ها قارچها جلبکها

8-3 9750000 2080000 119000 25000
25-20 2179000 245000 50000 5000
40-35 570000 49000 14000 500
75-65 11000 5000 6000 100
145-135 1400 ___ 3000 ___

در چند سانتیمتر از بخش فوقانی خاک تعداد میکروبها حداکثر بوده و به تدریج هر چه عمق بیشتر می شود تعداد آنها رو به کاهش می گذارد. تعداد باکتریها را با روش کشت در بوات تعیین می کنند و احتمالا تعداد واقعی آنها دقیقا تخمین زده نمی شود زیرا، یک نوع محیط کشت یا شرایط رشد نمی تواند امکانات لازم را برای رشد فراوان انواع میکروبها در خاک فراهم سازد.
آکتینومیست ها گر چه جزء باکتریها رده بندی می شوند ولی بطور جداگانه در خاک مورد مطالعه قرار می گیرند. این دسـته از میکروبها ماده ای به نام ژئوزمین(1) در خاک تولید می کنند که بوی کپک زده به خاک می دهد. در این دسته از میکروبها تولید مثل بوسیله اسپورهای غیر جنسی و قطعه قطعه شدن میسلیوم انجام می گیرد. توده واقـعی زیاگـان (توده کـلـی جانداران در حجم معین) در مورد آکتینومیست ها احتمالا در حد باکتریها است. این دسته از میکروبها بویژه گونه های استرپتومیسس از لحاظ تولید آنتی بیوتیک اهمیت دارند.
قارچـها به تـعداد کـمتر از باکـتریـها و آکتـیـنومیـسـتها در خـاک یافـت مـی شـوند. چون بسیاری از کلـنی های قارچی که از تندش اسپور غیر جنسی در محیط های کشت تشکیل می شود شمرده می شود لذا، رابطه واقعی بین شمارش و توده قارچها مورد تردید قرار می گیرد. مجموع توده قارچها احتمالا برابر مجموع توده باکتریها و آکتینومیست ها می گردد زیرا، ابعاد میسلیوم قارچ چندین بار بیشتر از ابعاد سلولهای باکتری است.کپک ها بیش از مخمر ها در خاک دیده می شوند.

6 ((1- Geosmin))
جلبک ها و سیانوباکترها گاهی توده های انبوهی بر روی خاکهای مرطوب تشکیل می دهند و همچــنین در خاکهای خشک بیابانی نیز دیده می شوند.این دسته از میکروبها غالبا در لایه سطحی خاک جائیکه تابشنور خورشید، آب و دی اکسید کربن فراوان است رشد می کنند. معهذا، تعداد زیادی از جلبکها و سیانوباکترها تا عمق 50سانتیمتری خاک نیز دیده می شوند. اهمیت این دسته از میکروبها و تغییراتی که در محیط ایجاد می کنند در مواد خاصی جالب توجه است. بعنوان مثال، تثبیت ازت جوی در مراتع، نواحی توندرا توسط برخی از گونه های سیانوباکترها انجام می گیرد و در نواحی بیابانی بعد از بارندگی این عمل سیانوباکترها در حاصلخیزی خاک اهمیت دارد.
میکروبهای بیماری زا در خاک
برای میکربهای بیماریزای انسانی که به زندگی انگلی عادت کرده اند، خاک محیط نامساعدی است. حتی برخی انواع بیماریزای نسبتا مقاوم نظیر گونه های سالمونلا هنگامیکه وارد خاک می شوند فقط مدت چند هفته یا چند ماه می توانند زنده بمانند.اغلب میکروبهای بیماریزای انسانی که قدرت زندگی را در خاک دارند، انـواع اسپوردارمی باشند. اسـپـوربا سیلوس آنتراسیس (عامل سیاه زخم در حیوانات) در برخی از خاکها دهها سال به حالت زنده بسر برده و سرانجام هنگامیکه بوسیله حیوانات چراگر خورده می شود تندش حاصل می نماید. در مدفون کردن لاشه حیوان آلوده به سیاه زخم احتیاط لازم را باید به کار گرفت تا از آلوده شدن خاک بوسیله اسپورهای این باکتریها جلوگیری شود. کلاستریدیوم تتانی (عامل کزاز)، کلاستریدیوم بوتولینم (عامل بوتولیسم) و کلاستریدیوم پر فرنجنس (عامل قانقرن گازی) نیز مثالهای دیگری از میکروبهای بیماریزای اسپوردار ساکن خاک می باشند. از این محیط این میکروبها در مواد غذائی یا نواحی زخمی بدن وارد شده و پس از رشد سمومی ایجاد می کنند. ( منبع 3 و 2 و 1)
میکروبهای بیماریزا در گیاهان غالبا ساکن خاک می باشند. اکثر میکروبهای بیماریزای خاک را قارچها تشکیل می دهند زیرا، این دسته قادرند در رطوبت کم سطح گیاهان رشد نمایند. بسیاری از زنگها، سیاهکها، سوختگیها و پژمردگیها در گیاهان بوسیله قارچهائی که قادرند بخشی از چرخه زندگی خود را در خاک طی کنند ایجاد می گردد. برخی از میکروبـهای خاکزی در حشـرات بیماریـزا هسـتند و از ایـنرو می توان
7
برای مبارزه با آفات از آنها استفاده کرد. بعنوان مثال، باسیلوس ترانجینسیس(1) خاکزی بوده و در لارو بسیاری از حشرات بیماریزا است و امروزه از آن برای کنترل حشـرات استـفـاده می شود. اسپور بلعیده شده بوسیله حشره تندش یافته و باسیل حاصل کریستال پروتئینی سمی تولید می کند که سرانجام حشره را می کشد. در خاک انواع دیگری از میکروبهای بیماریزا در حشرات یافت می شود مانند ویروس ها و قارچها و تحقیقات در مورد آنها برای استفاده جهت مبارزه با آفات در حال پیشرفت است.
تاثیر میکروارگانیسم ها در روی خاک
با وجود آنکه بعضی از میکروارگانیسم ها در گیاهان ایجاد بیماری می کنند و اکثرا این بیماریها در مزرعه توسط آب پخش می شوند ولی حیات خاک وابستگی زیادی به فعالیت میکروارگانیسم های آن دارد. فواید این میکروارگانیسم ها عبارتند از:
1-ایجاد خاک در اثر تجزیه سنگها و صخره ها
2-استحکام خاک: توسط میکروارگانیسم های رشته ای مانند قارچها، استرپتومیستها، اکتینومیستها و جلبکها.
3-حفظ تعادل اکولوژی در خاک: این تعادل توسط باکتریوفاژها، ویروسها، پروتوزئرهای شکاری و میکسوباکتریها انجام می گیرد که با خوردن میکروارگانیسم های دیگر در فلورمیکروبی خاک تعادل به وجود می آورند.
4-تجزیه سموم کشاورزی
5-ازبین بردن حشرات موذی:بسیاری از باکتریها بر ضد حشرات توکسین ایجاد می کنند از این میان باسیلوس پوپیلیه که سوسک ژاپنی را از بین می برد و باسیلوس تورنجینسیس که بر ضد پشه مالاریا استفاده می شود را می توان نام برد.
6-چرخه عناصر: میکروارگانیسم ها نقش مهمی در چرخه کربن و ازت دارند و بیشتر ازت موجود در خاک توسط باکتریها تامین می گردد و در اثر فتوسنتز CO2 به مواد آلی تبدیل می شود و میکروارگانیسم ها در اثر تجزیه این مواد CO2را به جو بر می گردانند.
باکتریهای موجود در خاک
با وجود آنکه باکتریها زیاد در خاک وجود دارند ولی بعضی از آنها اهمیت

8 ((1- B. Thuringiensis))
بیشتری در خاک دارند. به طور کلی در خاکهای با ظرفیت 20 درصد رطوبت میکروارگانیسم ها به صورت فعال وجود دارند بعضی از باکتریها مانند کلستریدیوم و باسیلوس به علت داشتن اسپور در خاک خشک نیز دیده می شوند. باکتریهای خاک نقش اصلی را در چرخه عناصر دارند و مهمترین آنها عبارتند از:
باکتریها هوازی و میکروآئروفیلیک میله ای یا کوکسی گرم منفی
این دسته از باکتریها در گروه 4 برگی قرار گرفته اند و اکثر آنها میله ای و یا کوکسی گرم منفی می باشند جنسهای مهم این گروه عبارتند از:
آگروباکتریوم
این باکتری گرم منفی است و دارای پلاسمید Ti می باشد و بیماری گال را به سیب زمینی و گوجه فرنگی و تنباکو انتقال می دهد. امروزه از این باکتری در مهندسی ژنتیک برای وارد کردن ژن مطلوب به گیاه استفاده می کنند. بعضی از گونه های این باکتری فاقد قدرت ایجاد گال می باشند.
ازتوباکتر
این باکتری میله ای تاکوکسی گرم منفی است. در حالی که تشکیل اسپور نمی دهد گاهی کیست ایجاد می کند، توسط فلاژن پیرامونی حرکت می کند ول‍ی گونه های غیر متحرک نیز در میان آنها وجود دارد. این باکتری تثبیت کننده ازت است و 10 میلی گرم نیتروژن به ازای مصرف هر گرم قند تولید می کند. برای تثبیت ازت به مولیبدن و یا وانادیوم احتیاج دارد. کاتالاز این باکتری مثبت است و در 4/8-5/8 pH رشد می کنند تعداد آن در اطراف ریشه ها بیشتر است.
آزوموناس
یک باکتری گرم منفی میله ای است که قادر به تشکیل کیست نمی باشد. کاتالازمثبت بوده و در شرایط اسیدی 8/4-6/4 تثبیت ازت انجام می دهد.
آزوریزبیوم
یک باکتری گرم منفی تثبیت کننده ازت است ولی باوجود آنکه خود باکتری هوازی است تثبیت ازت رادرشرایط میکروآئروفیلیک انجام می دهد.
بیژرنکیا
به صورت میله ای و یا خمیده در مناطق حاره ای وجود دارد.
موچوآ
این باکتری تثبیت ازت را در شرایط هوازی و یا میکروآئروفیلیک انجام

9
می دهد ودارای کیست و کپسول است و در 3-10pH قادر به رشد است.
برادی ریزوبیوم
یک باکتری گرم منفی تشکیل دهنده غده در سویا می باشد بعضی از گونه های آن در حالت آزاد نیز قادر به تثبیت ازت می باشد. این باکتری توسط تاژکهای قطبی حرکت می کند.
دلئیا
این باکتری شدیدا نمک دوست است و در خاکهای شور یافت می شود ولی اکثر گونه های آن دریازی می باشند.
درکسیا
یک باکتری میله ای گرم منفی تثبیت کننده ازت می باشد که به صورت اتوتروفی نیز می تواند ازهیدروژن ومتان به عنوان منبع انرژی استفاده کند.در خاکهای حاره ای یافت می شود.
پسودوموناس
یک باکتری میله ای گرم منفی، متحرک و هوازی می باشد که تست اکسید ازآن مثبت و یا منفی و کاتالاز مثبت می باشد.
ریزوبیوم
یک باکتری میله ای متحرک گرم منفی همراه با ذخیره چربی پلی B هیدروکسی بوتیرات است این باکتری قادر به ایجاد غده در گیاهان بوده و ازت را تثبیت می کند.
ریزوموناس
یک باکتری گرم منفی بیماریزا در کاهو می باشد. این باکتری اکسیدازو کاتالاز مثبت است.
گزانتوباکتر
این باکتریها پلی مورف،غیرمتحرک و یا متحرک،کاتالازمثبت وگرم منف‍ی هستند.
گزانتوموناس
باکتریهای میله ای بدون ذخیره چربی می باشند و احیاء نیترات را انجام نمی دهند اکسید از منفی و کاتالاز مثبت بوده و مانند گزانتوباکتر کلنی های رنگی تولید می کنند.
باکتریهای احیا کننده سولفات
این گروه از باکتریها شدیدا ب‍ی هوازی،گرم منفی وتولید کننده SH2 می باشند و طبق تقسیم بندی برگی درگروه 7 قرار گرفته اند.
10
این گروه از4 زیر گروه تشکیل شده است:
-زیرگروه اول شامل باکتریهای منفی اسپوردار مانند دسولفوتوماکولوم می باشد.
-زیر گروه دوم باکتریهای تولیدکننده استات ازمواد آلی می باشند. مانند دسولفولوبوس،دسولفوموناس،د سولفومیکروبیوم و دسولفوویرید.
-زیر گروه سوم باکتریهایی می باشند که SH2 تولیدمی کنند و ترکیبات آلی را به CO2 تبدیل می کنند مانند دسولفوباکتر، دسولفوباکتریوم و دسولفوکوکوس.
-زیر گروه چهارم باکتریهای تولید کننده SH2 و ترموفیل می باشند مانند دسولفوروموناس.
باکتریهای بی هوازی فتوسنتز کننده
این باکتریها در شرایط بی هوازی در مجاور نور یافت می شوند و بیشتر در پساب و شالیزارهای برنج وجود دارند.این باکتریها در گروه 10 برگی قرار گرفته اند و 7 زیرگروه در آنها وجود دارد.
زیر گروه اول
این باکتریها از SH2 به عنوان منبع الکترون برای تثبیت CO2 استفاده می کنند وگوگرد را درون سلول رسوب می دهند.
این گروه دارای کلروفیلa وb می باشند.مانند کروماتیوم، تیوکاپسا، تیوسیستیس، تیواسپیریلیوم.
زیر گروه دوم
این باکتریها قادرند از سولفید و یا سولفات به عنوان منبع الکترون استفاده کنند.دارای کلروفیلa وb می باشند ولی رسوب گوگرد برون سلولی است مانند اکتوتیوردوسپپیرا.
زیر گروه سوم
این باکتریها باوجود آنکه فتوسنتز انجام می دهند ولی مواد آلی را نیز جذب می کنند ممکن است ازسولفید یا تیوسولفات بعنوان منبع الکترون برای تثبیتCO2استفاده کنند وگوگرد رابه صورت برون سلولی رسوب دهند وبعضی ازآنها به نیاسین، تیامین وریبوتین برای رشد احتیاج دارند. مانند رودوباکـتر، رودومیـکروبیوم، رودوسپودوموناس، رودواسپـیریلیوم
11


زیر گروه چهارم
این باکتری قادر به مصرف ترکیبات گوگردی به عنوان منبع الکترون نمی باشند شدیدا بی هوازی و دارای باکتریوکلروفیل g می باشند مانند هیلوباسیلوس و هیلوباکتریوم.
زیر گروه پنجم
این باکتریها سولفید و یا سولفور را به عنوان منبع الکترون برای تثبیت CO2 به کار می برند و رسوب سولفور را در بیرون از سلول به جا می گذارند مانند کلروبیوم دارای باکتریوکلروفیل c وd می باشند. بعضی از باکتریهای قهوه ای در این گروه کلروفیل e دارند.
زیر گروه ششم
باکتریهای این گروه رشته ای و دارای حرکت لغزنده می باشند. قادر به مصرف مواد آلی می باشند و مواد آلی را به عنوان منبع الکترون ترجیح می دهند، مانند کلروفلکس و هلیوتریکس.
زیر گروه هفتم
باکتریهای این گروه هوازی شیمیو هتروتروف می باشند و دارای باکتریوکلروفیل a هستند مانند اریتروباکتر.
گروه 12 باکتریهای اتوتروف
باکتریهای این گروه به سه زیر گروه تقسیم می شوند:
زیر گروه 1
این باکتریها اکسید کننده گوگرد می باشند ولی فتوسنتز کننده نیستند. اکثر این باکتریها گرم منفی هوازی می باشند. اکسیداسیون گوگرد را در شرایط هوازی انجام می دهند مانند ماکروموناس، تیوباکتریوم، تیودندرون، تیواسپیرا، تیوولوم و تیوباسیلوس.
زیر گروه 2
باکتریهای این گروه زیر گروه آهن و منگنز را اکسید و یا ذخیره می کنند.این باکتریها نیز گرم منفی هوازی هستندو باکتریهای مگنتوتاکتیک جزء این زیر گروه هستند. باکتریهای این گروه عبارتند از گالیونلا، لپتواسپیریلوم، متالوژنیوم، سیدروکاپسا، سیدروکوکوس و سولفوباسیلوس
زیر گروه 3
باکتریهای نیتریـفیـکاتوردر این زیر گروه قرار دارند و به دو بخش A و B تقسـیم می شوند. در بخـش A باکـتریهای اکـسـید کـننده نیـتریت مانـند
12
نیتروباکتر، نیتروسپیرا و نیتروکوکوس وجود دارند. باکتریهای این بخش همگی گرم منفی هوازی بدون اسپوراتوتروف می باشند. باکتریهای بخش B باکتریهای اکسید کننده آمونیاک می باشند. این باکتریها عبارتند از نیتروزوموناس، نیتروکوکوس و نیتروزواسپیرا.
گروه 13 باکتریهای زائده دار جوانه زن
این گروه از باکتریها دارای زائده و خار می باشند. به زائده های آن پروستکا می گویند. معمولا در چرخه عناصر خاک نقشی ندارند و همگی هتروتروف می باشند. بعضی از آنها مانند هیفومیکروبیوم، لبریز و استلاآبزی می باشند.
گالیونلا با وجود آنکه جزء باکتریهای اکسید کننده آهن گرم منفی می باشند ولی به علت داشتن زائده و پایه در این گروه قرار می گیرند.
گروه 14 باکتریهای غلافدار
این باکتریها همگی گرم منفی، واجد غلاف و اکثرا آبزی می باشند و به ندرت در خاک دیده می شوند. مانند کلونوتریکس، کرنوتریکس، لپتوتریکس و اسفروتیلوس. لپتوتریکس نیز قادر به اکسید کردن منگنز و آهن می باشد ولی از آن به عنوان منبع انرژی استفاده نمی کند.
گروه 15 باکتریهای لغزنده غیر فتو سنتز کننده
این گروه نیز باکتری گرم منفی غیر فتوسنتز کننده می باشند. بعضی از آنها منفرد (مانند فلکسی باکتر) و بعضی رشتهای (مانند بژیاتوا) می باشند. اکثرا هوازی هستند ولی در شرایط میکروآئروفیلیک نیز وجود دارند. بعضی از باکتریهای این گروه با وجود آنکه هتروتروف هستند ولی قادر به اکسید کردن گوگرد می باشند مانند بژیاتوآ، تیوپلوکا و تیوتریکس. تیوتریکس آرایش رزت مانند دارد و در اطراف چشمه های آب گوگردی دیده می شود.
گروه 18 باکتریهای اسپوردار
این باکتریها گرم مثبت، هوازی و یا بی هوازی می باشند. گسترش آنها در خاک بسیار است و در پوسیدگی ترکیبات آلی و کودهای حیوانی و کمپوست نقش دارند.چون قادر به تولید اسپور می باشند در شرایط نامساعد مقاومند و به اسپور تبدیل می شوند.باسیلوس و آمفی باسیلوس هوازی می باشند در حالی که کلستریدیوم و دسولفوتوماکولوم بی هوازی هستند.
گروه 20 باکتریهای گرم مثبت بی نظم بدون اسپور
13
این گروه از باکتریها گسترش بسیاری در خاک دارند و در تشکیل خاک و یا تجزیه ترکیبات گزانتوبیوتیک مؤثر هستند. بعضی از آنها هوازی و بعضی از آنها بی هوازی هستند. مهمترین باکتریهای خاکزی این گروه عبارتند از اکتینومایسس، آتروباکتر، سلولوموناس، کورینه باکتریوم، یوباکتریوم، وپروپیونی باکتریوم.
گروه 21 میکوباکتریومها
این باکتریها گرم مثبت اسیدفاست، هوازی و هترتروف می باشند. این باکتریها کند رشد می باشند و جداسازی آنها مشکل است ولی در خاک، خاک برگ و کود وجود دارند در تجزیه علف کشها و حشره کشها و تجزیه سموم مؤثر می باشند.
گروه 29-22 اکتینومیستها
40 درصد از باکتریهای خاک در این گروه قرار دارند. باکتریهای استرپتومیست، نوکاردیافورم، اکتینومیست و فرانکیا در این گروه قرار گرفته اند. این دسته از باکتریها به علت آنکه رشته ای هستند باعث استحکام بافت خاک می شوند و آن را در مقابل باد و باران حفظ می نمایند. بعضی از این باکتریهای این گروه گرم مثبت می باشند و اکثرا تولید کننده آنتی بیوتیک می باشند و در نتیجه تعادل اکولوژی در خاک بوجود می آورند. باکتریهای گروه های دیگر برگی کمتر در خاک یافت می شوند.
یوکاریوتهای موجود در خاک
آلگها
آلگها طیف وسیعی از میکروارگانیسم های فتوسنتز کننده می باشند. این موجودات هوازی می باشند. گروهی از آلگها که سیانوباکتر می باشند جزء پروکاریوتها هستند. بعضی از آلگها میکروسکوپی و بعضی دیگر با چشم غیر مسطح قابل رؤیت هستند.
ولی جلبکهای خاکستری معمولا کوتاه تر از جلبکهای آبزی می باشند. جلبکها از یک سلول یا کلنی های مجتمع تشکیل یافته اند در میان جلبکهای رشته ای بعضی از آنها انشعاب دارند و بعضی از آنها بدون انشعاب می باشند. بیشتر جلبکها کلروفیل دارند و سبز می باشند. اما بعضی از آنها قرمز و یا قهوه ای هستند زیرا علاوه بر کلروفیل حاوی کاروتن می باشند. جلبکها مانند گیاهان حاوی کلروپلاست و غشاءهای فتوسنتز کننده می باشـند. از لـحاظ مـطالعه RNA بعضی از جلبـکها نـزدیـک به گـیاهان
14
می باشند وبعضی مانند اوگلنا شبیه پروتوزوئرها هستند وحتی اوگلنا گاهی کلروپلاست خود را از دست داده ومانند پروتوزوئرها هتروترف می شود.بیشتر جلبکها را از روی شکل،نوع پیگمان ونوع ذخیره آنها تقسیم بندی می کنند.مشخصات جلبکها درجدول 2-1 مشاهده می شود. اکثر جلبکها مانند گیاهان فتوسنتز انجام می دهند واز H2O بعنوان منبع الکترون استفاده می کنند ولی بعضی از آنها از H2 برای فتوسنتز استفاده می کنند وبسیاری از جلبکها در تاریکی از بین می روند ولی بعضی از جلبکها در تاریکی شیمیوارگانوتروف می باشند واستات ویا ترکیبات ساده را به عنوان تغذیه فتوهتروتروفی می گویند. در اکثر موارد دیواره سلولی جلبکها از سلولز تشکیل یافته است اما گاهی پکیتن،کربنات کلسیم وسیلیس نیزدردیواره وجود دارندبعضی ازجلبکهامانند اوگلنا فاقد دیواره می باشند.
با وجود اینکه حرکت لغزنده در میان جلبکهای سبز آبی وجود دارد ولی در جلبکهای یوکاریوت فقط در دیاتومه ها مشاهده می شود و حرکت با تاژک در بعضی از آنها نیز دیده می شود.( منبع 6 و 1 )
همانطور که در جدول 2-1 مشاهده می شود کریزوفینا و کلروفیتا خاکزی می باشند و بیشتر جلبکهای دیگر در آب شور و شیرین یافت می شوند.

جدول 2-1 . مشخصات جلبکها

گروه جلبک
نام آنها
شکل
رنگدانه
نمونه
ذخیره
دیواره
محیط طبیعی
کلروفیتا
جلبک سبز
تک سلولی
کلروفیلaوb
کلامیدرموناس
نشاسته ساکارز
سلولز
آبزی و خاکستری
اگلنوفیتا
اکلئوئیدها
تک سلولی تاژکدار
کلروفیلaوb
اگلنا
کلوکان
بدون دیواره
آبزی
کریزوفیتا
جلبکهای طلایی و قهوه ای
تک سلولی
کلروفیلabوc
ناویکلا
لیپید
سیلیس
آبزی‌و خاکستری
فائوفیتا
جلبکهای قهوه ای
رشته ای
کلروفیلaوb وگزانتوفیل
لامیناریا
گلوکان
سلولز
دریازی
پیروفیتا
دینوفلاژل ها
تک سلولی تاژکدار
کلروفیلaوc
گونیولاکس
نشاسته
سلولز
دریازی و آب شیرین
رودوفیتا
جلبک قرمز
تک سلولی
کلروفیلaوd
سیانین وفیکواریتری
پلی سیفونیا
نشاسته و گلوکان
سلولز
دریازی
همانطور که در جدول 2-1 مشاهده می شود کریزوفیتا و کلروفیتا خاکزی می باشند و بیشتر جلبکهای دیگر در آب شور و شیرین یافت می شوند. 15
قارچها
برخلاف جلبکها کلروفیل ندارند وبر خلاف پروکاریوتها دارای هسته، واکوئل ومیتوکندری هستند.مخمر،کپکهای لزج وقارچ چتری از قارچهای مهم میباشند.با وجود آنکه بعضی از قارچها خاکزی میباشند ولی بعضی ازآنها آبزی هستند.بعضی قارچها انگل حیوانات و گیاهان هستند ونسبت به باکتریها بیشتردرگیاهان ایجاد بیماری می کنند.در دیواره سلولی قارچها سلولز و کیتین وجود دارد.تمام قارچها شیمیوارگانوتروف هستند وقادربه رشد درشرایط بدون ماده آلی نمیباشند.تقسیم بندی کلی قارچها درجدول 3-1 مشاهده میشود.( منبع 3 و 1 )
شراکت قارچ
قارچ ها به عنوان موجوداتی تجزیه کننده نقشی حیاتی در طبیعت ایفا می کنند. بدون قارچ ها بسیاری از ترکیبات گیاهی نظیر سلولز و لیگنین تجزیه نمی شوند و به چرخه مواد باز نمی گشتند. بعضی قارچها با گیاهان شریک می شوند. به این ترتیب که قارچها به دور ریشه گیاه می پیچند و به گیاه کمک می کنند تا مواد غذائی موجود در خاک را جذب کند. در عوض از قند تولید شده توسط گیاهان استفاده می کنند. این شراکت در ساختاری به نام قارچ ریشه (میکوریز) صورت می گیرد.

جدول 3-1. تقسیم بندی قارچها
گروه
نام عمومی
هیف
نمونه
تولید مثل جنسی
محیط طبیعی
آسکومیست
قارچ آسک دار
فاصله و سپتا وجود دارد
نوروسپورا ساکارومامیسس
آسکوسپور
خاک و کود گیاهی
بازیدیومیست
قارچ چتری
فاصله و سپتا وجود دارد
آرمیلاریا آگاریکوس
بازید و اسپور
خاک و کود گیاهی
زیگومیست
کپک نان
بدون سپتا
موکور ریزوپوس
زیگوسپور
خاک و کود گیاهی
اوومیست
کپک آب
˝
آلومیسس
اووسپور
آب
دوترومیست
قارچ ناقص
با سپتا
پنی‌ سیلیوم اسپرژیلوس کاندیدا
ندارد
خاک و کود گیاهی



16
زیگومیست
زیگومیست ها درخاک و فضولات به وفوریافت می شوند وبه شکل خزه بر روی نان نم دار ومیوه های در حال فساد ظاهرمی شوند.
آسکومیست
آسکومیست ها فراوانترین نوع قارچها هستند. این قارچها را قارچهای کیسه ای نیز می نامند زیرا هاگ آنها درون سلول کیسه مانندی به نام آسک تشکیل می شود. تعداد هاگ ها بر حسب گونه قارچ از یک تا بیش از یک هزارهاگ متغیر است.
بیشتر آسکومیست ها نوعی هاگ به نام کانیدیوزپور به معنای «ذرات ریز غبار» نیز تولید می کنند. آسکومیست ها در خاک، آب های شیرین و گیاهان و جانوران در حال تجزیه، یافت می شوند. این قارچها بیماریهای زیادی در گیاهان و جانوران ایجاد می کنند و از طریق فاسد کردن مواد غذائی، پوشاک و سایر مواد خسارات اقتصادی زیادی از خود بر جا می گذارند.( منبع 3 و 1 )
الف- کپکها
کپکها قارچهای رشته ای هستند ودرخاک، نان ومواد غذایی دیگریافت میشوند. این قارچها تشکیل میسلیوم میدهند وچندین هسته درمیسلیوم وجود دارد وبه همین جهت به آنها کولینوسیتیک میگویند.میسلیوم درانتها تشکیل کنیدی می دهد. کنیدیها اسپورهای غیر جنسی میباشند و نسبت به خشکی مقاومند.اکثر کنیدیها رنگدانه دارند وبه رنگهای سیاه،سبز،آبی، قرمز،زرد وقهوه ای دیده میشوند وگاهی درآزمایشگاه این کنیدیها آلرژی ایجاد میکنند.بعضی ازکپکها تولید مثل جنسی دارند ودراثرتلقیح سیتوپلاسمی دومیسلیوم تولید گامتوتانجیا میکنند.ودوسلول ها پلوئید تبدیل به سلول دیپلوئید می شود وبا تقسیم میوزومیتوز اسپور تشکیل می شود.
اسپورهایی که درون آسک می باشند آسکوسپورواسپورهایی که درتیـغه های چترمیباشند بازیدوسپور نام دارند.اسپورها به شرایط نامساعد مقاوم میباشند ولی مانند اسپور باکتریها به حرارت مقاوم نیستند.(منبع 3 و 1 )
ب- مخمرها
مخمرها قارچهای تک سلولی می باشند و بیشتر آنها به صورت آسکومیست تقسیم بندی شده اند. مخمرها کروی و یا بیضوی می باشند و تـوسـط جوانه زدن تـکثـیر می یابد. مخمـرها تـشکیل هیـف نمـی دهند ولی
17
بعضی از آنها در شرایط خاص به میسلیوم تبدیل می شوند مانند کاندیداآلبیکنس که یک قارچ بیماریزا می باشد و تشکیل میسلیوم می دهد. حتی ساکارومایسس سرو یزیه در شرایط خاص قادر به تولید میسلیوم می باشد. مخمرها معمولا بزرگتر از باکتریها می باشند و بعضی اوقات از طریق الحاق دو مخمر تولید مثل جنسی دارند.( منبع 3 و 1 )
ث- قارچهای چتری
این نوع قارچها تشکیل اجسامی به نام اجسام میوه ای می دهند. بعضی از آنها در خاک و یا تنه درختان وجود دارند. این قارچها تولید بازیدیوسپور می کنند. در اثر الحاق دو میسلیوم، هیف دی کاریوتیک تشکیل می گردد. این هیف تشکیل پایه قارچ را می دهد. این پایه در خاک برای مدت طولانی باقی می ماند و در شرایط مساعد رشد می کند و تشکیل چتر می دهد.( منبع 3 و 1 )
ج- کپکهای لزج
کپکهای لزج از یوکاریوتهای غیر فتوسنتز کننده می باشند که شبیه قارچها و پروتوزوئرها هستند. کپک لزج به دو گروه سلول واقعی و کاذب تقسیم می شود. در فرم کپک لزج واقعی فرم رویشی یک آمیب واقعی است ولی در فرم کپک لزج کاذب حالت رویشی از چند پلاسمودیا که پروتوپلاسم می باشند تشکیل یافته است. کپکهای لزج در برگ و خاک وجود دارند.
تعریف و اهمیت رابطه همزیستی میکوریزایی
قارچ (میکوریزا) با اهمیت ترین میکروارگانیسم های موجود در اغلب خاک های تخریب نشده می باشند. بطوریکه بر طبق تخمین های موجود حدود 70 درصد از توده ی زنده جامعه میکروبی خاکها را میسیلیوم این قارچ ها تشکیل می دهند.(2003 ، mukerji and chamola)
اولین گزارش مبنی بر وجود این قارچ ها در اطراف ریشه گیاه میزبان و بوجود آمدن یک رابطه همزیستی میکوریزا به تحقیقات صورت گرفته توسط harting (1840 ) مربوط می شود. Reissek (1847 ) این قارچ ها را به عنوان موجودی مستقل در همزیستی با گیاهان ارکیده شناسایی معرفی کرد. Frank (1885 ) که به دنبال بررسی راهکارهایی به منظور کشت قارچ های خوراکی در منطقه جنگلی Prussia بود، ساختمان حاصل از فعالیت مشترک ریشه گیاهان میزبان و قارچ های مـیکوریزا همـزیست را شـناسـایی و آن را مـایـکوریزا نـامـید.(1989 ،paul and clark( اصطلاح مایکوریزا در واقع از دو کلمه تشکیل شده
18
است. یکی از کلمه ی یونانی mikes به معنی قارچ و دیگری کلمه ای با ریشه لاتین rhiza که به معنی ریشه است و بیان کننده ی رابطه همزیستی بوجود آمده بین ریشه گیاه میزبان و قارچ های مایکوریزا است. همزیستی بین اغلب گیاهان آوندی (بیش از 85 درصد) با قارچ های میکوریزا موجود در خاک و متعلق به سر کلاس ascomycets ، zygomycetea ، asiolomy به وجود می آید و نتیجه حاصل از این همزیستی، فعالیت قارچ در جهت جذب و انتقال عناصر غذایی به گیاه میزبان از یک طرف و از طرف دیگر دریافت ترکیبات کربنه حاصل از فتوسنتز گیاه میزبان توسط قارچ همزیست باشد.
(1983 و harly and smith ). این همزیستی بین گیاهان و قارچ هایی که در سیستم ریشه ای گیاه در ساختمان های ریشه مانند مستقر شده اند، بوجود می آید و... . آن در ابتدا انرژی از گیاه به قارچ همزیست منتقل شده و در ادامه عناصر غذایی از قارچ به گیاه منتقل میگردد (1991 ،allen )
همزیستی میکوریزا یکی از شناخته ترین و در عین حال گسترده ترین و مهمترین رابطه همزیستی موجود در کره زمین است.(1991 ، allen ) از آنجایی که اکثر گیاهان مورد استفاده در تغذیه انسان و تعلیف دام و طیور دارای همزیستی میکوریزا می باشند با انتخاب و بکارگیری بهترین ترکیب گیاه میزبان قارچ همزیست می توان به نحو مؤثری از این همزیستی در افزایش تولید محصولات کشاورزی استفاده کرد. همچنین با استفاده از این سیستم همزیستی می توان مصرف نهاده های شیمیایی از قبیل کود شیمیایی و سموم، سیستم کشت و کار سالمتر و محیط زیستی عاری از آلودگی های جانبی داشت.(1991 abbot and robson ).
گیاهانی دارای همزیستی میکوریزایی می باشند به دلیل اینکه عناصر غذائی و آب بیشتری از خاک جذب می نماید دارای رشد بهتری خواهند بود، عملکرد بیشتری خواهند داشت مقاومت بیشتری در برابر تنش های زنده(عوامل بیماریزا که ریشه گیاهان را مورد حمله قرار می دهند) و غیر زنده(خشکی، سرما و شوری) از خود نشان می دهند.( 1992 ، syluia and Williams )
رابطه همزیستی میکوریزا تمامی جنبه های بیولوژیکی سیستم ریشه گیاه میزبان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. همچنین تمامی گیاه به نحوی در ارتباط با رابـطه همزیسـتی میـکوریزا می بـاشـند. با توجـه به ایـنکه اولین
19
تولید کنندگان در هر اکوسیستمی می باشند. لذا می توان نتیجه گرفت تمامی موجودات زنده و تمامی اکوسیستم ها از باکتری ها گرفته تا انسان و از اراضی مرطوب تا صحراهای خشک به نوعی وابسته به روابط همزیستی میکوریزایی می باشند. در گیاهان دارای همزیستی میکوریزایی عضو اصلی در جذب عناصر معدنی از خاک قارچ میکوریزا است.
همچنین نتایج تحقیقاتی که اخیرا صورت گرفته است مؤید نظرات قبلی مبنی بر نقش کلیدی قارچ های میکوریزا در استقرار گیاهان اولیه در شرایط خشکسالی است (1997 ، smith and read ).
از آنجایی که قارچ های میکوریزا موجب افزایش توانایی گیاهان میزبان در جذب فسفر و عناصر معدنی از خاک و بخصوص از منابع غیر قابل دسترس آنها می شوند، لذا به این میکروارگانیسم های مفید لفظ biofertilizer اطلاق شده وعقیده بر این است که قارچ های میکوریزا می توانندجایگرین خوبی برای قسمتی از کودهای شیمیایی مصرف شده مخصوصا کودهای فسفاته دراکوسیستم های مختلف باشند.( منبع 7 و 3 )
کپکهای لزج سلولی
دیکتیوســـتلیوم دیسکوئیدوم (Dictyostelium discoideum) از کپکهای باسلول واقــــعی است که تشکیل اجــســـــام میوه ای مـــی دهــــد و ســــپس اجسام مــــیوه ای تبـــدیل به اســــــپور می شــــوند در حـالــت گـرسنـگی ایـن کـپـک لـزج تشـکیل پلاسمودیوم کاذب می دهد و در این حالت cAMP و گلیکوپروتئین تولید می کند.سپس تشکیل جسم میوه ای را می دهند و جسم میوه ای به ساقه و سر تبدیل می شود. ساقه سلولز تولید می کند و اسپور در قسمت سر تشکیل می شود و هر اسپور یک سلول آمیب مانند ایجاد می کند. در این حالت تکثیر در این نوع کپک لزج، غیر جنسی است. تولید مثل جنسی از طریق الحاق دو آمیب و تشکیل ماکروکیست انجام می گیرد.
کپکهای لزج تشکیل دهنده پلاسمودیا
این کپکها تشکیل دهنده پلاسمودیوم می باشند. پلاسمودیوم دیپلوئید است و تشکیل اسپورانژ و اسکلروتیا می دهد. اسپورانژیا از تولید مثل جنسی حاصل می شود و بعد از تقسیم میوزاسپور را تشکیل می دهد. اسپور با تقسیم دوتایی در شرایط مساعد تشکیل سلول آمیب مانند را می دهد از الـحاق دو آمـیب سـلول آمـیب مـانند دیـپلـوئید به دست می آید و این سـلول
20
پلاسمودیدم دیپلوئید را ایجاد می کند. در شرایط نامساعد اسپور جنسی تشکیل نمی شود ولی بعضی از سلولهای کپک مقاوم شده و خشکی را تحمل می کنند و در شرایط مساعد به پلاسمودیوم تبدیل می شوند.
پروتوزوئرها
پروتوزوئرها سلولهای یوکاریوتی می باشند که دیواره سلولی ندارند. آنها اکثرا بدون رنگدانه و متحرک هستند. این سلولها از باکتریها، مخمرها و جلبکها قابل تشخیص می باشند. پروتوزوآ در آب دریا و خشکی وجود دارند و بعضی از آنها انگل جانوران هستند. در خاک هارتمانلا، تستاسئا، میتوس، تترامیتوس و بدوسرکوبدو دیده می شوند. پروتوزوئرها از طریق پینوسیتوز تغذیه می کنند. بیشتر پروتوزوئرها از طریق فاگوسیتوز تغذیه می کنند. در خاک پروتوزوئرها با خوردن باکتریها تعادل بیولوژیکی را حفظ می کنند. پروتوزوئرها به گروهای مختلف تقسیم بندی می شوند.(جدول 4-1)
جدول 4-1. گروههای اصلی پروتوزوئرها
گروه
نام
نمونه
محیط طبیعی
ماستیگوفورا
فلاژلاتا
ژیاردیا
آب شیرین یا انگل حیوانات
اگلئوتید
فلاژل دار فتوسنتز کننده
اوگلنا
آب شیرین یا دریا
سارکودینا
آمیب
آمیب
آب شیرین، خاک، دریا
سیلیوپورا
مژه داران
کولپودا
آب شیرین، دریا، خاک
اسپروزوآ
اسپروزوآ
پلاسمودیوم
انگل حیوانات و حشرات
الف- تاژکداران(ماستیگوفورا)
این میکرواورگانیسم ها توسط تاژک خود متحرک می باشند و اکثرا زندگی آزاد دارند ولی بعضی از آنها مانند تریپانوزوم در انسان و حیوانات دیگر بیماری ایجاد می کنند. بعضی از تاژکداران جزء اگلنوئیدها می باشند در تاریکی کلروپلاست خود را از دست می دهند و زندگی هتروترونی دارند ولی اکثرا آبزی و نیز بیـماریزا می باشـند و از میـان تاژکـداران خـاکـزی
21
بدوسرکوبدو، میتوس و تترامیتوس را می توان نام برد.
ب- آمیبها(سارکودینا)
این میکروارگانیسم ها با پاهای کاذب حرکت می کنندو بعضی از آنها مانند آنتامباهیستولیتیکا پارازیت می باشند و در انسان بیماری اسهال خونی ایجاد می کنند ولی در خاک بیشتر آمیبهای پوسته دار دیده می شوند بعضی از آمیبهای پوسته دار مانند فورامینیفورا دریازی می باشند. تستاسئا و هاتمانلا از آمیبهای پوسته دار خاکزی هستند. پوسته آنها از کربنات کلسیم است و سلول به پوسته نمی چسبد و در هنگام تغذیه پاهای کاذب از منافذ موجود در پوسته خارج می گردد. این نوع آمیبها به شرایط خشکی و حرارت بالا مقاومند.
ث- مژه داران(سیلیوفورا)
این میکروارگانیسم ها واجد مژه می باشند و معمولا دو هسته دارند و از طـریق دهان تغـذیه می کنند و واکوئـل گوارشی تشکیل می دهند. از نمونه های بارز این پروتوزوئرها پارامسی می باشند. این تک سلولی مژه دار با بسیاری از باکتریها از جمله سیانوباکتریهای تک سلولی زندگی همزیستی دارد. پارامسی بیشتر محیط آبزی را ترجیح می دهد ولی کولپودیوم کولپودا مژه دار خاکزی است که باعث افزایش تثبیت ازت بعلت حفظ تعادل اکولوژیکی می شود. با وجود آنکه مژه داران ساپروفیت هوازی هستند ولی بعضی از آنها پارازیت و بعضی نیز بی هوازی اجباری می باشند. در دستگاه گوارش نشخوارکنندگان مژه داران بی هوازی نقش مهمی در تخمیر مواد دارند.
ج- اسپوروزوآ
این میکروارگانیسم ها انگل اجباری انسان و حیوانات می باشند و تولید اسپور نمی کنند. برای انتقال به میزبان جدید تولید اسپوروزوئیت می کنند. از میان این پروتوزوئرها، پلاسمودیوم عامل مالاریا و کوکسیدیا پارازیت پرندگان است.
ویروسها
ویروسها در خاک به صورت ذرات بی جان و غیر فعال می باشند و در بیولوژی خاک فقط از نظر تاثیر روی بعضی از موجودات زنده آن اهمیت پیدا می کنند. از نظر بیولوژی خاک، ویروسهای آلوده کننده میکروارگانیسم ها که اصطلاحا فاژ خوانده می شوند، به دلیل تاثیری که ممـکن اسـت در کنـترل فعالـیت موجـودات ذره بیـنی خـاک داشـته بـاشـند،
22
اهمیت بیشتری پیدا می کنند. آلودگیهای ویروسی، تاکنون در بین کلیه میکروارگانیسم ها به غیر از پروتوزوئرها دیده شده است و معمولا برای مشخص کردن ویروسهای اختصاصی هر گروه، نوع میکروارگانیسم میزبان به کلمه فاژ اضافه می شود(باکتریوفاژ، میوفاژ، سیانوفاژ) بعضی از ویروسها فاژهای باکتریهای مهم خاک مانند ریزوبیوم، ازتوباکتر، آگروباکتریوم، پسودوموناس، آتروباکتر و غیره می باشند. این فاژهای مخصوص از خاکهای مختلف مجزا و مشخص شده اند.
برای جدا کردن باکتریوفاژ اختصاصی یک نوع باکتری، مقدار زیادی از کشت تازه باکتری مورد نظر را به نمونه خاک اضافه کرده و آن را در شرایط رطوبت و حرارت مناسب قرار می دهند تا فاژهای مخصوص آن باکتری تکثیر شوند. سپس مقدار کمی از این خاک را به محیط کشتی که دارای باکتری میزبان است اضافه می کنند. صاف شدن سوسپانسیون باکـتـری و یـا کاهـش کـدورت آن پـس از مـدتـی حدود 24 تا 48 سـاعـت
اتووگذاری نشانه وجود فاژ مخصوص در نمونه خاک مورد آزمایش می باشد که در این صورت با عبور دادن محلول از صافیهای مخصوص که فقط ویروسها از آن قابل عبور هستند، محلول حاوی باکتریوفاژ مورد نظر را به دست می آورند. زمین هایی که چند سال به طور مداوم زیر کشت حبوبات قرار می گیرند، همیشه دارای مقدار زیادی فاژ مخصوص ریزوبیوم یا ریزوبیوفاژ می باشند.
در حالی که این نوع فاژ در اکثر زمینهای دیگر نادر است و به همین دلیل تصور می شود که یکی از علل مهم کاهش محصول یونجه و شبدر و امثال آنها در اثر کشتهای متوالی، ازدیاد و تراکم فاژهای ریزوبیوم باشد که می تواند با آلوده کردن این باکتریهای مفید، امکان همزیستی آنها را با گیاه و در نتیجه انجام تثبیت ازت به وسیله آنها را به شدت تقلیل دهد. البته عوامل دیگر مانند ترشح مواد سمی به وسیله ریشه گیاه و یا ازدیاد موجودات بیماریزا هم در این مورد دخالت دارند. فاژها به شرایط محیطی مثل اسیدیته خاک و تغییرات درجه حرارت خیلی مقاومتر از باکتریهای میزبان خود هستندو به همین دلیل می توانند در انتظار میزبان مناسب، سالها در خاک باقی بمانند. به طور کلی تعداد ویروسها و همین طور شدت فعالیت و سرعت عمل آنها در خاکهای رسی و هوموسی خیلی بیشتر از خاکهای سبک رسی است.
به طـوری که نتـایج مـطالعات انـجام شـده در مـورد فـاژهای خـاک نـشان
23
میدهند، این موجودات علی رغم فراوانی دائمی سلولهای میزبان، هرگز در خاک به تعداد زیاد وجود ندارند و به علاوه انواعی از باکتریهای خاک که در محیط کشت مصنوعی، در مجاورت فاژ اختصاصی جدا شده از خاک به سرعت نابود می شوند، در شرایط طبیعی در همان خاک حاوی فاژ به خوبی رشد کرده به تعداد فراوان پیدا می شود. به این ترتیب مسلم می شود که باید موانعی در راه ازدیاد سریع فاژهای خاک وجود داشته باشد، ولی تاکنون عواملی که از شدت عمل این موجودات در خاک جلوگیری می کنند شناخته نشده اند.
آنتاگونیسم(1) (آمنسالیسم)(2)
وقتی ارگانیسمها مواد سمی بر ضد یکدیگر ترشح می کنند حالت ارتباطی آنتاگونیسم پیش می آید ترشح آنتی بیوتیک توسط استرپتومیستها
درخاک باعث کنترل جمعیت باکتریها می شود. ویروسهای لیتیک نیزباعث ازبین رفتن باکتریها می شوند. تولید اسیدلاکتیک، اتانول و یا اسیدهای چرب برای بعضی از باکتریها بازدارنده باکتریهای تولید کننده ی اسیدهای چرب مانع رشد هستند. مخمردرپوست می شوند.
پارازیت
دراین رابطه میکروارگانیسم به یک جمعیت دیگر ضمن سود بردن آسیب می رساند. این رابطه به دو حالت اکتوپارازیت واندوپارازیت وجود دارد.فاژها نمونه ی بارزی ازرابطه ی پارازیتی می باشند. بدلوویبریو(3) نیزپارازیت باکتریهای گرم منفی است. این باکتری چون به غشاء میزبان می چسبد به عنوان اکتوپارازیت شناخته شده است. میکسوباکتریها نیزبا ترشح آنزیمهای باعث لیزمیکروارگانیسم حساس می شوند. آنها قادرند جلبکها وباکتریهار گرم مثبت و منفی را ازبین ببرند. باکتریهای تولید کننده ی سلولازوکیتیناز پارازیت گیاهان ویا قارچها می باشند.
شکاری
درزندگی میکروارگانیسمها نمی توان تفاوت زیادی بین حالت شکاری و انگلی قائل شد. برای مثال بدلوویبریو ممکن است حالت شکاری بیشتر به حـالت جذب و هضم شکارگـفته می شود و معـمولا شـکارچی باید بـزرگتر



24 ((1-Antagonism ,2-Amensalism ,3-Bdellovibrio))
ازشکارباشد در حالی که ویروسها که کوچک می باشند انگل باکتریهاهستند اما شکار باکتریها توسط پروتوزوئر حالت شکاری را به وجود می آورد.
رابطه میان میکروارگانیسم ها و حیوانات
با اینکه وجود میکروارگانیسم ها برای بسیاری از موجودات مفید است و در اکثر حشرات و چهارپایان عامل اصلی هضم غذا میکروارگانیسم ها می باشند و خود نیز به عنوان غذا برای بسیاری از موجودات به شمار می روند ولی حالت انگلی نیز دارند و می توانند در موجودات مختلف بیماری ایجاد کنند. در دستگاه گوارش چهارپایان میکروارگانیسمها نه تنها باعث هضم غذا می شوند بلکه ویتامینها و مواد دیگر مورد نیاز حیوانات را نیز تولید می کنند. میکروارگانیسم ها نه تنها باعث هضم فیبر می شوند بلکه مواد دیگری مانند نشاسته را به مواد پر انرژی تبدیل می کنند. مورچه های برگ بر برگهای مورد نیاز قارچها را در لانه تهیه می کنند و هر گونه ای از مورچه گونه ای خاص از قارچ رادر تجزیه برگ انتخاب می کند که مکانیسم این عمل هنوز ناشناخته است. مورچه آتا فقط یک نوع قارچ را برای کشت خالص انتخاب می کند و آن را در برگهای جویده کشت می دهد. سوسکهای خاکی و مورچه ها اندام های خاصی برای حمل اسپور مورد نظر دارند به این اندام می سن تانجیا(1) گفته می شود که در سوسک خاکی در پا قرار دارد و در مورچه برگ بر درآرواره قرار گرفته است.
قارچ، ارگسترول، ویتامینها و مواد پروتئنی لازم برای رشد سوسک را آماده می کند در عوض سوسک، خاک اره و مواد مدفوعی و رطوبت مناسب را در اختیارقارچ قرار می دهد. موریانه ها نیز با قارچها همزیستی دارند. بدون قارچ این موریانه ها قادر به زندگی در روی چوب نمی باشند. چون چوب عاری از منبع نیتروژن است این حشرات با باکتریهای تثبیت کننده ی ازت نیز همزیستی دارند. در دستگاه گوارش انسان میکروارگانیسمهای دستگاه گوارش ویتامینهای لازم از جمله ویتامین k را تولید می کنند و عامل مهمی برای جلوگیری از رشد پاتوژنها می باشند. متانوژنها و استوژنها در دستگاه گوارش حالت کومنسالیسم دارند بعضی از حشرات مانند شپش به میکروارگانیسمها و تولـیدات آنها بـرای رشـد و تـولید مثـل احـتیاج دارند. در دستـگاه گـوارش


25 ((1- Mycentangia))
نشخوار کنندگان میکروارگانیسم های بسیاری در هضم غذا دخالت دارند. بیشتر میکروارگانیسمهای بی هوازی که از 5/5 pH الی 7 قادر به رشد باشند در دستگاه گوارش نشخوار کنندگان وجود دارند. اکثر باکتریهای موجود در دستگاه گوارش نشخوار کنندگان در جدول 5-1 آمده اند.
علاوه بر باکتری ، پروتوزوآی مژه دار وبعضی از تاژکداران مانند دیپلو دی نیوم و سارکودینا نیز در دستگاه گوارش نشخوارکنندگان وجود دارند. بعضی از پروتوزوئرها از سلولز و نشاسته و بعضی دیگر از باکتریها تغذیه می کنند .

جدول 5-1 . منبع انرژی و محصول حاصل از تخمیر توسط باکتریهای نشخوارکنندگان
باکتری
منبع انرژی *
محصولات تولیدی **
1- باکتروئیدز سوکسینوژنز

C\S\G

A\S
2- باکتروئیدز آمیلوفیلوس
S
A\S\F
3- باکتروئیدز رومینوکولا
S\X\G
A \ S \ F
4- رومینوکوکوس فلاووفاسی انس
C\X\G
A\ S \ F \H
5- سوکسینی ویبریو دکسترینوسالونس
G
A\ S
6- سوسکینی ویبریوآمیکولاتا
S\G
S
7- رومینوکوکوس آلبوس
C\X\G
A\ F \ H \E
8- بوتیروویبریو رومینانتوم
C\S\X\G
F\ B \L
9- سلولوموناس رومینانتوم

S\GL\Y
AP\L
10- ویلونلا الکالسنس
L
A\P\H
11- استرپتوکوکوس بویس
S\G
L
12- لاکتو باسیلوس ویتولینوس
G
L
13- متانوباکتریوم رومینانتوم
H2 + CO2 \ F
M
14- یوباکتریوم رومینانتوم
X\G
F\B\L

*منبع انرژی: گزیلان= X نشاسته = S سلولز= C فورمات=F
گلیسیرول=Y لاکتات = L گلوکز=G
**محصولات تولیدی: استات =A سوکسینا ت =S فورما ت =F
هیدروژن=H اتانل = E بوتیرات = B پروپیونا ت= P
26
رابطه ی نرم تنان و میکروارگانیسم های فتوسنتز کننده
بعضی از جلبکهای تک سلولی و سیانو باکتریها الگ اندوزئیک نامیده می شوند. جلبک برای نرم تن اسید های آمینه، اسید های چرب استرول و اکسیژن تولید می کند و حیوان کربن دی اکسید و اوره در اختیار جلبک می گـذارد. گـاهی همـکاری بیـن اوگـلنا و نیمف در فصل زمسـتان بیشـتر
است ولی در تابستان هر کدام به صورت جداگانه رشد می کنند.
رابطه ی نرم تنان و میکروارگانیسم های لیتوتروف
بعضی از نرم تنان دارای زندگی همزیستی با باکتریهای اتوتروف می باشند مثلا کرم لوله ای ریفتیا با باکتریهای اتوتروف همزیستی دارد این کرم فاقد دهان و دستگاه گوارش ولی واجد اندامی به نام تروفوزوم می باشد. CO2 ، O2 ، SH2 از راه آبشش جذب شده و به تروفوزوم می رسد. باکتری های اتوتروف موجود در تروفوزوم 2SH،2 CO ومواد آلی تولید می کنند و در اختیار نرم تنان می گذارند . با وجود آنکه باکتریهای اتوتروف قادر به رشد نمی باشند ولی از طریق شناسائی DNA آنها وجودشان به اثبات رسیده است.
همزیستی قارچ و حشره ی ساقه دار
بعضی از حشرات برای تولید مثل به قارچ وابسته می باشند. قارچ سپتو بازیدیوم ( (Septobasidiumدر لارو بعضی از حشرات هیف تشکیل می دهد و مانع از بین رفتن آن توسط حشرات شکاری دیگر می شود . علاوه بر آن بر جنسیت این حشره نیز تاثیرمی گذارد. تخمهای حشره که با این قارچ همزیستی داشته باشند ماده و تخمهایی که فاقد این قارچ باشند نر خواهند بود. مکانیسم این نوع همزیستی برای تعیین جنسیت مشخص نیست. بعضی از باکتریها دارای لوسیفرین نیز با آبزیان دریایی همزیستی دارند و باعث تولید نور برای آنان می شوند و این نور به حرکت ماهی سرو پا و ماهی نورانی کمک می کند.
در عوض باکتری تولید کننده ی نور جایگاه مناسبی را روی این آبزیان پیدا می کند.
میکروبها و چرخه های بیو- ژئوشیمیایی
شاید مهمترین نقش میکروبهای خـاک شـرکت آنها در چرخه های بیو_ژئو شـیمیایی باشد که به گردش برخی عناصر شیمیایی در طبیعت کمک کرده و آنها را قـابل مصرف می سازد مانند : کربن، ازت، گوگرد و فـسفر، در
27

صورتیکه، این فعالیت میکروبی در جهت گردش عناصر در طبیعت انجام
نمی گرفت سرانجام عناصر ضروری به مصرف رسیده و حیات متوقف می شد.( منبع 7 و 2 و 1 )
چرخه کربن
همه ترکیـبات آلی دارای چرخه کربن است. بخـش عمده کربن معدنی که برای سنتز ترکیبات آلی به مصرف می رسد از دی اکسید کربن جو تامین می گردد. مقداری کربن نیز در آب حل می شود.
اولین مرحله در چرخه کربن مصرف دی اکسید کربن در فـتوسنـتز بـه وسـیله فــتواتوتـروفهائی نـظیر سـیانوباکـترها، گــیاهان سبز، جلـبکها و بـاکـتریـهای گـوگـردی سـبـز ارغـوانـی مـی بـاشـد . دی اکـسـید کــربـن توسط فتواتوتروفها به صورت ترکیبات آلی در می آید. در مرحله بعد شیمیو اتوتروفها ترکیبات آلی را به مصرف می رسانند بدین معنی که جانوران فوتواتوتروفها بویژه گیاهان سبز و همچنین جانوران دیگر را می خورند و بدین طریق ترکیبات آلی گوارده شده و بار دیگر ساخته می شود. در این راه اتم های کربن اولیه دی اکسید کربن از جانداری به جاندار دیگر انتقال می یابد.
برخی از ملکولهای آلی توسط شیمیو هتروتروفها از جمله جانوران به عنوان انرژی مورد استفاده قرار می گیرند. در فرایند تنفس دی اکسید کربن در جو رها می گردد و این دی اکسید کربن به سرعت وارد چرخه دیگر می شود. معهذا، بخش عمده کربن در پیکر جانداران باقی می ماند که به صورت مواد دفعی، دفع شده یا پس از مرگ آنها در طبیعت رها می گردد. با مرگ جانداران ترکیبات آلی آنها در خاک وارد شده و بوسیله میکروبها بویژه باکتریها و قارچها تجزیه حاصل می کند و در نتیجه آن ترکیبات آلی به مواد ساده تر تجزیه شده و دی اکسید کربن به جو باز می گردد. گرچه دی اکسید کربن جو فقط 03/0 درصد گازهای جو را تشکیل می دهد ولی همین مقدار برای سنتز ماده زنده ضروری است.
کربن در صخره هائی نظیر سنگ آهک ذخیره می شود و در آب اقیانوسها به صورت یون کربنات حل می شود و همچنین به صورت آلی در ذغال سنگ و نفت انباشته می شود. سوزاندن این قبیل مواد سنگواره سوختنی موجب رها شدن دی اکسید کربن در جو می گردد.
چرخه ازت
همه جانداران برای سنتز پروتئین ها، اسیدهای نوکلئیک و سایر ترکیبات

28
ازت دار، به ازت احتیاج دارند. ازت ملکولی 80 درصد گازهای جو را شامل می گردد و جو بالای هر جریب خاک حاصلخیز دارای بیش از 30 هزار تن ازت است. معهذا، با وجود فراوانی این گاز هیچیک از جانداران یوکاریوت نمی توانند از آن استفاده کنند. این ازت بایستی با سایر عناصر نظیر هیدروژن و اکسیژن تثبیت گردد، ترکیبات حاصله که شامل یون نیترات و آمونیوم است توسط جانداران مورد استفاده قرار می گیرد. نیروهای فیزیکی و شیمیائی که در خاک، آب و هوا عمل می کنند همراه با فعالیت های میکروبهای خاص عوامل مهمی در تبدیل ازت با اشکال قابل مصرف محسوب می شوند.
همه ازت موجود درخاک به صورت ملکولهای آلی بخصوص پروتئین ها می باشد. هنگامیکه جانداران می میرند تجزیه پیکر آنها موجب هیدرولیز پروتئین ها به صورت اسید های آمینه می شود و گروههای آمین این اسید ها در فرایند آمونیاک سازی رها می گردد. آمونیاک سازی توسط باکتریها و قارچهای هوازی و بی هوازی انجام می گیرد.
* **
آمونیاک اسیدهای آمینه پروتئین سلولهای مرده
* آمونیاک سازی توسط میکروبها ** تجزیه میکروبی

رشد میکروبها آنزیمهای پروتئولیتیک برون سلولی رها می سازد که به ساده شدن مواد شیمیائی کمک می کند. سرنوشت آمونیاک حاصل به شرایط خاک بستگی دارد. چون آمونیاک به صورت گاز است ممکن است به سرعت از خاکهای خشک خارج گردد ولی در خاکهای مرطوب در آب حل شده و یون آمونیوم تشکیل می دهد.
- +
NH3 + H2O NH4OH NH4 + OH
یون آمونیوم توسط باکتریهاوگیاهان درسنتزاسیدهای آمینه به کارگرفته میشود.سری واکنشهای دیگری که درچرخه ازت رخ میدهد شامل اکسید شدن یون آمونیوم به نیترات طی فرایند شوره گذاری(Nitrification ) می باشد.دو نوع باکتری درخاک به نام نیتروزوموناس(Nitrosomonas ) و نیترو باکتر(Nitrobacter )دردومرحله متوالی آمونیاک را به نیترات اکسیده می کنند.
- * - ** +
NH4 NO2 NO3
نیترات نیتریت یون آمونیوم 29
* نیترو باکتر ** نیتروزوموناس
نیتراتها شکل قابل استفاده ازت برای گیاهان است و گیاهان ازت آن را در سنتز پروتئین به کار می برند.
در نقاط مختلف چرخه، ازت جوی وارد یا از آن خارج می شود. خارج شدن ازت از چرخه طی فرایند شوره برداری(Deniritication )انجام می گیرد که طی آن نیترات به گاز ازت تبدیل می گردد.
- -
NO3 NO2 N2O N2
گاز ازت اکسید نیترو نیتریت نیترات
گونه های سودوموناس مهمترین باکتریهای خاک در شوره برداری محسوب می گردند. تعدادی از انواع دیگر از جمله پاراکوکوس(Paracoccus)، تیوباسیلوس نیز دارای گونه هائی هستند که قادرند شوره برداری انجام دهند. باکتریهای شوره بردار هوازی هستند ولی تحت شرایط بی هوازی به جای اکسیژن می توانند نیترات را به عنوان پذیرنده نهائی الکترون به کار گیرند (تنفس بی هوازی).
از این رو فرایند شوره برداری غالبا در خاکهای پر آب که عاری از اکسیژن می باشد فعالتر است. چون باکتریهای شوره بردار ازت را در جو رها ساخته و نیترات را از خاک می گیرند لذا، از نظر حاصلخیزی خاک این فرایند نا مطلوب است.
مرحله آخر چرخه ازت تبدیل ازت به آمونیاک تحت فرایند تثبیت ازت می باشد. فقط برخی از باکتریها و سیانوباکترها قادر به انجام این عمل می باشند. آنزیم نیتروژناز مؤثر در تثبیت ازت احتمالا در اوایل پیدایش زمین قبل از آنکه جو دارای اکسیژن گشته و ترکیبات ازت دار از منابع آلی در دسترس قرار گیرد به وجود آمده است. تثبیت ازت توسط دو نوع میکروب هم زی و غیر هم زی انجام می گیرد.
باکتریهای غیر هم زی که زندگی مستقل دارند بخصوص در ریزوسفر گیاهان در مراتع یافت می شوند مانند ازتوباکتر. این باکتریها ظاهرا با مصرف سریع اکسیژن که نفوذ آنرا در سلول به حداقل می رساند آنزیم نیتروژناز را حفظ می کنند. باکتری دیگر هوازی اجباری غیر هم زی که ازت جوی را ثابت می کند بایـرنکیا(Beijerinckia) نام دارد. برخی از باکتریهای بی هوازی نظیر کلاستریدیوم ها نیز ازت جوی را ثابت می کنند. درسیانوباکترها معمولا آنزیم نیتروژناز در درون سلولهای اختصاص یافـته ای به نام هتروسـیست(Heterocyst) قرار دارد و ایـن سلولها

30
در شرایط کاملا بی هوازی برای تثبیت ازت را دارا می باشند. وجود این میکروبها به ویژه در خـاک های پـر آب نظـیر شـالـیزارهـا حائـز اهـمیت می باشـد.
یـکی از میکروبهای بی هوازی اجباری ثابت کننده ازت کلاستریدیوم پاستوریانوم است. سایر باکتریهای غیر هم زی تثبیت کننده ازت شامل گونه های بی هوازی اختیاری کلبسیلا، آنتروباکتر، باسیلوس و فتواتوتروفهائی مانند رودواسپیریلوم(1) و کلروبیوم(2) می باشند.
اغلب میکروبهای غیر هم زی ثابت کننده ازت قادرند تحت شرایط آزمایشگاه مقدار زیادی ازت تثبیت نمایند ولی در محیط خاک مقدار هیدرات کربنی که برای تامین انرژی جهت احیای ازت به آمونیاک و وارد کردن آن در ساختمان پروتئین ها لازم است کم می باشد و از این رو تثبیت ازت به کندی انجام می گیرد. با وجود این، باکتریها در اقتصاد ازت مناطقی نظیر مراتع، جنگل ها و توندارهای قطبی نقش مهمی بعهده دارند.
باکتریها هم زی (هم یار) ثابت کننده ازت حتی نقش مهم تری در رشد گیاهان و تولید محصول بازی می کنند. در رابطه هم زیستی دو موجود متعلق به دو گونه مختلف با یکدیگر زندگی کرده و هر یک از دیگری بهره مند می گردد. این چنین رابطه ای در گونه های ریزوبیوم با ریشه گیاهان خانواده پروانه آسا نظیر لوبیا، لوبیا چیتی، نخود، بادام زمینی، شبدر و یونجه شرح داده شده است. این گیاهان مهم از نظر کشاورزی فقط نمونه هائی از چند هزار گونه پروانه آسا هستند که به صورت بوته یا درختچه در خاکهای فقیر بسیاری از نواحی دنیا رشد می کنند.
باکتریهای ریزوبیوم با گونه های خاصی از گیاهان پروانه آسا زندگی همزیستی دارند. این باکتریها به ریشه گیاهان میزبان معمولا در ناحیه تارهای کشنده متصل می شوند.در تار کشنده ریشه در نتیجه آلودگی با باکتری تورم ایجاد می شود که منجر به پیدایش آلودگی گشته و این رشته از تار کشنده گذشته و وارد ریشه می گردد. باکتریها این رشته آلودگی را دنبال کرده و وارد سلولهای ریشه می شوند. در درون سلولها شکل آنها تغییر یافته به صورت اشکال درشت تری با نام باکتروئید در می آیند که سرانجام سلول گیاه را پر می کنند. سلولهای ریشه در اثر آلودگی تحریک شده و گره های تومر مانند مرکب از سلولهای پر از باکتروئید تشکیل می دهد. آنگاه ازت جوی با همزیستی بین گیاه و باکتری تثبیت می گردد. گیاه

31 ((1- Rhodospirillum , 2-Chlorobium ))
شرایط بی هوازی فراهم ساخته و مواد غذایی لازم را در اختیار باکتری می گذارد و باکتری ازت جوی را ثابت می کند که بعدا این ازت در ساختمان پروتئین وارد می گردد.
هر سال میلونها تن ازت جوی از این راه در خاک وارد می شود. مثالهای دیگری از تثبیت ازت با طریقه همزیستی در گیاهان سایر خانواده ها درخت غان است. این درختان نخستین گیاهانی هستند که بعد از آتش سوزی یا یخبندان در جنگل می رویند. درخت غان بوسیله آکتینومیســت هم زی به نام فرانکیا(1) آلوده شده و بر روی ریشه آن گره های ثابت کننده ازت تشکیل می گردد. با پرورش درخت غان می توان در سال حدود 50 کیلو ازت در جریب تثبیت کرد و به این ترتیب به اقتصاد جنگل کمک نمود.
گلسنگ ها نیز به اقتصاد ازت در جنگل کمک می کنند. هم زیستی بین قارچ و یک جلبک با سیانوباکتر گلسنگ را به وجود می آورد. هنگامیکه یکی از یاران سیانوباکتر باشد ازت جوی تثبیت شده و خاک جنگل از نظر ازت غنی می گردد. سیانوباکترها می توانند مقدار زیادی ازت را در خاکهای نواحی بیابانی به دنبال با زندگی و هم چنین در خاکهای سطحی توندارهای قطبی تثبیت نمایند. در ممالک شرقی شالیزارها می تواند محل رشد توده انبوهی از میکروبهای تثبیت کننده ازت باشد. این سیانوباکترها قادرند با سرخس های کوچک شناور به نام آزولا(2) که بطور فراوان در شالیزارها در سطح آب رشد می کنند زندگی هم زیستی بر قرار سازند. این دسته از میکروبها به حدی ازت جوی را تثبیت می کنند که نیازی به افزودن کودهای ازت دار به شالیزار برنج نیست.
سایر چرخه های بیو__ژئو شیمیائی
میکروبها همچنین در گردش عناصر دیگری در چرخه های طبیعی دخالت دارند (نظیر گوگرد). به علاوه، میکروبها تغییر و تبدیلات زیادی در پتاسیم، آهن، منگنز، جیوه، سلنیوم، روی و سایر کانی ها ایجاد می کنند. انواع واکنش های شیمیائی در این چرخه ها غالبا برای قابل مصرف کردن عناصر جهت تغذیه گیاهان (به صورت محلول) و در متابولیسم آنها لازم و ضروری است.( منبع 7 و 2 و 1 )

1-Frankia
2-Azolla
32

تجزیه حشره کش ها و سایر مواد شیمیائی ساختگی
میکروبهای خاک نقش مهمی در تجزیه موادی که در خاک وارد می شوند به عهده دارند. مواد آلی طبیعی نظیر برگهای درختان، بقایای جانوران به راحتی تجزیه می شوند. معهذا، در عصر صنعتی کنونی بسیاری از مواد شیمیائی نظیر آفت کش های کشاورزی، پلاستیک به مقدار زیاد در خاک وارد می شود. بسیاری از این مواد شیمیائی ساختگی در برابر عمل تجزیه کنندگی میکروبها مقاوم هستند. معروفترین مثال حشره کش د.د.ت است. هنگامیکه این حشره کش اول بار به کار گرفته شد نتیجه خوبی از خود نشان داد بطوریکه با یک بار مصرف اثر حشره کشی آن به مدت طولانی باقی می ماند، ولی به زودی دریافتند که این قبیل مواد شیمیائی به علت محلول بودن در چربی در نواحی خاصی از زنجیره غذائی متراکم می گردد. عقاب ها و سایر پرندگان طعمه خوار با تغذیه از مواد غذائی آلوده شده د.د.ت را در بافتهای خود متراکم کرده و در نتیجه اختلالات تولید مثلی پیدا می کنند (تخم ها پوسته نرمی پیدا کرده و جوجه تولید نمی گردد). همه مواد شیمیائی ساختگی مانند.د.ت پایا نیستند. برخی از این مواد از پیوندهای شیمیائی و واحدهای کوچکتری که توسط آنزیم های باکتریها تجزیه می شوند ساخته شده اند ولی تغییرات کوچک در ساختمان شیمیائی می تواند آنها را به صورت مواد تجزیه ناپذیر در آورد. مثال در این مورد دو علف کش دو- چهار- د (علف کش چمن) و دو-چهار- پنج ت (درختچه کش) است. افزایش یک اتم کلر به ساختمان دو-چهار- د برای طولانی کردن حیات این ماده در خاک از چند روز تا زمان نامحدود کافی است.( منبع 5 و 1 )
تجزیه سموم در خاک
مهمترین فرایندهای مسئول تجزیه و فروسائی سموم در خاک را به سه گروه تجزیه نورانی (Photodecomfosition )، تجزیه کاملا شیمیایی و فروسائی یا فساد میکروبی می توان تقسیم نمود که با همین ترتیب، نقش فراینده ای در تباهی سموم در خاک دارند. هریک از این مکانیسم ها ممکن است به تنهایی عمل نمایند ولی تجزیه و فسادی که در خاک رخ می دهد نتیجه عملکرد اقلا دو مکانیسم از سه فرایند فوق است که همزمان به وقوع پیوندد.
تجزیه میکروبی سموم، در بند فعالیت میکروارگانیسم ها در خاک بوده و عواملی که در فراوانی و فعالیت آنها مؤثر است بر تجزیه و تباهی سموم
33
در خاک نیز حاکم می باشد. این عوامل عبارتند از درجه حرارت، وجود مواد آلی و رطوبت مناسب. میکروبهای خاک، سمومی را که منشاء آلی دارند به عنوان بنخان انرژی جهت فرایند های زیستی به کار می برند و بدین ترتیب در طبیعت سموم، دگرگونی ایجاد می کنند. چون توانایی میکروارگانیسم ها برای تجزیه و فساد سموم به تدریج ایجاد شده و افزایش می یابد، لذا در مواردی که سمومی برای اولین بار به خاک افزوده شده اند، میکروبها در فرسایی این ترکیبات ناتوان بوده و اگر غلظت سموم زیاد نباشد، به تدریج فرایندهای تجزیه و فساد همزمان با سازگاری میکروبها به ترکیبات جدید، آغاز شده و ادامه می یابد. بدیهی است برای اینکه ملکول های سموم بتوانند جذب یاخته میکروبها گردند، بایستی به صورت محلول باشند.
د.د.ت (D.D.T ) یکی از سمومی است که از نظر آلودگی محیط زیست، مورد توجه فراوان می باشد. این سم مانند سایر سموم کلر، بسیار مقاوم بوده و تجزیه آن در خاک به D.D.D منجر می شود که خود نیز مقاوم می باشد. هر دو ماده می توانند در چربیها ذخیره شوند و از نقطه نظر تغذیه فرآورده های دامی، زیانبار باشند. آلدرین نیز سرنوشت مشابهی در خاک دارد، زیرا پس از اکسید شدن به دیلدرین تبدیل می شود که از سمیت یکسانی برخوردار است. تجزیه D.D.T و D.D.D در شرایط بی هوازی بسیار سریع بوده و معمولا پس از چند ماه فقط یک تا دو درصد از آن باقی می ماند، در صورتیکه در شرایط هوازی، بیش از 70 درصد از D.D.T پس از شش ماه به همان صورت اولیه باقی مانده و فقط چهار درصد به D.D.D تبدیل شده است. بنابراین با مغروق ساختن خاک می توان سرعت تبدیل و تجزیه د.د.ت را در خاک افزایش داده و آلودگی آنرا مهار کرد. در حدود 26 گونه میکروبی توانایی تجزیه و تبدیل D.D.T را به D.D.D دارند.
برخی از ویژگیهای د.د.ت در پیش بینی رفتار آن در زیست بوم اهمیت دارد. مثلا حلالیت زیاد د.د.ت در چربیها و قابلیت انحلال ناچیز آن در آب، سبب می شود که این سم در لیپیدها و در نتیجه گیاهان و جانوران انباشتگی یابد. از طرفی بقایای آن بسیار پایدار بوده و نیم عمر آن در حدود بیست سال است. فشار بخار آن نیز به میزان کافی بالا بوده و مستقیما وارد جو می شود. بنابراین آب، خاک، هوا و دنیای موجودات زنده، همه مخزن مناسبی برای انباشتن د.د.ت است.
34
مصرف د.د.ت از آغاز سال 1970 در بسیاری از کشورها ممنوع شده است و با وجود اینکه آنچه از د.د.ت در موجودات زنده یافت می شود، از 3 درصد تولید سالیانه تجاوز نمی کند ولی همین مقدار ناچیز زیانهای غیر قابل جبرانی به پرندگان، ماهی ها و انسان وارد ساخته و خسارات حاصله نیز در سطح جهانی گزارش شده است.( منبع 7 و 5 و 1 )



منابع و مآخذ
1-میکروبیولوژی خاک ( دکتر گیتی امتیازی: دانشیار گروه زیست شناسی دانشگاه اصفهان )
2-میکروبیولوژی عمومی ( برای دانشجویان رشته های میکروبیولوژی، زیست شناسی، پزشکی و رشته های وابسته ) تالیف دکتر فریدون ملک زاده- دکتر منوچهر شهامت
3-مجموعه میکروب شناسی ( دنیای موجودات ذره بینی ) دنیای نادیدنی و سراسر شگفتی
4-چرخه گیاه ( نویسنده: ترزا گریناوی_ ترجمه: مجید عمیق )
5-فیزیک خاک ( دکتر محمد بای بوردی_ انتشارات دانشگاه تهران1672 )
6-گیاه شناسی پایه ( جلد اول تشریح و ریخت شناختی اندامهای رویشی و عمل آنها در گروه های بزرگ جهان گیاهی: احمد قهرمان، استاد دانشگاه تهران_ انتشارات دانشگاه تهران )
7-سایت Society Soil Science Sari
8-سایت Sid.Ir
9-سایت Soils.Org
10-سایت Soil.Iran
microbiology1.blogfa.com

نوشته شده توسط مینا در ساعت  | لینک  | 
 

 





Powered by WebGozar